جبههٔ دموکراتیک برای صلح و برابری (ائتلاف چپ در اسرائیل)
شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
صلح و رفاه برای اسرائیل، فلسطین، و کل خاورمیانه فقط از طریق توافقهای سیاسی و غیرنظامی کردن متقابل سلاحهای کشتار جمعی حاصل میشود، نه از راه جنگها و درگیریهای بیشتر. دست در زمانی که طبل جنگ طنینانداز شده است، باید فریاد بزنیم که فقط پایان دادن به جنگ و اشغال است که امنیت به ارمغان میآورد.
نیما مجد – اندیشهٔ نو: هَدَش یا جبههٔ دموکراتیک برای صلح و برابری، که ائتلافی سیاسی از برخی از نیروهای چپ- از جمله حزب کمونیست- در اسرائیل است، دیروز ۱۳ خرداد بیانیهای دربارهٔ یورش تجاوزکارانهٔ نیروهای اسرائیلی به ایران منتشر کرد که ترجمهٔ فارسی آن را در ادامه میخوانید.
در ساعات اولیه صبح [۱۳ خرداد ۱۴۰۴]، ارتش اسرائیل بهدستور نتانیاهو و دولت راست افراطی حملهٔ گستردهای علیه ایران آغاز کرد، حملهای که میتواند کل منطقه را به جنگی حتی طولانیتر و مرگبارتر بکشاند. این حمله پس از آن صورت گرفت که نخستوزیر نتانیاهو این هفته موفق شد ائتلاف خونینش را حفظ کند و از انحلال کنست [پارلمان اسرائیل] به خواست احزاب ماورای ارتدوکس جلوگیری کند. اکنون شکی نیست که ابزار اصلی چانهزنی نتانیاهو برای متقاعد کردن احزاب ماورای ارتدوکس «نیاز فوری به حمله به ایران» بود. اما این نیاز امنیتی واقعی نیست. بهاصطلاح «تهدید ایران» ابزاری در دست نتانیاهو است که نزدیک به دو سال است جنگ نابودکننده علیه مردم فلسطین در غزه را رهبری میکند، بدون هیچ افق سیاسی یا بحث واقعی در مورد روز پس از جنگ.
نتانیاهو برای نجات خودش و رژیمش به جنگ با ایران نیاز داشت و تهدید ایران آخرین ترفندی است که میتواند از آستین بیرون بکشد. مردم حالا به جنگ نابودکنندهای که نتانیاهو در غزه به راه انداخته است به دیدهٔ تردید مینگرند. بسیاری حالا این جنگ را جنگی سیاسی و ناعادلانه میبینند و درخواستها برای خودداری از خدمت در ذخیرههای نظامی افزایش یافته است. صبر مردم برای آزادی گروگانهای ربودهشده که در غزه در اسارتاند سر آمده است. مردم از افزایش خشونت در خیابانها و از افزایش قیمتها و کاهش خدمات دولتیی خسته شدهاند. اما نتانیاهو روشهایی را برای بازی دادن مردم اسرائیل امتحان کرده و آزموده است. او میداند که مردم انتقادهایی را که به او میشود و نفرت از او و دولتش را فراموش خواهند کرد و اگر ماشین جنگی اسرائیل دست به حملهٔ بزرگی بزند و تنشها را تشدید کند، به حمایت از ارتش برخواهند خاست.
در واقع، نتانیاهو درست فکر میکند. ارتش شبها همهٔ ما را بیدار میکند تا همه بدانیم که جنگ آغاز شده است، تا غرور ملی دوباره بیدار شود، و آنهایی که برنامهریزی کرده بودند که برای دور دیگری از خدمت ذخیره نروند، یا تردید داشتند، حالا بروند به خدمت. البته کل اپوزیسیون صهیونیستی به دفاع از این جنگ برخاست، از جمله ژنرال یائیر گولان، که همین دیروز اعلام کرد که اگر نتانیاهو به جنگ با ایران برود، به او اعتماد ندارد. رسانههای اسرائیلی پر از گزارشهایی از رخدادی «تاریخی» و عملیات مخفیانه در قلب قلمرو دشمن است. مردم اسرائیل بار دیگر به زیر پرچم فراخوانده میشوند و این نگرانی وجود دارد که پرچم با میل و رغبت بروند. اما مانند جنگ غزه، این جنگ نیز بیهوده است و پرچمی که مردم دور آن جمع می شوند پرچمی توخالی است.
همانطور که انتظار میرفت، از بین همهٔ جناحهای کنست، فقط هَدَش با صدای رسا و روشن خواستار توقف تشدید تنش با ایران است. در اطلاعیهای که هدش و حزب کمونیست اسرائیل صبح امروز منتشر کردند آمده است که آنها «با حملهٔ گستردهٔ اسرائیل به ایران که در ساعتهای اولیهٔ صبح آغاز شد مخالفاند. این بخشی از تلاش دولت نخستوزیر بنیامین نتانیاهو با حمایت اپوزیسیون پارلمانی برای کشاندن منطقه به تشدید تنش است، حتی گستردهتر از آنچه امروز وجود دارد. ما خواستار توقف این عملیات هستیم که اکنون به نظر میرسد آغاز جنگی خطرناک باشد که میتواند کل منطقهٔ خاورمیانه را فرا بگیرد.
ما در اصل با همهٔ برنامههای تسلیحات هستهیی- در خاورمیانه و سراسر جهان، بدون استثنا- مخالفیم و از همهٔ کشورها میخواهیم که به پیمانهای بینالمللی که هدفشان جلوگیری از فجایع انسانی در جهان است احترام بگذارند.»
در این بیانیه همچنین تأکید شده است که «دولت اسرائیل ممکن است از وضعی که ایجاد کرده است برای اجرای طرحهای خطرناکتر در نوار غزه و کرانهٔ باختری اشغالی استفاده کند.»
تردید زیادی وجود دارد که این حملهٔ اسرائیل به نابودی پروژهٔ هستهیی ایران منجر شود. این پروژهای است که رژیم ایران چهار دهه است که پیوسته در حال پیشبرد آن بوده است و به نظر نمیرسد که قصد داشته باشد بهراحتی از آن دست بکشد. تأسیسات تولید هستهیی ایران در اعماق زمین قرار دارد و اسرائیل توانایی نظامی برای نابود کردن کامل آنها را ندارد.
گزارشهای رسانه های خارجی حاکی از آن است که حملهٔ اسرائیل بر مقامات ارشد ایرانی متمرکز بوده است. اما سیاست ترور اسرائیل بارها در کشورهای خاورمیانه آزمایش شده و همیشه ثابت شده است که ضعیف و بیهوده است.
در حالی که نتانیاهو در حال آغاز جنگ خطرناکی با ایران است، نابودی و گرسنگی در غزه ادامه دارد و گروگانها هنوز در اسارتاند. ارتش اشغالگر مقررات منع رفتوآمد را در شهرهای کرانهٔ باختری اشغالی نیز اعلام کرده است. مخالفت با این تشدید خطرناک تنشها از جانب نتانیاهو و دولتش در ایران ضروری است، درست همانطور که مردم شروع به مخالفت با جنگ نابودساز غزه کردهاند. این تشدید تنش میتواند کل منطقه را به جنگی خونین و طولانی بکشاند.
باید یادآوری کرد که صلح و رفاه برای اسرائیل، فلسطین، و کل خاورمیانه فقط از طریق توافقهای سیاسی و غیرنظامی کردن متقابل سلاحهای کشتار جمعی حاصل میشود، نه از راه جنگها و درگیریهای بیشتر. دست در زمانی که طبل جنگ طنینانداز شده است، باید فریاد بزنیم که فقط پایان دادن به جنگ و اشغال است که امنیت به ارمغان میآورد.