
استیو بیشاپ از اعضای ارشد کمیته اجرایی کمیته دفاع از حقوق مردم ایران مطلبی در رابطه با وضعیت ایران نوشته است که در زیر می آید.
با افزایش تنش ها در خاورمیانه، نقش ایران در موازنه سیاسی منطقه بیش از پیش قابل توجه می شود.
دونالد ترامپ در اولین دوره ریاست جمهوری خود به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده، برنامه جامع اقدام مشترک را که باراک اوباما در سال 2015 با آن موافقت کرده بود، را پاره کرد.
برای ترامپ، این فقط یک مورد «نرم» اوباما در قبال ایران بود، و از سال 2018 سیاست «فشار حداکثری» در قبال ایران اتخاذ شد و هر گونه مصالحه یا مذاکره خارج از میز بود.
دولت بایدن هم اساساً این رویکرد را تغییر نداد و به هر حال، سیاست خارجی در دوران بایدن ادامه سیاست ترامپ در رابطه با ایران بود.
سیاست خارجی ماجراجویانه ایران با توجه به حمایت از حماس، حزبالله و حوثیها در یمن تحت لوای محور مقاومت، روابط خصمانه با اسرائیل (که در حال حاضر در وضعیت بدی قرار دارد) را تشدید کرده و بهانهای برای غرب برای حفظ تحریمها فراهم کرده است که اقتصاد ایران را فلج و مردم آن را فقیر میکند.
اقدام حماس در 7 اکتبر 2023، به دلیل واکنش قاطع نسل کشی اسرائیل در غزه، چشم انداز یک درگیری گسترده تر در خاورمیانه را به واقعیت نزدیک کرده است. با توجه به وفاداری آمریکا به اسرائیل و روابط ایران با روسیه و چین، هرگونه درگیری ایران و اسرائیل، برای مردم منطقه فاجعه آمیز خواهد بود و صلح جهانی را بالقوه تهدید می کند.
دونالد ترامپ در دومین دوره ریاست جمهوری خود با ارسال نامه ای به آیت الله علی خامنه ای، در اوایل ماه جاری، به سرعت برای رسیدگی به روابط با ایران اقدام کرد. محتویات این نامه به طور علنی به اشتراک گذاشته نشده است، اما باور عمومی بر این است که به ایران مهلت دو ماهه می دهد تا یا پای میز مذاکره بیاید یا در معرض اقدام نظامی قرار گیرد.
اگرچه این موضع به طور رسمی تأیید نشده است، اما ترامپ در مصاحبههای بعدی آن را به طور گسترده تأیید کرد. هفته گذشته به نقل از عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران گفته شد که پاسخ به نامه ترامپ «به طور مناسب از طریق عمان ارسال شده است».
عراقچی در ادامه به نقل از خبرگزاری رسمی ایران گفت: “سیاست ما همچنان این است که در شرایط فشار حداکثری و تهدیدات نظامی وارد مذاکره مستقیم نشویم، اما مانند گذشته، مذاکرات غیرمستقیم میتواند ادامه یابد، پاسخ ما شامل نامهای است که در آن نظرات خود را درباره وضعیت موجود و نامه ترامپ به تفصیل شرح دادهایم.”
اگرچه ایران ممکن است متحدان منطقه ای خود را تحت تأثیر قرار دهد، اما همچنان در موقعیت نسبتاً ضعیفی قرار دارد. اگرچه یک معاهده مشارکت راهبردی با روسیه در ژانویه امضا شد، اما هیچ یک از طرفین را ملزم به حمایت از طرف دیگر در صورت حمله نظامی نمی کند – فقط توافقی برای کمک نکردن به هیچ کشوری که به دیگری حمله کرده است.
محور موسوم به مقاومت با اقدامات نیروی دفاعی اسرائیل به میزان قابل توجهی تضعیف شده است. سقوط رژیم اسد در سوریه، ایران را از یک متحد کلیدی منطقه ای محروم کرده است. روابط نزدیک با چین، بر اساس توافقنامه 25 ساله امضا شده در مارس 2021، به معنای حمایت نظامی نیست و هنوز هیچ رونق قابل توجهی برای اقتصاد ایران نداشته است.
در حالی که ارتباط با روسیه و چین را نمی توان به هیچ وجه نادیده گرفت – و حمله مستقیم به ایران می تواند پویایی این اتحادها را تغییر دهد – رژیم ایران نمی تواند انتظار حمایت نظامی از آنها را داشته باشد.
به انزوای نسبی ایران در صحنه بینالمللی، فشار داخلی فزاینده ناشی از بحران اقتصادی ناشی از تحریمها، فساد بومی و سوءمدیریت اقتصادی نیز اضافه شده است.
افزایش تولید بار دیگر موضوع سخنرانی خامنهای به مناسبت سال نو ایرانی در ماه مارس بود، اما این شعار سالهاست که دیکتاتوری بدون هیچ سرمایهگذاری یا استراتژی قابل توجهی برای افزایش تولید مرتب تکرار می شود.
تحریم های بین المللی همچنان بار سنگینی بر دوش اقتصاد ایران و زحمتکشان ایران است. این منجر به افزایش نابرابری اقتصادی در کشور شده است، زیرا یک اقلیت می توانند از طریق قراردادهای مرتبط با دولت خود را غنی کنند در حالی که اکثریت از پیامدهای تورم افسارگسیخته، فقر و اشتغال ناامن رنج می برند.
وضعیت ناامیدکننده اقتصادی حتی دولت را وادار کرده است تا در مورد مسائل اجتماعی امتیازاتی بدهد تا مردمی که به طور فزاینده ای ناآرام هستند را راضی کند. لغو حبس خانگی مهدی کروبی رقیب سابق ریاست جمهوری و تعلیق ابلاغ و اجرای قانون حجاب و عفاف نمونه ای از این عقب نشینی هاست.
محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس اخیراً در ایکس نوشت: «در قانون فعلی حجاب و عفاف، گشت ارشاد به طور کامل حذف شده است، ابلاغ قانون فعلی تعلیق شده است.»
در اینکه جنبش زن، زندگی، آزادی که از زمان قتل مهسا امینی در سپتامبر 2022 جمهوری اسلامی ایران را تکان داده است، نمیتوان تردیدی داشت که در گرفتن امتیاز از رژیم نقش بسزایی داشته است.
زنان جوان تا حد زیادی رهبری جنبش را بر عهده داشته اند، که به طور فعال حکومت دینی را به چالش کشیده است. بیش از 600 فعال در خیابان ها کشته شدند یا در اوج اعتراض ها اعدام شدند، اما رژیم مجبور به عقب نشینی و پذیرش این است که زنان حق دارند تصمیم بگیرند چه بپوشند.
این مثالها نشان میدهد که فشار عمومی و موضع ناپایدار دولت در برابر مردم میتواند منجر به امتیازدهی شود و نشان میدهد که حتی در یک دیکتاتوری مذهبی نیز میتوان دولت را در مقابل مطالبات عمومی مجبور به عقبنشینی کرد. تا همین اواخر، تندروها در ایران بر رویارویی با زنانی که موهای خود را آشکار می کردند اصرار داشتند.
روند تضعیف اعتبار شخصی خامنه ای و زیر سوال رفتن تصمیمات وی به عنوان رهبر در افکار عمومی، به وضوح سرعت گرفته است. ناتوانی خامنه ای – و رژیم – در حل بحران های کشور به طور فزاینده ای آشکار می شود. عموماً بر این باورند که خود دولت و در رأس آن خامنهای عامل اصلی بحرانهای کنونی هستند که بخش بزرگی از جامعه بهویژه زحمتکشان را از حق رفاه و زندگی شایسته محروم کرده است.
تداوم اعتراضات مردمی به اشکال مختلف طی دو سال گذشته، علیرغم همه فشارها و سرکوبهای رژیم، نشان میدهد که رژیم آخوندی پایگاه اجتماعی محدودی دارد که حداکثر 20 درصد تخمین زده میشود. رژیم در حل بحران های عمیق سیاسی و اقتصادی خود ناتوان است. اپوزیسیون مترقی در ایران از طریق مبارزه مستمر و گسترده بر این باور است که می توان رژیم را مجبور به عقب نشینی بیشتر کرد.
فشار کارگران و اتحادیه های کارگری همچنان کلید مبارزه در ایران است. کمیته دفاع از حقوق مردم ایران از فعالان سندیکایی در ایران دریافته است که رژیم از طریق احکام تند خود علیه فعالان صنفی معلمان، قصد دارد از آنها سرمشق بگیرد و این پیام را بفرستد که به سادگی هیچ فعالیتی را حتی شبیه به اپوزیسیون سازمان یافته در کشور تحمل نخواهد کرد.
واقعیت این است که رژیم تئوکراتیک در برابر تاریخ در حال پرواز است و مخالفت فزاینده منجر به تغییر در ایران خواهد شد. به هر حال حتی اگر مذاکرات «غیرمستقیم» با آمریکا هم به نتیجه برسد، این مردم ایران هستند که باید در نهایت سرنوشت خود را رقم بزنند. همه نشانه هایی وجود دارد که آنها برای انجام این کار بسیج می شوند.