چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، سخنگوی وزارت امور خارجه جان باختن تعدادی از دانش آموزان و معلمان در پیشاور پاکستان بر اثر ریزش سقف یک مدرسه را به خانوادههای آنان تسلیت گفت.
این تسلیت گویی را ما امری انسانی میدانیم و بههیچوجه آن را سرزنش نمیکنیم. اما سؤال اینجاست: آیا جان کارگران ایرانی که هر روز در حوادث کار، آنهم بهدلیل قصور مسئولان مربوطه رخ میدهد جای تسلیت ندارد؟؟
به این خبرها توجه کنید:
۱-سقوط بالابر در شهر رویان و جان باختن ۵ کارگر
۲- کشته شدن یک کارگر در معدن روباز خاک کاشی
۳- ۴ مصدوم کارگر در ریزش مدرسه در مهاباد
۴- مرگ کارگر با دستگاه پرس
۵- مرگ ۳ کارگر بر اثر گاز گرفتگی در روستای قره حسنلو ارومیه
۶- فوت استادکار آرماتوربند در شهرک شهاب قم
۷- مرگ یک کارگر پیمانکاری در واگن پارس
۸- مرگ اپراتور جرثقیل در نیشابور
۹- انفجار کوره در کارخانه فروآلیاژ اسلام آباد غرب و کشته شدن یک چینی و مصدومیت ۳ کارگر
۱۰- سقوط آسانسور در هشتگرد یک کشته و یک مصدوم
۱۱- مرگ کارگر در سقوط به چاله آسانسور در رشت
این خبرها همگی در خبرگزاری ایلنا موجود و بعد از ابراز همدردی آقای سخنگو در سه روز اتفاق افتاده است.
آیا جان با جان فرق دارد؟
یادمان نرفته است که در مرگ دلخراش ۵۶ معدنکار طبسی وزیر کار چگونه خون این کارگران را پایمال و از کارفرمایی حمایت کرد که حتی یک تسلیت به خانوادههای کارگرانش نگفت.
نمی دانیم جنس مسئولان وزارت کار، وزارت صنایع، و تأمین اجتماعی را چگونه سرشتهاند که به چنین حوادثی نهتنها بیاعتنا هستند، بلکه دست خونآلودشان را هم در این حوادث نادیده میگیرند.
ما خواستار مرگ و غم هیچ انسانی در جهان نیستیم، اما این «یک بام و دو هوا» را چه کنیم؟؟
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۹ مهر ۱۴۰۵