Skip to content
اکتبر 8, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • آیا استبداد می‌تواند مدرن‌تر شود و همچنان استبداد بماند؟
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

آیا استبداد می‌تواند مدرن‌تر شود و همچنان استبداد بماند؟

چرا آزادی در موسیقی، پوشش، و سبک زدگی لزوماً به معنای آزادی سیاسی نیست.

دیدگاه

محمدجواد طواف

پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

گاهی حکومت اصلاح نمی‌شود، بلکه خودش را «به‌روز» می‌کند

در ادبیات سیاسی مفهومی وجود دارد به نام «ارتقای اقتدارگرایی»: حکومت اقتدارگرا می‌فهمد شیوهٔ قدیمی حکومت کردن پُرهزینه شده و به‌جای کنار گذاشتن انحصار قدرت، روش حفظ آن را تغییر می‌دهد.

در پژوهشی دربارهٔ عربستان پس از بهار عربی، این فرایند به‌صورت ترکیبی از سازگاری، امتیازدهی محدود، و تقویت کنترل امنیتی توضیح داده می‌شود. هدفِ اصلاحات لزوماً دموکراتیک کردن نظام نیست؛ ممکن است برای نارضایتی و تثبیت همان نظم سیاسی انجام شود.

بنابراین باید میان دو سؤال فرق گذاشت:
۱. آیا زندگی روزمره آزادتر شده؟
۲. آیا شهروندان قدرت بیشتری برای تعیین حکومت پیدا کرده‌اند؟

این دو لزوماً با هم پیش نمی‌روند.

گاهی حکومت اقتدارگرا بخشی از محدودیت‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد: موسیقی آزادتر می‌شود، پوشش کمتر کنترل می‌شود، چهره‌های فرهنگی برمی‌گردند، ارتباط با جهان بیشتر می‌شود، و تصویر کشور «عادی‌تر» و ظاهراً مدرن‌تر به نظر می‌رسد.

اما این تغییرها را نباید فوری با آزادی سیاسی یکی دانست.

چرا این مدل می‌تواند از دیکتاتوری قدیمی پایدار باشد؟

دیکتاتوری‌ای که همه‌چیز را ممنوع می‌کند دائم با زندگی روزمرهٔ مردم درگیر می‌شود. اما حکومت سازگارتر ممکن است معاملهٔ دیگری پیشنهاد کند: در زندگی شخصی آزادی بیشتری داشته باشید، اما وارد سیاست واقعی نشوید!

پژوهش‌های مربوط به «ارتقای اقتدارگرایی» نشان می‌دهد بعضی حکومت‌ها دقیقاً برای حفظ خودشان شیوهٔ اداره را به‌روز می‌کنند: بخشی از جامعه را راضی می‌کنند، بخشی از محدودیت‌ها را برمی‌دارند، فضای فرهنگی را بازتر می‌کنند، و هم‌زمان انحصار سیاسی را دست‌نخورده نگه می‌دارند.

سرگئی گوریف و دَنیل تریسمان در «دیکتاتورهای فریب‌کار» توضیح می‌دهند که اقتدارگرایی امروز نمی‌خواهد شبیه به دیکتاتوری کلاسیک به نظر برسد و همیشه با سانسور کامل و خشونت آشکار حکومت نمی‌کند. می‌تواند تصویر مدرن و کارآمد از خودش نشان دهد، به جهان متصل باشد، و حتی بخشی از نقد و رسانه‌های انتقادی را تحمل کند، در حالی که همچنان رقابت واقعی سیاسی را محدود نگه می‌دارد.

این الگوی جدید حتی می‌تواند از حکومت خشن‌تر قبلی مشروع‌تر به نظر برسد، چون بخشی از جامعه واقعاً بهبودهایی در زندگی روزمره تجربه می‌کنند. مسئله این نیست که این بهبودها واقعی نیستند؛ مسئله این است که ممکن است بدون انتقال حتی یک ذره از قدرت سیاسی صورت بگیرد.

تفاوت مهم این است که در الگوی جدید، کنترل بیشتر از طریق تصویرسازی، دستکاری اصلاعات، و سرکوب انتخابی صورت می‌گیرد،‌ نه لزوماً منع همه‌چیز.

پس ممکن است در خیابان آزادی بیشتری دیده شود، اما همچنان

  • حزب مستقل نتواند قدرت را به چالش بکشد،
  • انتخابات واقعی نباشد،
  • رسانهٔ مستقل هزینهٔ سنگین بدهد، و
  • مخالف سیاسی در معرض زندان یا حذف قرار گیرد.

یکی از دام‌های مهم همین‌جاست.

حکومت می‌تواند کنسرت را آزاد کند و حزب را همچنان ممنوع نگه دارد

اگر معیار آزادی را فقط از روی پوشش،‌ موسیقی، رقص، گردشگری، اینترنت، حضور هنرمندان، یا بازگشت برخی چهره‌های مهاجر بسنجیم، ممکن است ظاهر حکومت را با ساختار قدرت اشتباه بگیریم.

الیزابت نیوجنت در «پس از سرکوب» یادآوری می‌کند که حکومت‌های اقتدارگرا بارها «آزادسازی کنترل‌شده» ایجاد کرده‌‌اند: انتخابات نیمه‌رقابتی، حضور محدود مخالفان، یا فضاهای بازتر. اما هدف این تغییرات می‌تواند تخلیهٔ فشار و هم‌زمان کنترل و جذب مخالفان باشد، نه گذار به دموکراسی.

جذاب بودن خودش می‌تواند ابزار حکومت باشد

جان کین هم در «استبداد جدید» نشان می‌دهد که حکومت استبدادی و اقتدارگرای مدرن فقط نمی‌خواهد مردم از آن بترسند، بلکه می‌خواهد برای بخشی از جامعه جذاب هم باشد. او از حکومت‌هایی حرف می‌زند که رشد اقتصادی، سرگرمی، رسانه، فناوری، و تصویر یک کشور «عادی و مدرن» را جدی می‌گیرند، در حالی که خشونت سیاسی را هدفمندتر و کمتر قابل مشاهده می‌کنند.

کین حتی از «اغواگری رسانه‌یی» حرف می‌زند: حکومت تلاش می‌کند «باحال»، مدرن، موفق، و قابل زندگی به نظر برسد؛ می‌تواند «جذاب» شود: سرگرمی، مصرف، فناوری، و رسانه را به خدمت تصویر خودش بگیرد و هم‌زمان سرکوب سیاسی را هدفمندتر و کمتر قابل مشاهده کند.

در چنین نظامی شهروند ممکن است احساس کند زندگی خصوصی‌ام را کمتر کنترل می‌کنند، پس شاید دیگر با دیکتاتوری روبه‌رو نیستم.

برای همین، معیار آزادی را نباید فقط از روی زندگی روزمره سنجید.

معیار آزادی سیاسی میزان آزادی تفریح نیست

برای سنجش آزادی، سؤال‌های بنیادی‌تر و مهم‌تر اینها هستند:

  • آیا قدرت قابل تعویض است؟
  • آیا حزب مستقل می‌تواند فعالیت کند؟
  • آیا رسانه می‌تواند رأس قدرت را نقد کند؟
  • آیا دادگاه مستقل است؟
  • آیا اعتراض مسالمت‌آمیز جرم نیست؟
  • آیا زندانی سیاسی وجود دارد؟

جامعه چه باید بکند؟

پاسخ به این حرکت حکومت مخالفت با موسیقی، آزادی پوشش، یا باز شدن فضای اجتماعی نیست.

باز شدن فضای اجتماعی می‌تواند دستاوردی واقعی باشد و باید از آن دفاع کرد. اما جامعهٔ مدنی نباید بگذارد این آزادی‌ها به‌جای آزادی سیاسی فروخته شود. نباید بگذارد که حکومت پوست‌اندازی کند، ظاهر شیک‌تر داشته باشد، ولی همچنان اعدام کند!

جامعهٔ مدنی باید دائم فاصلهٔ میان «آزادی زندگی» و «آزادی قدرت» را نشان دهد:

  • از هر کاهش محدودیت اجتماعی استقبال کند
  • از باز شدن فضای فرهنگی دفاع کند
  • اما حق تشکل مستقل را هم بخواهد
  • از ارتباط با جهان حمایت کند
  • اما دربارهٔ پاسخ‌گویی حکومت هم سکوت نکند
  • و مهم‌تر از همه، باید سازمان‌های مستقل، شبکه‌های حرفه‌یی، رسانه، و ظرفیت همکاری خودش را حفظ کند

معیار گذار به آزادی این نیست که حکومت ظاهراً شیک‌تر و مدرن‌تر شده باشد؛ این است که قدرت واقعاً محدود، پاسخ‌گو، و قابل‌تعویض شده باشد.

از صفحهٔ اینستاگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: آکسیوس: پنتاگون دستور داده نیروهای آمریکایی برای حملۀ احتمالی به ایران آماده شوند
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved