Andisheh Nou

مطالب: فرهنگی – ادبی

دراین شبان غمفزا – علی رضا جباری آذرنگ

در این شبان غمفزا، که از نهیب این ددان، درآسمان تیره فام مرز و بوم ما، پرنده پر نمی زند؛ ز پشت این سترون-ابرها، که نیست کارشان مگر، نهادن حجاب بر ستاره ها، ز فوج فوجِ اختران تابناک، بسی فروغ […]

همیشه زخمی تازه بر تن دارم – رحمان

فوجی کبوتر سفید با بالهای سوخته بال زدند و… در آسمانِ سیاهِ غمزده با انبوهِ آتش و خاکستر فرو نشستند در زمینی که هماره ، به ماتم عزیزانش می نشیند . زخمی تازه ، در کنار زخمهای بیشمارم سر باز […]

او که شبانه می رود – رحمان

خوب نمی شود حالم ، باید بروم ، او که شبانه می رود در انتظار توفان نمی ماند با آذرخش و رگبار می رود ، و من بادبان را می کشم من در عمق هستی خویش گمشدم گوش به رویاهایم […]

درپیشباز یلدا – علی رضا جباری (آذرنگ)

پرده ی سیاه شب کشیده برسرم، زین سبب به جای پرتو شرارخیز صبح، نیمه شب بر آسمان بی ستاره رنگ تیره می زنم. ماه کو، ستاره کو، نشان صبحدم کجا؟ مهرکو که پرتوی زند به آسمان غمفزای ما؟ کو شراربی […]

در کدام سو – احمد سپیداری

آخرین سلاح‌شان مرگ است، آخرین تدبیر ما آزاد‌‌ی‌ و خیابان‌ خط سرخ یک انفصال تاریخی که صریح و شفاف رویاروی‌مان قرارمان داده است. با واژه‌ها بازی نکن روی هم برنگردان راست و روراست بگو در کدام سو می ایستی! چشمانت […]

از رفتگان کانون

جاهد جهانشاهی مترجم، نویسنده، مدرس هنرهای نمایشی و عضو کانون‌نویسندگان‌ایران بود. او با ترجمه‌هایی از آثار هاینریش بل، برتولت برشت، گونترگراس، مارکز و فرناندو پسوا نام خود را ماندگار کرد.جاهد جهانشاهی یکی از امضاکنندگان بیانیه‌ی«ما نویسنده‌ایم» مشهور به نامه‌ی «۱۳۴ […]

در شبی تاریکتر از همیشه – رحمان

هفت روزی که کشور ما را تکان داد و تکهِ بزرگ دیگری ازپیکرهِ کاریزمایِ دروغین را فرو ریخت. حریق از دلها – به فراسوی تاریکی – به خیابان می دود، تیری از چله کمان بیرون می دود؛ هوا را می […]

انگار گم شده بودیم – رحمان

کجا پرتاب شده بودیم ؟ دنیایی که نام دیگرش قرنطینه است؛ و دنیایی است کوچک، چونان گنجشکی باران خورده بودیم، در پاییزی بی رحم، به سان سکته ای در هوشیاری، غرق دردنیای فراموشی انگار گم شده بودیم؛ از یاد رفته […]

شب عبدالحسین نوشین- بنیادگذار تآتر نوین درایران

سیّد عبدالحسین نوشین یکی از اوّلین بنیادگذاران تآتر نوین درایران است. وی پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۰۹ فعّالیت در تآتر را به صورت جدی پی گرفت و توانست تماشاخانه‌ی‌ فردوسی را راه‌اندازی کند. نوشیـن تا سال ۱۳۲۷ […]

راه – رحمان

برای رحمان هاتفی نماد و عصاره شور و خرد و عشق و……….چراغ راه درظلماتی قیراندود. کمونیستی شیفته ،که یادش همیشه ماندگاراست و نامش برتارک مبارزات کارگران و زحمتکشان می درخشد . این همه حضور معنا ؛ و این خودآگاهی بی […]

در کدام نقطه ایستاده ای؟ رحمان

به یاد رفقای گمنام حزب توده ایران و سازمان فداییان خلق ایران اکثریت , که در بیدادگاههای رژیم ج _ ا ؛ بر سر ایمان خویش استوار و پایدارایستادند ، و همچون سرداران بزرگ جنبش کارگری راه سخت و صعب […]

“عصر شعر” تقدیمی به بکتاش آبتین

«در اعتراض به حکم زندان سه نویسنده»، دیروز دوازدهم مهر ۱۳۹۸ کمیسیون فرهنگی کانون نویسندگان ایران نشست ادبی «عصر شعر» را در خانه‌ی یکی از اعضا برگزار کرد. این دومین برنامه‌ی فرهنگی بود که به یکی از نویسندگانی که حکم […]

جاودان یادش باد! برای رفیق زنده یاد: فرامرز کیان بخت – علی رضا جباری ( آذرنگ )

کس ندانست که ما انسانها، زکجا آمده ایم کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست.   کس ندانست چرا نیک ترین آدمها باید دشوارترین، روزگاران را برتابند؛ و تبه کارترینان باید، غرق ناز و نعمت باشند. توبه ای آن یک را […]

برای سحر – رحمان

برای سحر: ” دختر آبی “ که زیر آسمان سیاه و سربین، غریبانه جان باخت آسمان به غرش در می آید و با فریادش، زمین نیزمی لرزد ، او یکپارچه زبانِ سرخ آتش است رخت برتنِ کابوسِ شبهای ترس می […]

مویه…بر ویرانی زمین – رحمان

ریه های زندگی از کار افتاد(ه)ند جنگلها در آتش می سوزند خون در شریان زندگی، از حرکت باز می ماند و حباب های سربین و خون آلود تکه تکه فرو می بارد، دریای یخ بسته، در هجوم گرما ی زمین […]