پژوهش و تنظیم از الف. هوشیار۱
شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
تشخیص تمایز بین «اخلاق بهمثابهٔ آرمان» و «اخلاق بهمثابهٔ ابزار مشروعیتسازی قدرت» کلید درک عمیقتر بازیهای سیاسی است.
سیاست، در ذات خود، عرصهای پیچیده از تقابل و کشمکش «منافع»، «منابع»، و «قدرت»هاست. با این حال، این نبرد خامِ قدرت بهندرت به شکل عریان خود نمایان میشود. در عوض، خود را در پوشش فریبندهای از گفتمانهای اخلاقی، حقبهجانبگی، و ادعاهای «حق» و «ناحق» به نمایش میگذارد. این پدیده نقابی حیاتی بر چهرهٔ واقعیات خشن سیاسی میزند.
هر بازیگر سیاسی- خواه یک دولت، یک حزب، یا یک جنبش- میتواند برای مشروعیتبخشی به اهداف و اقدامات خود به ساختن روایتی اخلاقی پیرامون اقدامات خود بپردازد. این روایتها می تواند اقدامات تهاجمی را «دفاع از ارزشها» یا «مقابله با ظلم» بخواند؛ رقابت بر سر منابع را «تلاش برای عدالت» یا «برقراری نظم» معرفی کند؛ و حذف رقیب را «مبارزه با فساد» یا «نجات ملت» جلوه دهد. بدین ترتیب است که «حقانیت» اخلاقی به ابزاری استراتژیک تبدیل میشود تا قدرتطلبی را موجه، ضروری، و حتی مقدس نشان دهد.
این نمایش اخلاقی چند کارکرد کلیدی دارد:
۱. مشروعیتسازی: جلب حمایت داخلی و بینالمللی با تظاهر به دفاع از اصولی والا (آزادی، حفظ ارزشها، امنیت، حقوق بشر، مبارزه با تبعیض و ظلم و…).
۲. انسانزدایی از رقیب: با برچسبزنی اخلاقی (ستمگر، فاسد، تروریست، ارتجاعی و…) رقیب را از دایرهٔ انسانیت خارج میکنند و هر اقدام علیه او را توجیهپذیر میسازند.
۳. انسجامبخشی درونی: ایجاد حس مشترک «ما در برابر آنها» بر اساس خطوط اخلاقی عنوان شده، وفاداری و بسیج نیروها را تقویت میکند.
۴. پنهانسازی منافع واقعی: منافع مادّی و اقتصادی، ژئوپلیتیک و سیاسی، یا جاهطلبی و قدرتطلبی محض، پشت پردهٔ بلند اخلاقیات پنهان میشود.
با این حال، این نمایش غالباً دوگانه و متناقض است. آنچه برای یک طرف «مقاومت در برابر اشغال به دست خارجی» است برای طرف مقابل «تروریسم» خوانده میشود. آنچه یک گروه «دفاع از ارزشهای سنتی» مینامد گروه دیگر «نقض حقوق بشر» میداند. اینجاست که معیارهای اخلاقی بهطور گزینشی اعمال میشود و بر اساس منافع متغیر بازتعریف میشود.
این بدان معنا نیست که اخلاق در سیاست جایی ندارد یا همهٔ ادعاهای اخلاقی دروغین است؛ ابداً چنین نیست. بلکه بدان معناست که متأسفانه اخلاق در عرصهٔ سیاست اغلب به ابزاری در خدمت منطق قدرت حاکمان تبدیل میشود. تشخیص تمایز بین «اخلاق بهمثابهٔ آرمان» و «اخلاق بهمثابهٔ ابزار مشروعیتسازی قدرت» کلید درک عمیقتر بازیهای سیاسی است.
در پسِ پردهٔ نمایش پُرشکوه «حق» و «ناحق»، همیشه باید بهدنبال پرسش سادهای بود:
- چه کسی یا کسانی از این روایت خاص سود میبرند؟
- قدرت واقعی در دستان کیست و چگونه تثبیت میشود یا گسترش مییابد؟
پاسخ به این پرسش، اغلب نقاب اخلاقی را کنار میزند و چهرهٔ خشن سوءاستفاده از اخلاق بهوسیلهٔ قدرت را آشکار میسازد.
۱. این نوشته با کمک دیپسیک DeepSeek تهیه شده است.