Andisheh Nou

مطالب: فرهنگی – ادبی

مویه…بر ویرانی زمین – رحمان

ریه های زندگی از کار افتاد(ه)ند جنگلها در آتش می سوزند خون در شریان زندگی، از حرکت باز می ماند و حباب های سربین و خون آلود تکه تکه فرو می بارد، دریای یخ بسته، در هجوم گرما ی زمین […]

در وصف «آزادی» – سیمین بهبهانی

آزادی تنها این نیست که بانوان هموطن خرمن گیسو در باد افشان ﮐﻨﻨﺪ، آزادی تنها این نیست که تو با جفت خود در خیابان آزادانه قدم بزني، آزادی تنها این نیست که تو نیمه شب مست در کنار زاينده رود […]

اطلاعیه: ارسال پرونده‌ی سه نویسنده به شعبه 36 دادگاه تجدید نظر

پرونده‌ی سه عضو کانون نویسندگان ایران به شعبه 36 دادگاه تجدید نظر فرستاده شد. امروز اطلاع یافتیم پرونده‌ی رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین دو عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران و کیوان باژن از دبیران قبلی کانون به شعبه‌ی […]

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت نوزدهمین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ معاصر، احمد شاملو

آن که می‌اندیشد به ناچار دم فرو می‌بندد اما آنگاه که زمانه زخم خورده و معصوم به شهادت‌اش طلبد به هزار زبان سخن خواهد گفت …   نوزده سال از خاموشی شاعر بزرگ، احمد شاملو، گذشته است، اما او چونان […]

زمین غمناک از دروغ و تعفن ؛ رحمان

نه چیزی نگو؟ چیزی نگو که آنچه می گفتند از آستین شان بیرون آوردند، ما را انداختند در دروغِ بزرگ – اینجا که هستیم ما نیامدیم ما را آوردند؛ اما زندگی چیز دیگری می گوید فقط باید  گوش به نبضِ […]

بر شاخسار شکوفه ها، رحمان

روی تکه هایی از دنیا که ترس و جنون ، دروغ  پراکنده شده راه می روم   قطار می رود من سرِباز  ایستادن در ایستگاهی ندارم   دنیا در چشمانم سیاه ، در حال غبار شدن است این است کیفر […]

‍ باید دوپینگ کنیم یاران – «فلزبان»

باید دوپینگ کنیم یاران باید دوپینگ تا هرکول شویم هرکولی هرکول تر از هرکول که تکان بدهیم هرچه میخواهیم را بتوانیم تمامِ جزایرِ مان را یکی کنیم کاغذِ پارس را که نزدیکِ نزدیکِ نزدیکِ هفت تپه است بچسبانیم به هفت […]

چه سخت و سنگین می گذرد؟ رحمان

چه بیهوده می گذرد؟ در این گوشه ی گنگ خراب گویی، درمانده است زمان، به گوشه ی گنگ بطالت، سخت و سنگین نشسته است انگار، برفراز سکویی بیقرار کسانی نشسته اند، ردیف، زیر سایه بیدهایِ سربرافراشته، در محو شده اند […]

به دیدارِ صبح – رحمان

قرار ما این نبود این بار هم از راهی برویم که صاعقه بر ما فرود آید ؟ می دانی این چندمین بار است که جنازه ها را به خاک می سپاریم و… از راه نمی مانیم ،   حالا مهم […]

گرامی باد اول ماه مه ، روز جهانی کارگران و زحمتکشان . ناقوسها به صدا در می آیند . – رحمان

این میراثِ کیست و این شور از کجا بر دستان جهانی سرد، که سنگین نشسته است؛ و اکنون پرچمی گلگون را در بالاترین قله های فتح فردا، در مسیر باد و زمان، بر افراشته است؟ و این قلب که بی […]

با لبهای دوخته ، – رحمان

بهار در سکوت می گذرد باران از خودش در رفته تا کمر گاه فرو رفته دست هایی در کُپِه زباله جستجو می کند گمشده ، لقمه نانی زیر سنگ مانده   کوچه تنهاست ظهر فروردین در خلوت نشسته این خط […]

پنجاه و یک سالگی کانون نویسندگان ایران گرامی باد

پنجاه یک ساله شدن یک نهاد مستقل روشنفکری در کشوری همواره استبدادزده اتفاقی تاریخی است. مقدمات تشکیل کانون با اراده‌‌ی جمعی نویسندگان مستقل و مخالف سانسور در تحریم کنگره‌‌ی حکومتی «نویسندگان و شعرا و مترجمان» فراهم شد. اراده‌‌ای جمعی که […]

ارغوان ویران است، هردومان ویرانیم؛ تخریب خانه مادری هوشنگ ابتهاج

خانه مادری هوشنگ ابتهاج (سایه)، شاعر ایرانی در محله استادسرای رشت در پیچ و خم‌های اداری تخریب شد. این خانه یکی از اماکن تاریخی و بخشی از میراث ادبی ایران به شمار می‌رفت و طی سالهای گذشته تلاش‌هایی مبنی بر […]

فریادم را نمی شنوی باران؟ رحمان

کاخهای شمال تهران دل می ربایند ، از دلبرانشان لوسترهای چند میلیاردی برق می زنند، بر چشمان برج نشینان. آسوده اند اینان بهار زیر پوستشان رفته، دلرباست شمال از جنوب فاصله می گیرد. در این خاک، من تا کجا باید […]

شادی سال نو، ازتو به من رسیده است – رحمان

شاید هرگز تو را ندیده باشم حتی نشناسمت میدانی؟ این ناشناخته ها را، به راهِ دور نمی بَرم،   جهان کشتار انسانها،  این گورهای ناشناخته، دخمه های سیاه، با سقفهای انباشته از عنکبوتهای سیاه بمبهای ناشناخته، و ترکشهای بی شمار […]