Skip to content
ژوئن 24, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • از تو می گویم عفرین ، رحمان
  • خبرها
  • فرهنگی – ادبی

از تو می گویم عفرین ، رحمان

بغُض در گلوی سحر می شکند

و جهان مقابل چشمان آفتاب

فرو می پاشد

می ماند –

تا همچنان دوگانگی را

در ادامهِ شبِ سمج

به سر آورد

 

گونه هایت

خیس از شبنمی ست

که سحرگاهان

بر گلبرگِ

نگاهت می نشیند ،

از تو می گویم

عفرین…

 

که اینگونه

غرورت به باور می رسد

و در چشمان جهان

به یقین –

 

 

شیارهای ،

نشسته بر دلِ زخمینِ

زمین –

بر مردمک چشمانِ

کردستان  می نشیند

 

در این سوی –

به جهان که می نگرم

ان را سرد و تُهی از بودن

پوچ می بینم

 

به بُرشی از فاجعه

و سکانسی از مرگ

در زمستانی گمشدهِ کُشتار

 

به جهان که می نگرم

آن را تُهی می بینم

از خود بودن

که غیر از آن باید

می بود .

 

بر روی کاغذهای بی شمار

وبه تعداد کشتار درختان

جنگلها

چهره بی بدیل انسان

زشت و خوف آور

تصویرگرِ شومِ

این سرنوشت ناخواسته است .

08/12/96

رحمان

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: مشکلات کنونی زبان فارسی و راه های حل آن ها – احسان طبری
Next: نفس بهار بر تن سبزه می نشیند؛ رحمان
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved