Skip to content
نوامبر 8, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی / اقتصاد سیاسی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دانش و فناوری
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • سرود ملی یا سرود حکومت؟
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

سرود ملی یا سرود حکومت؟

از نشستن سه چهرهٔ سرشناس در مراسم بدرقهٔ حمید علیدوستی تا پرسشی دربارهٔ هویت ملی.

دیدگاه

امید سِجنی

یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵

در مراسم بدرقهٔ حمید علیدوستی، فوتبالیست نامدار و پدر ترانه علیدوستی، هنگامی که سرود رسمی جمهوری اسلامی پخش شد، جعفر پناهی، علی دایی، عادل فردوسی‌پور، و چند تن دیگر از حاضران، برخلاف بسیاری از شرکت‌کنندگان، از جای خود برنخاستند. انتشار تصاویر این لحظه واکنش‌هایی برانگیخت. برخی آن را بی‌احترامی به سرود ملی و کشور دانستند و برخی دیگر نشانه‌ای از اعتراض به حکومت تلقی کردند.

اما این اتفاق، فراتر از رفتار چند چهرهٔ شناخته‌شده، پرسشی اساسی را پیش می‌کشد: آیا هر سرودی که حکومت آن را سرود ملی می‌نامد، لزوماً بیانگر هویت و آرمان‌های مشترک یک ملت است؟ مرز میان سرود ملی و سرود حکومتی کجاست؟

سرود ملی، در معنای عمیق آن، باید صدای مشترک مردمی با عقاید، باورها، قومیت‌ها و گرایش‌های سیاسی متفاوت باشد؛ صدایی که بتوانند زیر آن گرد هم آیند، حتی اگر درباره شیوه اداره کشور اختلاف‌نظر داشته باشند. سرود ملی قرار نیست از مردم بخواهد که به یک حزب، یک رهبر، یا یک ایدئولوژی وفادار باشند. قرار است یادآور سرزمینی باشد که به همهٔ آنان تعلق دارد؛ سرزمینی که پیش از حکومت‌های امروز وجود داشته و پس از آنها نیز باقی خواهد ماند.

البته سرودهای ملی در سراسر جهان یکسان نیستند. بعضی از انقلاب زاده شده‌اند، بعضی از جنگ، برخی از مبارزه با استعمار، و برخی نیز از سنت‌های سلطنتی. اما آنچه سرود را به نمادی فراگیر برای ملت تبدیل می‌کند توانایی آن در عبور از مرزهای سیاسی و ایجاد احساس تعلق مشترک است.

سرود ملی فرانسه، با وجود خاستگاه انقلابی و لحن جنگی‌اش، مردم را به دفاع از میهن فرامی‌خواند، نه وفاداری به یک رهبر یا حکومت. سرود آلمان بر وحدت، عدالت، و آزادی تأکید دارد، و سرود آمریکا بر پایداری پرچم و استقلال کشور.

حتی در چین، با وجود حکومت تک‌حزبی کمونیستی، سرود ملی از مقاومت و اتحاد مردم در برابر تجاوز خارجی می‌گوید، بی‌آنکه نامی از مائو یا حزب کمونیست ببرد.

در مقابل، سرود شوروی زمانی نام لنین و استالین را در خود داشت، اما با تغییر شرایط سیاسی، ابتدا نام استالین حذف شد و پس از فروپاشی شوروی، روسیه همان موسیقی را با متنی تازه و بدون نام رهبران کمونیست حفظ کرد. نمونه‌ای روشن از اینکه وابستگی سرود ملی به رهبران و ایدئولوژی حاکم، آن را با تغییر حکومت دچار بحران می‌کند.

در بریتانیا، سرود رسمی همچنان بر نهاد سلطنت و پادشاه تکیه دارد، نشانه‌ای از اینکه همهٔ سرودهای ملی لزوماً از حکومت مستقل نیستند.

اما آفریقای جنوبی پس از پایان آپارتاید، با ترکیب کردن دو سرود و استفاده از پنج زبان، سرودی برای پیوند دادن مردمی ساخت که سال‌ها از یکدیگر جدا نگه داشته شده بودند. در اینجا سرود ملی به‌جای تحمیل یک هویت سیاسی، به ابزاری برای آشتی و وحدت ملی تبدیل شد.

حال به سرود رسمی جمهوری اسلامی ایران نگاه کنیم.

این سرود که در سال ۱۳۶۹ تصویب و در سال ۱۳۷۱ جایگزین سرود پیشین شد، با تصویری از طلوع آغاز می‌شود، به انقلاب بهمن ۱۳۵۷ اشاره می‌کند، از پیام «امام» یعنی آیت‌الله خمینی سخن می‌گوید و با آرزوی جاودانگی جمهوری اسلامی ایران پایان می‌یابد.

در این سرود، ایران، سرزمینی با هزاران سال تاریخ و فرهنگی متنوع، جایگاهی مستقل از نظام سیاسی حاکم پیدا نمی‌کند. به جای آن، یک انقلاب، یک رهبر، و یک نظام حکومتی محور اصلی قرار می‌گیرند.

در واقع، آنچه از مردم خواسته می‌شود جاودانگی‌اش را آرزو کنند، نه صرفاً ایران، بلکه «جمهوری اسلامی ایران» است.

اینجا تفاوتی بنیادی آشکار می‌شود: وطن مفهومی تاریخی و متعلق به همه مردم است، اما حکومت نهادی سیاسی و تغییرپذیر است. دوست داشتن وطن نمی‌تواند مشروط به وفاداری به یک حکومت باشد.

یک ایرانی می‌تواند کشورش را دوست داشته باشد، به فرهنگ و تاریخ آن افتخار کند، برای آزادی و سربلندی مردمش تلاش کند و در همان حال مخالف نظام سیاسی حاکم باشد. چنین مخالفتی نه‌تنها با میهن‌دوستی تناقضی ندارد، بلکه ممکن است دقیقاً از احساس مسئولیت نسبت به آینده همان میهن سرچشمه بگیرد.

سرود ملی زمانی به عامل وحدت تبدیل می‌شود که حتی مخالفان حکومت نیز بتوانند آن را متعلق به خود بدانند. وقتی میلیون‌ها شهروند احساس کنند سرود رسمی کشور، بیش از آنکه بازتاب‌دهندهٔ هویت مشترک آنان باشد، بیانگر اعتقادات و آرمان‌های یک جریان سیاسی است، آن سرود بخشی از کارکرد وحدت‌بخش خودش را از دست می‌دهد.

نمی‌توان از مردمی با عقاید متفاوت انتظار داشت که همگی با یک تفسیر حکومتی از تاریخ و هویت ملی هم‌صدا شوند. وحدت ملی از یکسان‌سازی باورها به وجود نمی‌آید، از به رسمیت شناختن تفاوت‌ها شکل می‌گیرد.

در چنین چارچوبی، می‌توان معنای نشسته ماندن جعفر پناهی، علی دایی، و عادل فردوسی‌پور در مراسم بدرقهٔ حمید علیدوستی را نیز از زاویه‌ای دیگر بررسی کرد. بی‌آنکه بتوان درباره نیّت شخصی هر یک با قطعیت سخن گفت، این رفتار می‌تواند به‌جای بی‌احترامی به وطن، نشانه‌ای از نپذیرفتن یکی‌انگاری وطن و حکومت تعبیر شود.

ایستادن هنگام پخش سرود رسمی لزوماً به معنای تأیید حکومت نیست؛ همان‌طور که نشستن نیز لزوماً به معنای بی‌احترامی به کشور نیست. احترام به ایران را نمی‌توان تنها با یک حرکت تشریفاتی سنجید.

شاید پرسش مهم‌تر این باشد که چرا سرودی که باید مایهٔ همبستگی یک ملت باشد به موضوعی برای اختلاف و صف‌بندی سیاسی تبدیل شده است؟

سرود ملی باید چنان فراگیر باشد که مردم، فارغ از موافقت یا مخالفتشان با حکومت، بتوانند در آن بخشی از هویت خودشان را بیابند. سرودی که تنها با وفاداری به یک نظام سیاسی معنا پیدا کند نمی‌تواند به‌آسانی چنین نقشی ایفا کند.

ایران نه با جمهوری اسلامی آغاز شده و نه با پایان هیچ حکومتی پایان خواهد یافت.

سرود ملی باید برای ایران و همهٔ ایرانیان باشد، نه فقط برای کسانی که به حکومت وقت باور دارند.

حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند؛ این وطن است که می‌ماند.

از کانال تلگرام تحکیم ملت

چاپ 🖨

Continue Reading

قبلی: اعتراض کوبا به تحریم‌های جدید آمریکا: این اقدام بخشی از نقشه خفقان اقتصادی است
بعدی: برعکس نهند نام زنگی کافور
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • دربارهٔ ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved