Skip to content
اکتبر 27, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی / اقتصاد سیاسی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • هوشنگ گلشیری: مأمور امنیتی گفت چرا از مرگ سیرجانی درس نگرفتید؟
  • اجتماعی
  • ایران
  • خبرها
  • فرهنگی – ادبی

هوشنگ گلشیری: مأمور امنیتی گفت چرا از مرگ سیرجانی درس نگرفتید؟

یادی‌ از مرگ احمد میرعلایی، از مقتولان قتل‌های زنجیره‌‌یی.

زنده‌یاد احمد میرعلایی

یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵

۱. سی و یک سال از مرگ احمد میرعلایی گذشت، نویسنده و مترجم پُرکاری که به ترجمهٔ آثار نویسندهٔ بزرگ آمریکای لاتین خورخه لوئیس بورخس و نیز  آثار وی.اس.نایپل و اکتاویو پاز و البته حضور مؤثرش در حلقهٔ ادبی جریان‌ساز «جُنگ اصفهان» شناخته می‌شد.
میرعلایی از جمله امضاکنندگان نامهٔ  «ما نویسنده‌‌ایم» در دههٔ ۱۳۷۰ و متن نامهٔ اعتراض به مرگ سعیدی‌‌سیرجانی، نویسنده و پژوهشگر ادبی و از مقتولان قتل‌های زنجیره‌یی، بود، دو نامهٔ اعتراضی علیه جوّ سیاسی و فرهنگی وقت علیه روشنفکران و نویسندگان.
میرعلایی دوم آبان ۱۳۷۴، زمانی‌که به کتاب‌فروشی‌اش در اصفهان می‌رفت، ناپدید شد و شبانگاه جسم بی‌جانش پیدا شد.
گفته می‌شود او به‌سبب تزریق انسولین یا الکل به ایست قلبی دچار  شده‌ بود و جنازه‌‌اش گوشهٔ کوچه‌ای رها شده‌بود.

۲. هوشنگ گلشیری، داستان‌نویس درگذشته و سرشناس معاصر، در اوج بحران قتل‌های زنجیره‌یی در دههٔ ۱۳۷۰ این متن را دربارهٔ مرگ میرعلایی برای مجلهٔ نیویورک ریویو نوشت:
«یک مأمور امنیتی‌ که در همهٔ این ماجراها، مثلاً ماجرای عباس معروفی، فرج سرکوهی، طرح سقوط نویسندگان به دره، و غیره، معمولاً به قربانیان نزدیک می‌شد گاهی به خانهٔ ما می‌آمد، با این بهانه که من مأمور دستگیری هستم، اما حالا آمده‌ام تا با هم حرف بزنیم یا به‌ این‌ دلیل‌ که مبادا بر ضد برنامهٔ “هویت” (برنامه‌ای مستندگونه علیه روشنفکران و  مخالفان سیاسی در صدا و سیمای دههٔ ۱۳۷۰) حرفی بزنیم.
یک‌ بار که حرف به میرعلایی کشید، به او گفتم: “آخر میرعلایی مگر چه کرده بود که او را کشتند؟” گفت: “چرا از ماجرای سعیدی سیرجانی درس نگرفتید؟”

نعش او هم حالا دیگر بر دوش ماست. چه قدر نعش!

در مجله‌ای داستانی نوشتم در رثای او. از آنجا که او مترجم بورخس بود، مرگ او هم می‌شود مرگ پدر بورخس، چرا که میرعلایی را در کوچه‌ای یافته بودند نشسته و تکیه داده به دیوار با دو بُطر عرق در کنارش…
علت مرگ ایست قلبی بوده در اثر تزریق الکل. با این همه، پس از مرگ، شکم او را از عرق انباشته بودند. دوست ما مست به آن دنیا رفته است!»

از کانال تلگرام روزآروز

چاپ 🖨

Continue Reading

قبلی: موج تازهٔ صدور احکام اعدام در پرونده‌های سیاسی و امنیتی: دست‌کم ۲۵ حکم در سه ماه
بعدی: از پیام صلح‌خواهانۀ کنفرانس استانبول باید استقبال کرد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved