بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل. (عکس افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
حمید آصفی
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵
نتانیاهو شنبه شب، ۲۵ مهر ۱۴۰۵، در مصاحبهای که هدفش بسیج رأی بود، جنگ با ایران را «۹۰درصد تمامشده» خواند. ایران را هم به سرطانی تشبیه کرد که اگر ریشهکن نشود، بازمیگردد. تا انتخابات پارلمانی اسرائیل در ۵ آبان ۱۴۰۵ ده روز مانده است. این جمله را باید هم در سطح امنیتی خواند و هم در سطح انتخاباتی.
در سطح انتخاباتی، معنای جمله روشنتر است. نظرسنجیها [دستیابی] هیچیک از دو جبهه به ۶۱ کرسی را نشان نمیدهند و خود نتانیاهو در همین مصاحبه رقابت را «مساوی» خوانده است. جملهٔ «کار ناتمام مانده» به رأیدهندهٔ راست میگوید که ادامهٔ همین دولت لازم است.
این الگو تازه نیست. نتانیاهو در سال ۱۳۹۱ گفت ایران در «بیست یاردِ آخر» است و نباید گذاشت گل بزند. در بهمن ۱۴۰۳ و در کنار روبیو قول داد با حمایت ترامپ «کار را تمام» کند. در تیر ۱۴۰۴ گفت به پایان دادن تهدید موشکی و هستهای بسیار نزدیک است، اما عجلهای برای پایان ندارد. اکنون هم از «۹۰درصد» میگوید. «کار» همیشه نزدیک به پایان است و هرگز پایان نمییابد.
آزمون سادهای وجود دارد: ادعای مشابه پیشین چه پیامدی داشت؟ نتانیاهو در تیر ۱۴۰۴ از نزدیکی به پایان گفت و حدود هشت ماه بعد، در ۹ اسفند ۱۴۰۴، جنگی گستردهتر آغاز شد. به نظر میرسد استعارهٔ سرطان این چرخه را توجیه میکند، زیرا بیماریای که هر لحظه ممکن است برگردد هرگز درمان نهایی نمییابد.
در سطح امنیتی، «۹۰درصد» ادعایی است که امکان راستیآزمایی مستقل ندارد، ولی برای سنجیدنش چند شاخص وجود دارد. نخستین شاخص اورانیوم غنیشده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیش از حملهها ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰درصد برای ایران برآورد کرده بود و گروسی در اسفند ۱۴۰۴ گفت «کمی بیش از ۲۰۰ کیلوگرم» آن هنوز در تونلهای اصفهان است. شاخص دوم تنگهٔ هرمز است. رئیس مجلس ایران گفته تنگه تا برآورده شدن هفت شرط ایران باز نمیشود. شاخص سوم ظرفیت موشکی ایران است که برآورد قابلاتکایی از آن در دست نیست. هر یک از این سه شاخص میتواند نشان دهد آن ۱۰درصد بقیه چه چیزی را در بر میگیرد.
نکتهٔ کمتر دیدهشده این است که مهمترین شاخص، یعنی ذخیرهٔ اورانیوم، همان چیزی است که هیچ ناظر مستقلی نمیبیند. آژانس میگوید بهعلت بسته ماندن راه بازرسان دربارهٔ اندازه و جای ذخیره اطلاعاتی ندارد. بازگشت بازرسان به توافق نیاز دارد و هر حملهٔ تازه از احتمال توافق میکاهد. بدین ترتیب، ادعای نتانیاهو در چرخهای گرفتار میشود که تأیید یا رد کردنش را به تأخیر میاندازد.
استعارهٔ سرطان تلویحاً درمان را هم تعریف میکند: برچیدن حکومت. نتانیاهو در اسفند ۱۴۰۴ گفته بود میخواهد حمله به ایران «شرایط تغییر رژیم» را فراهم کند. تجربهٔ هشت ماه گذشته مؤید این هدف نیست. رهبر حکومت ایران در آغاز جنگ چهلروزه ترور شد، ولی رئیسجمهور ایران در ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ با ترامپ تفاهمنامهای برای پایان دادن به جنگ امضا کرد. عراق ۱۳۸۲ و لیبی ۱۳۹۰ هم نشان میدهد برداشتن رأس قدرت جانشینی را تعیین نمیکند. بنابراین، [بعید است با] حملهٔ هوایی و محاصره بتوانند به چنین هدفی برسند.
این یک جمله را سه خواننده با سه معنا میخوانند. رأیدهندهٔ اسرائیلی آن را وعدهٔ ادامه [جنگ] میشنود. در واشنگتن، روبیو میگوید هر توافقی باید تضمین کند ایران هرگز به سلاح هستهای نمیرسد و ترامپ هم گفته نمیداند «هرگز» بتوان با ایران صلح داشت. در تهران، پزشکیان همین هفته مذاکره با آمریکا را «بیمعنا» خوانده و چنین سخنی میتواند استدلال کسانی را تقویت کند که مذاکره را بیفایده میدانند.
نقش آمریکا تعیینکننده است. ترامپ به نظر میرسد تا انتخابات میاندورهای در ۱۲ آبان ۱۴۰۵ حمله را به تعویق انداخته، اما حملهٔ بعد از انتخابات را تهدید کرده است. اسرائیل بدون پشتیبانی آمریکا نمیتواند عملیاتی را در مقیاس آغاز جنگ در اسفند ۱۴۰۴ تکرار کند. بنابراین، سخنان نتانیاهو بیشتر پیام به متحد است تا اعلام تصمیم.
سمت ایران هم روایت متفاوتی وجود دارد. مقامهای ایرانی آمریکا و اسرائیل را به نقض تفاهم اسلامآباد متهم میکنند. ایران از آمادگی برای جنگ و تمایل به دیپلماسی سخن میگوید. این دو روایت دربارهٔ مسئول بُنبست کنونی با هم نمیخوانند و هیچ منبع مستقلی هنوز آن را فیصله نداده است.
پنجرههای تصمیمگیری به ترتیب اینهاست: رأیگیری ۵ آبان، هفتهها مذاکرهٔ ائتلافی در اسرائیل، انتخابات آمریکا در ۱۲ آبان، و پس از آن تهدید ترامپ. به نظر میرسد کوتاهمدتترین سناریو ادامهٔ همین وضع تا پایان آن دو رأیگیری باشد. دولتی که در اسرائیل بر سر کار بیاید و ترکیب کنگرهٔ آمریکا سقف گزینههای نظامی را مشخص میکنند.
از کانال تلگرام نویسنده