Skip to content
ژوئن 24, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نفس بهار بر تن سبزه می نشیند؛ رحمان
  • خبرها
  • فرهنگی – ادبی

نفس بهار بر تن سبزه می نشیند؛ رحمان

نقاب از چهره شب کنار

می زنم

چراغها هنوز خاموش اند

چندی در سینه کشی سخت

از معبری صعب می گذرند

با کوله باری از پاهای امید و …

آرزو ،

 

دستانم را خونین

پّس می کشم از زخمهایِ

بی شمار تنم ،

که بند نمی آید

این جوی خون –

 

نقاب از چهره شب

کنار می زنم

چراغهایِ روشن

واژه ها را در خیابانها می کارند

نور سراسر تاریکی شهر را

فرا می گیرد

 

باد آنها را با خود

به دشتهای فراخناک می آورد

جشن با شکوهی

به پای آزادی بر پا کرده اند

لاله ها به مهمانی شقایقِ عاشق

به رقص در آمدند

 

نقاب از چهره شب کنار

می زنم

از شمارش شبِ بدون روز

خسته نمی شوم

صبح –

از روزمرگی

عادت به هرز رفتن را

از تن می زداید

 

دستانم را  لبهِ ی  نور می کشم

آفتاب از صبحگاه

بر چشمان شهر می نشیند

نفس بهار بر تن سبزه وگیاه

می نشیند .

و من پنجه در پنجه آفتاب

از شب وّهم می گذرم .

۲۰ / ۱۲ / ۹۶

رحمان

 

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: از تو می گویم عفرین ، رحمان
Next: نگاهی به مشارکت صنفی طبقه‌ کارگر در دهه‌های متاخر
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved