ایلان ماسک، مدیرعامل کنونی تسلا و اسپیساکس و توئیتر، و از بنیانگذاران پیپل و اوپناِیآی، چهرهای رسانهیی است. نیویورک، ایالات متحد آمریکا - ۳ آوریل ۲۰۲۵ ـ منبع: shutterstock
امیر سلطانزاده
شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵
ارتباط میان ثروت و قدرت سیاسی سابقهای طولانی دارد. صاحبان سرمایه همواره توانستهاند با حمایت مالی از حزبها، خریدن رسانهها، یا برقراری روابط نزدیک با سیاستمداران در تصمیمگیریهای عمومی نقش داشته باشند. با این حال، گسترش شبکههای اجتماعی این رابطه را وارد مرحلهٔ تازهای کرده است. اکنون مالک یک شرکت فناوری میتواند علاوه بر حمایت کردن از سیاستمداران، بر زیرساختی تسلط داشته باشد که اخبار، دیدگاهها، و مناقشات سیاسی میلیونها نفر از طریق آن منتشر میشود.
ایلان ماسک یکی از برجستهترین نمونههای این تحول است. او در سال ۲۰۲۲ با پرداخت ۴۴میلیارد دلار توئیتر را خرید، شبکهای که سالها پیش از ورود او به محلی برای ارتباط سیاستمداران، روزنامهنگاران، دانشگاهیان، و شهروندانی با دیدگاههای متفاوت تبدیل شده بود.
تفاوت این معامله با تأسیس یک رسانهٔ تازه در ماهیت چیزی بود که ماسک به دست آورد. او نهتنها صاحب یک شرکت، بلکه مالک بخشی از فضای عمومی دیجیتال شد. فضایی که سیاستهای مدیریت محتوا، شیوهٔ پیشنهاد مطالب، و الگوریتمهای آن میتوانند بر آنچه کاربران میبینند و میخوانند اثر بگذارد.
اهمیت این مالکیت زمانی آشکارتر شد که ماسک فعالیت سیاسیاش را گسترش داد. او در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۴ آمریکا از دونالد ترامپ حمایت کرد و بر اساس اسناد مالی انتخابات، دستکم ۲۸۸میلیون دلار برای کمک به پیروزی او و دیگر نامزدهای جمهوریخواه هزینه کرد.
اما فعالیت سیاسی ماسک به ایالات متحده محدود نماند. در فاصلهای کوتاه، نام او در مناقشات انتخاباتی آلمان و اسپانیا، اختلافات سیاسی بریتانیا و رویارویی با دستگاه قضایی برزیل مطرح شد. این اتفاق، پرسشی فراتر از حق اظهارنظر سیاسی یک میلیاردر را پیش میکشد؛ اینکه وقتی فردی مالک یکی از شبکههای اصلی گردش اطلاعات است، مرز میان آزادی بیان شخصی او و قدرت ناشی از مالکیت رسانه کجاست؟
از رقابتهای انتخاباتی اروپا تا مناقشه با برزیل
حمایت ماسک از حزب آلترناتیو برای آلمان یکی از نخستین نمونههای آشکار ورود او به رقابت سیاسی کشوری دیگر بود.
او در دسامبر ۲۰۲۴ در شبکه ایکس نوشت که تنها حزب آلترناتیو میتواند آلمان را نجات دهد. چند روز بعد نیز یادداشتی در روزنامه آلمانی «ولت آم زونتاگ» منتشر کرد و به دفاع از مواضع این حزب در زمینه مهاجرت، اقتصاد و انرژی پرداخت.
انتشار مقاله در آستانه انتخابات پارلمانی آلمان اعتراضهایی برانگیخت و اوا ماری کوگل، مسئول بخش دیدگاههای روزنامه، در اعتراض به این تصمیم استعفا داد.
حمایت ماسک به همینجا ختم نشد. او در ژانویه ۲۰۲۵ گفتوگویی زنده با آلیس وایدل، از رهبران حزب آلترناتیو، در شبکه ایکس برگزار کرد و سپس از طریق ارتباط تصویری در یکی از گردهماییهای انتخاباتی این حزب در شهر هاله حضور یافت.
به این ترتیب، فردی که هیچ مسئولیت سیاسی در آلمان نداشت، عملا در تبلیغات انتخاباتی یکی از احزاب این کشور مشارکت کرد.
البته از این رویدادها نمیتوان نتیجه گرفت که ماسک توانسته نتیجه انتخابات را تغییر دهد. پژوهش شورای آتلانتیک درباره انتخابات آلمان، شواهد کافی از دستکاری سازمانیافته الگوریتم ایکس به نفع حزب آلترناتیو پیدا نکرد. افزایش توجه به این حزب بیشتر با نفوذ شخصی ماسک و شمار بالای دنبالکنندگان او ارتباط داشت.
با این حال، موضوع فقط نتیجه یک انتخابات نیست. حتی بدون دستکاری الگوریتم، مالک یک شبکه اجتماعی پرمخاطب میتواند در شکل دادن به بحثهای انتخاباتی خارج از کشور خود نقش داشته باشد.
در فوریه ۲۰۲۵، ماسک از حزب راستگرای ووکس در اسپانیا نیز حمایت کرد. این موضعگیری پس از حضور سانتیاگو آباسکال، رهبر ووکس، در گردهمایی محافظهکاران آمریکا مطرح شد.
مواضع سیاسی ماسک در موضوعاتی مانند مهاجرت، هویت ملی و مخالفت با جریانهای سیاسی مستقر، در مواردی با دیدگاههای احزاب راست پوپولیست اروپا همخوانی دارد. با این حال، فعالیت او در بریتانیا از حمایت انتخاباتی فراتر رفت.
در اوت ۲۰۲۴، همزمان با ناآرامیهای ضد مهاجرتی در شهرهای بریتانیا، ماسک وقوع جنگ داخلی را اجتنابناپذیر خواند؛ اظهاراتی که با واکنش منفی دولت بریتانیا روبهرو شد.
یک سال بعد، در سپتامبر ۲۰۲۵، او از طریق ارتباط تصویری در تجمعی به سازماندهی تامی رابینسون، فعال راست افراطی بریتانیا، سخنرانی کرد و خواستار انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زودهنگام شد.
این بار ماسک صرفا از یک حزب حمایت نکرده بود، بلکه آشکارا خواهان تغییر دولت منتخب کشوری دیگر میشد.
البته آزادی بیان به مرزهای ملی محدود نیست. همانطور که شهروندان بریتانیایی میتوانند درباره سیاست آمریکا نظر بدهند، ماسک نیز حق دارد درباره دولت بریتانیا موضع بگیرد. مسئله هنگامی پیچیده میشود که این اظهارات از سوی فردی مطرح میشوند که خود مالک یکی از ابزارهای اصلی انتشار دیدگاههای سیاسی در سطح جهان است.
در برزیل، اختلاف ماسک با حکومت ماهیت متفاوتی داشت.
پس از حمله هواداران ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور پیشین برزیل، به ساختمانهای حکومتی در ژانویه ۲۰۲۳، دستگاه قضایی این کشور تحقیقات گستردهای درباره تهدید نهادهای دموکراتیک و انتشار اطلاعات نادرست مرتبط با انتخابات آغاز کرد.
در آوریل ۲۰۲۴، ماسک با دستورهای الکساندر دی مورائس، قاضی دیوان عالی برزیل، برای محدود کردن برخی حسابهای کاربری در ایکس مخالفت کرد و آنها را مغایر آزادی بیان دانست.
آیا ساختارهای دموکراتیک برای نظارت بر قدرت اشخاصی که بخش بزرگی از گردش اطلاعات را در اختیار دارند ابزار کافی فراهم کردهاند؟
در مقابل، مقامهای قضایی برزیل تاکید داشتند که شرکتهای فناوری نیز موظف به اجرای احکام دادگاه هستند.
این اختلاف سرانجام در اوت ۲۰۲۴ به تعلیق فعالیت ایکس در برزیل انجامید. شرکت پس از حدود ۴۰ روز، با اجرای دستورهای قضایی، معرفی نماینده قانونی و پرداخت ۲۸ میلیون و ۶۰۰ هزار رئال جریمه، اجازه بازگشت به فعالیت گرفت.
تعلیق ایکس را نباید به معنای مجازات اظهارات سیاسی ماسک دانست. موضوع اصلی اختلاف، رعایت تعهدات قانونی شرکت بود. با این حال، این پرونده نشان داد که مناقشه میان صاحب یک پلتفرم جهانی و دستگاه قضایی یک کشور میتواند دسترسی میلیونها شهروند به یک شبکه ارتباطی را تحت تاثیر قرار دهد.
در واقع، آنچه در آلمان و بریتانیا و برزیل رخ داد سه شکل متفاوت از یک مسئلهٔ مشترک بود: افزایش نقش سیاسی صاحبان زیرساختهای ارتباطی در خارج از مرزهای ملی.
قدرت الگوریتم و مسئلهٔ پاسخگویی
تفاوت ماسک با بسیاری از صاحبان سرمایه فقط در ثروت او نیست. میلیاردرهای دیگری نیز در آمریکا و اروپا از احزاب و نامزدهای انتخاباتی حمایت میکنند. موقعیت ویژه ماسک از آنجا ناشی میشود که فعالیت سیاسی او با مالکیت شبکهای جهانی پیوند خورده است.
مقایسه ایکس با تروث سوشال، شبکه اجتماعی متعلق به شرکت رسانهای دونالد ترامپ، این تفاوت را روشنتر میکند.
ترامپ پس از مسدود شدن حسابهایش در برخی شبکههای اجتماعی بزرگ، در پی حمله ششم ژانویه ۲۰۲۱ به کنگره آمریکا، به ایجاد یک شبکه اختصاصی روی آورد. تروث سوشال در فوریه ۲۰۲۲ فعالیت عمومی خود را آغاز کرد و از همان ابتدا با هویت سیاسی ترامپ شناخته میشد.
در مقابل، ماسک شبکهای را خرید که پیش از ورود او، میلیونها کاربر با گرایشهای سیاسی گوناگون در آن فعالیت داشتند.
تفاوت دامنه مخاطبان نیز قابل توجه است. طبق پژوهش مرکز تحقیقات پیو در اکتبر ۲۰۲۶، حدود ۱۸ درصد بزرگسالان آمریکایی از ایکس استفاده میکنند، در حالی که سهم تروث سوشال چهار درصد است. همچنین ۱۰ درصد آمریکاییها به طور منظم از ایکس خبر دریافت میکنند، اما این رقم برای تروث سوشال دو درصد است.
ترامپ بستری تازه برای ارتباط با مخاطبان خود ایجاد کرد، اما ماسک مالک شبکهای شد که از قبل بخشی از فضای اطلاعرسانی عمومی بود.
اهمیت این تفاوت به الگوریتمهای شبکههای اجتماعی بازمیگردد. کاربران معمولا همه مطالب منتشرشده از سوی حسابهای مورد علاقه خود را به ترتیب زمانی نمیبینند. سامانههای پیشنهاد محتوا بر اساس معیارهای مختلف تعیین میکنند چه مطالبی بیشتر نمایش داده شوند.
در فوریه ۲۰۲۶، پژوهشی در مجله علمی «نیچر» منتشر شد که تاثیر نمایش الگوریتمی محتوا در ایکس را بر نگرش سیاسی کاربران آمریکایی بررسی کرده بود.
پژوهشگران در آزمایشی با مشارکت نزدیک به پنج هزار کاربر در سال ۲۰۲۳، دریافتند که نمایش الگوریتمی مطالب، در مقایسه با نمایش زمانی پستها، در برخی موضوعات نگرش کاربران را به سمت دیدگاههای محافظهکارانه تغییر داده است.
این پژوهش همچنین نشان داد که الگوریتم در دوره بررسی، سهم بیشتری به محتوای محافظهکارانه اختصاص داده و نمایش مطالب رسانههای سنتی را کاهش داده است.
البته این یافتهها نه اثبات میکنند که ماسک شخصا دستور چنین تغییری داده و نه نشان میدهند که الگوریتم ایکس توانسته نتیجه انتخاباتی مشخص را تعیین کند. اما از نظر علمی، مسئله مهم دیگری را آشکار میکنند: نحوه تنظیم یک شبکه اجتماعی میتواند بر نگرش سیاسی کاربران اثر بگذارد.
در رسانههای سنتی، مالک یک روزنامه ممکن است در تعیین سیاست تحریریه نقش داشته باشد. اما مخاطب معمولا میداند که با رسانهای مشخص و مجموعهای از انتخابهای تحریریه روبهروست.
در شبکه اجتماعی، این رابطه پیچیدهتر است. کاربر تصور میکند با جریان طبیعی مطالب منتشرشده از سوی میلیونها نفر مواجه است، در حالی که آنچه در صفحه او ظاهر میشود، از تصمیمهای فنی شرکت نیز تاثیر میپذیرد.
به همین دلیل، موضوع فقط امکان سانسور یا حذف یک مطلب نیست. مسئله مهمتر، تعیین میزان دیده شدن اطلاعات است. گاهی برای اثرگذاری بر فضای عمومی نیازی به حذف یک دیدگاه نیست؛ کافی است محتوای دیگری بیشتر در معرض دید قرار گیرد.
چنین قدرتی لزوما به معنای سوءاستفاده نیست، اما بدون شفافیت، ارزیابی آن دشوار میشود. کاربران و پژوهشگران باید بتوانند بفهمند معیارهای نمایش محتوا چیست و آیا منافع تجاری یا سیاسی شرکت بر این فرایند اثر میگذارد یا نه.
اتحادیه اروپا در سالهای اخیر تلاش کرده است بخشی از این مسئله را از مسیر قانون خدمات دیجیتال بررسی کند.
در پنجم دسامبر ۲۰۲۵، کمیسیون اروپا شرکت ایکس را به دلیل نقض الزامات شفافیت، ۱۲۰ میلیون یورو جریمه کرد. موضوع این جریمه شامل طراحی گمراهکننده نشان تایید حسابها، شفاف نبودن اطلاعات تبلیغات و محدودیت دسترسی پژوهشگران به دادههای عمومی بود.
این تصمیم به معنای اثبات دخالت ایکس در انتخابات نبود، بلکه بر مسئولیت شرکت در شفافسازی عملکرد خود تاکید داشت.
با این حال، نظارت بر شبکههای اجتماعی با مسئله دیگری نیز همراه است: جلوگیری از سوءاستفاده دولتها از مقررات برای محدود کردن آزادی بیان.
ماسک بارها مداخله دولتها در مدیریت محتوا را تهدیدی علیه آزادی بیان دانسته است. این نگرانی را نمیتوان بهکلی نادیده گرفت. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد دولتها نیز ممکن است به بهانه مقابله با اطلاعات نادرست یا حفاظت از امنیت ملی، انتشار دیدگاههای مخالف را محدود کنند.
بنابراین، نظارت موثر زمانی معنا دارد که هم از حقوق کاربران در برابر تصمیمهای خودسرانه شرکتها محافظت کند و هم مانع مداخله ناموجه حکومتها در جریان اطلاعات شود.
در این میان، پرسش اصلی به حدود قدرت خصوصی بازمیگردد. قوانین مربوط به تامین مالی احزاب، رقابت انتخاباتی و مالکیت رسانهای معمولا در چارچوب کشورها تنظیم شدهاند. اما شبکههای اجتماعی ماهیتی فراملی دارند و صاحبان آنها میتوانند بدون حضور فیزیکی در یک کشور، وارد بحثهای سیاسی آن شوند.
افزون بر این، یک مالک پلتفرم ممکن است همزمان سهامدار شرکتهای بزرگ، طرف قرارداد دولتها، حامی احزاب سیاسی و تصمیمگیرنده درباره سیاستهای یک شبکه اطلاعرسانی باشد. جمع شدن این موقعیتها، احتمال تعارض منافع را افزایش میدهد.
این مسئله البته منحصر به ایلان ماسک نیست. امروز او به دلیل ثروت، شهرت و مواضع آشکار سیاسی در مرکز توجه قرار دارد، اما همین میزان قدرت رسانهای میتواند در اختیار افراد دیگری با گرایشهای کاملا متفاوت قرار گیرد.
از این رو، مسئله را نمیتوان به موافقت یا مخالفت با دیدگاههای سیاسی ماسک محدود کرد. پرسش بنیادین این است که آیا ساختارهای دموکراتیک برای نظارت بر قدرت اشخاصی که بخش بزرگی از گردش اطلاعات را در اختیار دارند، ابزار کافی فراهم کردهاند؟
در نظامهای دموکراتیک، صاحبان قدرت سیاسی دستکم در اصل باید در برابر رایدهندگان، نهادهای قضایی و سازوکارهای قانونی پاسخگو باشند. اما مالک یک شبکه اجتماعی ممکن است بدون داشتن مسئولیت انتخابی، بر موضوعاتی اثر بگذارد که مستقیما با افکار عمومی و رقابت سیاسی ارتباط دارند.
این به معنای محدود کردن حق اظهارنظر ثروتمندان نیست. ماسک نیز مانند هر شهروند دیگری میتواند از یک حزب حمایت کند، با سیاستمداری مخالفت کند یا درباره آینده کشورها نظر بدهد. آنچه نیازمند بررسی است، اختیاراتی است که مالکیت زیرساخت رسانهای به این اظهارات اضافه میکند.
در گذشته، نگرانی از تمرکز قدرت رسانهای بیشتر درباره مالکیت روزنامهها، شبکههای تلویزیونی و بنگاههای خبری بود. اکنون الگوریتمها و سامانههای توزیع محتوا نیز به بخشی از همین مسئله تبدیل شدهاند.
دموکراسی فقط به برگزاری انتخابات وابسته نیست. شهروندان برای تصمیمگیری سیاسی به دسترسی به اطلاعات متنوع، امکان شنیدن دیدگاههای مخالف و شناخت سازوکار انتشار اخبار نیاز دارند.
اگر قواعد این گردش اطلاعات در اختیار شمار محدودی از اشخاص قرار گیرد و امکان بررسی مستقل آن وجود نداشته باشد، قدرت سیاسی میتواند خارج از نهادهای رسمی نیز متمرکز شود.
تجربه ایلان ماسک نشان میدهد که مالکیت یک شبکه اجتماعی دیگر صرفا فعالیتی تجاری نیست. این مالکیت میتواند به ابزاری برای حضور در مناقشات سیاسی کشورهای مختلف تبدیل شود، حتی اگر میزان تاثیر نهایی آن در هر مورد متفاوت و محل بحث باشد.
در نهایت، مسئله اصلی این نیست که چه کسی حق سخن گفتن دارد. مسئله این است که چه کسی میتواند درباره میزان شنیده شدن سخنان دیگران تصمیم بگیرد. وقتی این اختیار به ثروت و مالکیت خصوصی مرتبط شود، نظارت بر قدرت رسانهیی به یکی از مسائل اساسی دموکراسی در عصر اطلاعات تبدیل میشود.
از رادیو زمانه