دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵
در شرایطی که کشتار، سرکوب و فضای اختناق بر جامعه حاکم است، جنبشهای اجتماعی و در صدر آنها جنبش کارگری، بیش از هر زمان دیگری به تجربه پیروزی نیاز دارند. پیروزی، حتی اگر کوچک و محدود باشد، میتواند اعتمادبهنفس، خودباوری و احساس قدرت جمعی را در میان کارگران تقویت کند. این تجربههای پیروزمندانه، سرمایهای ارزشمند برای تحکیم همبستگی، تقویت سازمانیابی طبقاتی و فراهم کردن زمینه پیشرویهای بعدی هستند.
جنبش کارگری برای برداشتن گامهای بزرگتر، به تجربه پیروزیهای کوچک نیاز دارد. این پیروزیها نه نقطه پایان مبارزه، بلکه زمینهساز گسترش آن و تقویت آگاهی، اعتمادبهنفس و خودباوری طبقاتی کارگران هستند.
مطالبات اقتصادی و رفاهی، خواست میلیونها انسان کارگر و زحمتکش است: از دستمزدهای متناسب با هزینههای زندگی و مبارزه با تورم، گرانی و فقر، گرفته تا مقابله با فساد و دزدیهای سازمانیافته و مافیایی؛ از برخورداری از آموزش و تحصیل رایگان تا دسترسی به خدمات پزشکی و درمانی رایگان یا کمهزینه و همچنین حق برخورداری از مسکن مناسب و درخور شأن انسانی.
امروز جمعی از بازنشستگان با حضور مستمر در کف خیابان، پرچمدار بخش مهمی از این مبارزات مطالباتی هستند. اگر این خواستها از محدوده اعتراضات پراکنده فراتر بروند و به مطالبات مشترک و میلیونی در خیابانها تبدیل شوند، میتوانند نیروی اجتماعی عظیمی را به میدان بیاورند.
همانگونه که بازنشستگان با شعار «خیابان، خیابان، سنگر زحمتکشان» بر اهمیت حضور در خیابان تأکید میکنند، اگر هزاران و سپس صدها هزار نفر از کارگران شاغل و بازنشسته، همراه با دیگر زحمتکشان جامعه، حول این مطالبات مشترک به میدان بیایند و صدای اعتراض خود را بلند کنند، این فریادهای پراکنده میتوانند به دریایی خروشان از اعتراض و مطالبهگری تبدیل شوند.
در چنین شرایطی، قدرت جمعی و همبستگی اجتماعی میتواند توازن قوا را تغییر دهد و امکان دستیابی به مطالبات را افزایش دهد. مسئله اساسی، پیوند خوردن مبارزات پراکنده، تبدیل خواستهای مشترک به نیرویی همگانی و گسترش حضور سازمانیافته کارگران و زحمتکشان در عرصه مبارزه اجتماعی است.
خیابان میتواند به سنگر مطالبهگری و همبستگی زحمتکشان تبدیل شود؛ جایی که مطالبات مشترک، نیروی پراکنده میلیونها انسان را به قدرتی جمعی بدل میکند.