Andisheh Nou

مطالب: فرهنگی – ادبی

هلین بولک، خواننده «گروپ یوروم» ترکیه پس از ۲۸۸ روز اعتصاب غذا جان باخت

هلین بولک یکی از خوانندگان گروه موسیقی «گروپ یوروم» پس از ۲۸۸ روز اعتصاب غذا جان باخت. بولک به همراه ابراهیم کوگچک در اعتراض به بازداشت و زندانی شدن ۶ نفر از اعضای گروه و ممنوعیت فعالیت و تشدید سیاست‌های […]

تو بر نخاستی – رحمان

تو برنخاستی؛ و ما در انتهای این شب ( ِچراغ خوار)، در انتظار ماندیم. صدای گامهایت، که از حیاط، و از طاقه ی راهرو می گذشت، و خنده بر لبانِ خشکیده از انتظار مان می نشاند، نرم و آهسته به […]

در گرامیداشت خاطره ی ماندگار زنده یاد فریبرز رئیس دانا – عموفریبرزمان زنده است – علی رضا جباری ( آذرنگ )

گفته بودم زین نبرد سخت و جانفرسای، تندرست و پرتوان و سرخوش و پیروز، بازخواهی گشت. گفته بودم من که خون زندگی جاری است در رگهای تو، ای دوست، شور عشق زندگی می افکند در جان تو غوغا گفته بودی […]

دکتر رئیس دانا درگذشت!

اندیشه نو: شوربختانه آقای دکتر فریبرز رئیس دانا [متولد ۱۳۲۷]، اقتصاد دان، استاد دانشگاه تهران، فعال حقوق بشر، زندانی سیاسی، عضو کانون نویسندگان ایران، و متفکر سوسیالیست از دنیا رفت. به تمامی مبارزان راه ترقی، آزادی، دمکراسی وعدالت اجتماعی فقدان […]

نفرین بر آنکس که انسان را برده می خواهد! رحمان

می خواستم چیزی بنویسم که شادی بیافریند؛  و لبخند بر لبانِ کودکی بنشاند و سرمایِ روز وشب را از تنش بیرون برد. در چشمانِ غمزده اشکی دیدم؛ لرزشی بر تنم افتاد؛ اندوه سراسر وجودم را گرفت نفرین بر دروغ، جایی […]

شب رفتنی است. علی رضا جباری ( آذرنگ )

شرارهای امید، گهگاه، از هرسوی آسمان تیره، مرا به خود می خوانند. پنداری بانگ بر می دارند: شب رفتنی است! در اندیشه ی پیشباز روز باش! تیرگی شب قلبم را نمی فشارد. نوید تابش مهر، آن را به امید می […]

و سیاهی آخرین روزنه را می بلعد – رحمان

بار دیگر ، پرده نمایش بالا می رود و بازیگران صحنه های مضحک باز می گردند ، این بار ابهامی نیست این شب است که سخن می گوید بی پرده ، و سیاهی آخرین روزنه را می بلعد رازی مگو […]

سینه خونین بهمن – رحمان

زمستان با شما می آیدو شما … با طراوتِ جنگل – در سایه سارِ انبوه درختانو چشمان عقابی در کهکشانیادمانِ عطش آلودِگامهایتان ،در سینه یِ خونین بهمنمی ماند ، آخرین گلوله را چه کسی بر سینه شبشلیک کرد !؟و قهقهه […]

دراین شبان غمفزا – علی رضا جباری آذرنگ

در این شبان غمفزا، که از نهیب این ددان، درآسمان تیره فام مرز و بوم ما، پرنده پر نمی زند؛ ز پشت این سترون-ابرها، که نیست کارشان مگر، نهادن حجاب بر ستاره ها، ز فوج فوجِ اختران تابناک، بسی فروغ […]

همیشه زخمی تازه بر تن دارم – رحمان

فوجی کبوتر سفید با بالهای سوخته بال زدند و… در آسمانِ سیاهِ غمزده با انبوهِ آتش و خاکستر فرو نشستند در زمینی که هماره ، به ماتم عزیزانش می نشیند . زخمی تازه ، در کنار زخمهای بیشمارم سر باز […]

او که شبانه می رود – رحمان

خوب نمی شود حالم ، باید بروم ، او که شبانه می رود در انتظار توفان نمی ماند با آذرخش و رگبار می رود ، و من بادبان را می کشم من در عمق هستی خویش گمشدم گوش به رویاهایم […]

درپیشباز یلدا – علی رضا جباری (آذرنگ)

پرده ی سیاه شب کشیده برسرم، زین سبب به جای پرتو شرارخیز صبح، نیمه شب بر آسمان بی ستاره رنگ تیره می زنم. ماه کو، ستاره کو، نشان صبحدم کجا؟ مهرکو که پرتوی زند به آسمان غمفزای ما؟ کو شراربی […]

در کدام سو – احمد سپیداری

آخرین سلاح‌شان مرگ است، آخرین تدبیر ما آزاد‌‌ی‌ و خیابان‌ خط سرخ یک انفصال تاریخی که صریح و شفاف رویاروی‌مان قرارمان داده است. با واژه‌ها بازی نکن روی هم برنگردان راست و روراست بگو در کدام سو می ایستی! چشمانت […]

از رفتگان کانون

جاهد جهانشاهی مترجم، نویسنده، مدرس هنرهای نمایشی و عضو کانون‌نویسندگان‌ایران بود. او با ترجمه‌هایی از آثار هاینریش بل، برتولت برشت، گونترگراس، مارکز و فرناندو پسوا نام خود را ماندگار کرد.جاهد جهانشاهی یکی از امضاکنندگان بیانیه‌ی«ما نویسنده‌ایم» مشهور به نامه‌ی «۱۳۴ […]

در شبی تاریکتر از همیشه – رحمان

هفت روزی که کشور ما را تکان داد و تکهِ بزرگ دیگری ازپیکرهِ کاریزمایِ دروغین را فرو ریخت. حریق از دلها – به فراسوی تاریکی – به خیابان می دود، تیری از چله کمان بیرون می دود؛ هوا را می […]