صادق کار
سهشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵
در این هفتە دامنۀ اعتراضهایی کە با خیزش دانشآموزان و دانشجویان فرانسوی آغاز شد بهسرعت در کشورهای اسپانیا، پرتغال، تونس، آلبانی، و ایتالیا امتداد پیدا کرد.
انگیزە و مطالبات همهٔ این خیزشها، بەرغم برخی تفاوتهای کوچک، یکی است. در تونس، تظاهراتکنندگان علاوە بر مطالبات کموبیش مشابە با معترضان در فرانسە و مخالفت با فقر و بیعدالتی، گرانی روزافزون هزینەهای زندگی، و نگرانی از چشم انداز آیندۀ خودشان و جهان، خواستار برقراری دموکراسی و رفع محدودیتهای ایجادشدە بر سر راە فعالیت سندیکاها هستند.
در بعضی از کشورها متأسفانە خشونتهایی هم از جانب عدەای از تظاهراتکنندگان صورت گرفته است، مانند آتش زدن ساختمانها، غارت کردن مغازەها، و شکستن شیشەها، کە بە خودِ این خیزشها زیان میرساند و بە دولتها بهانە میدهد کە علت واقعی و ماهیت مطالبات این جنبشها را غیر از آنچە هست جلوە دهند و آنها را بدنام و سرکوب کنند.
بخشی از جامعە نیز کە بەدرستی از اعمال خشونت- کە از جانب عدهٔ اندکی از تظاهراتکنندگان در فرانسە صورت گرفت و رسانەهای معیّنی بەعمد آن را برجستە کردند- بیزار است عملاً در خدمت پیشبرد هدفهای دولتها برای سرکوب کل خیزش قرار میگیرد.
واقعیت این است کە خود دولتها با اتخاذ سیاستهای راستروانە و جنگطلبانە و افزایش چشمگیر بودجەهای نظامی، بە قیمت کاهش چشمگیر بودجەهای رفاهی، زمینۀ چنین خیزشهایی را در حال و آیندە فراهم کردەاند. بە همین دلیل، انگیزۀ شرکتکنندگان در این خیزشها، کە اکثر آنها جواناند، ریشەدار تر از آن است کە بشود با تبلیغات وارونە و بهرەبرداری از خطاکاریهای عدۀ کمشماری از تظاهراتکنندگان آنها را برای مدتی طولانی وادار بە سکوت کرد، آنهم در شرایطی کە دولتها برنامۀ مؤثری برای راضی کردن معترضان ندارند و مصمم بە پیشبرد سیاستهای کنونیشان هستند.
بلە، قطعاً نیروهای راست پوپولیست (عوامفریب) کە خودشان در ایجاد بحرانهای کنونی نقش داشتەاند ممکن است با سیاست یکی بە نعل یکی بە میخ زدن بتوانند عدەای از خیزشکنندگان را بفریبند و جذب کنند. با این همە، با گرفتن انگشت اتهام بهسوی پناهندگان و مهاجران- بەعنوان عامل بحرانها- نمیتوانند ماهیت واقعی مطالبات عدالتخواهانە و صلحجویانۀ این حرکتها را برای مدتی طولانی منحرف کنند.
اکثر مطالبات تظاهراتکنندگان اقتصادی و رفاهی است، کە در برنامەهای جریانهای دستراستی جا و منزلتی ندارد. مطالبات این خیزشها را غیر از چپ هیچ نیروی دیگری نە میخواهد و نە میتواند محقق کند. نسبت دادن منشأ خیزش در فرانسە و آلبانی بە جنگ- که مقامات این دو کشور از آن برای زدن اتهام وابستگی بە معترضان استفادە میکنند- [چندان بیراه نیست]، از این نظر کە بخش قابل توجهی از بحرانها در این کشورها با جنگ و بحران ایجادشدە ناشی از جنگهای ایران و آمریکا و ناتو و روسیە، و تأمین بیشتر بودجۀ جنگ اوکراین از طرف کشورهای اروپایی، بیارتباط نیست. بە نظر میرسد تداوم سیاستهای اینچنینی اوضاع اقتصادی را بحرانیتر و دامنۀ چنین خیزشهایی را گستردەتر کند.
تلاش برای پایان دادن بە این دو جنگ و جنگهای دیگر و اختصاص دادن بودجەهای جنگی بە مطالبات مردم و فاصلە گرفتن از سیاستهای راستروانهٔ همراە با آن اولین اقدامی است کە میتواند بە مهار [و آرام] کردن خیزشها مساعدت کند.
از به پیش