Skip to content
اکتبر 6, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • محمد درویش در نشست «محیط‌زیست و جنگ»: محیط‌زیست فرصتی برای تحکیم صلح و مهار خشونت
  • ایران
  • محیط زیست
  • نوار متحرک

محمد درویش در نشست «محیط‌زیست و جنگ»: محیط‌زیست فرصتی برای تحکیم صلح و مهار خشونت

محمد درویش، فعال، تحلیلگر، و صاحب‌نظر در حوزهٔ محیط‌زیست گفت:‌ «ما نباید متوقف شویم. دنیا دارد به ما نگاه می‌کند. الآن محیط‌زیست می‌تواند فرصت توسعه و فرصت تحکیم صلح و مهار کردن خشونت به‌صورت پایدار باشد.»

سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- طاهره مهری– نشست «محیط‌زیست و جنگ» با سخنرانی محمد درویش، از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان، به همّت مجلهٔ سیاست‌نامه با همکاری سرای علوم انسانی برگزار شد. این هجدهمین جلسه از این دیدارها بود که روز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ در کتاب‌فروشی وزن دنیا، خیابان طالقانی، بین وصال و نادری، مجموعهٔ تئاتر لبخند، برگزار شد.

صحبت‌های محمد درویش در این نشست را در ادامه می‌خوانید.

محمد درویش، فعال، تحلیلگر و صاحب‌نظر در حوزهٔ محیط‌زیست و مؤلف کتاب «پایداری ایرانی، محیط‌زیست و زندگی» در خصوص محیط‌زیست و جنگ گفت: «موضوع محیط‌زیست با بسیاری از ارکان زندگی در ارتباط است. در کُرسی سلامت اجتماعی یونسکو، که مسئولیت کمیتهٔ محیط‌زیست آن را بر عهده دارم، همهٔ تلاش ما این است که به دولت‌ها نشان بدهیم که سرمایه‌گذاری برای حفظ محیط‌زیست فقط منجر به ارتقای شاخص‌هایی مثل بهبود هوا، آب، خاک، یا کاهش برخی از هزینه‌ها نمی‌شود، بلکه سرمایه‌گذاری در حوزهٔ محیط‌زیست در نهایت می‌تواند به ارتقای سلامت روانی جامعه کمک کند؛ جامعه‌ای که از سلامت روانی بهتری برخوردار باشد، یعنی ظرفیت نقدپذیری آن جامعه بیشتر است، یعنی احتمال ارتکاب به خشونت در آن جامعه کاهش می‌یابد، یعنی چنین جامعه‌ای بیشتر بلد است که کینه‌هایش را بر روی یخ بنویسد و به این ترتیب هزینه‌های خشونت، جنگ، و سازمان زندان‌ها کاهش پیدا می‌کند.»

این فعال، تحلیلگر، و صاحب‌نظر در حوزهٔ محیط‌زیست اظهار داشت: «ما الآن داریم در کشوری با هم صحبت می‌کنیم که تقریباً هزینهٔ سازمان زندان‌های کشور بیش از سی‌برابر بودجهٔ سازمان محیط‌زیست آن است؛ سازمان زندان‌ها در بهترین حالت باید تعطیل می‌شد. یعنی اگر یک کشور آرمانی را در نظر بگیریم، کشوری است که در آن زندانی وجود نداشته باشد. اما متأسفانه سرانهٔ زندانی در ایران به‌مراتب بیشتر از استانداردهای پذیرفته شده است و یکی از دلایل آن که تقریباً اکنون همهٔ متخصصان در حوزه‌های مختلف در مورد آن به توافق رسیده‌اند موضوع محیط‌زیست است.»

محمد درویش در ادامه گفت: «تا سال ۲۰۰۶ موضوع محیط‌زیست وارد رتبه‌بندی کشورها نمی‌شد. در سال ۲۰۰۶ شاخصی به نام HPI وارد رتبه‌بندی کشورها شد. یعنی تا سال ۲۰۰۶ می‌گفتیم کشوری مردمان شادتری دارد که تولید ناخالص داخلی (GDP) بیشتری داشته باشد. ولی بعدها بررسی شد و دیدند که کشورهایی در دنیا هستند که GDP بیشتری دارند، اما همچنان مردم این کشورها درگیر خودکشی و افسردگی‌های شدیدند به نسبت کشورهایی که GDP کمتری دارند. اما آن کشورها از منظر اکولوژی یا بوم‌شناسی وضع قابل دفاعی ندارند. شاخص سرزمین شاد می‌گوید که حال مردمی بهتر است که در سرزمینی زندگی می‌کنند که از مواهب گیاهی و جانوری درخورتری برخوردار باشد و چشم‌اندازهای هوش‌رُبای بیشتری داشته باشد. طی بررسی‌ای که همهٔ ما با گوشت و خون خودمان آن را درک کرده‌ایم و وزارت خارجهٔ بریتانیا در دههٔ ۱۹۸۰ آن را انجام داد و همان موقع هم هشدار داد، ماجرای طرح‌های بلندپروازانه‌ای است که در آناتولی جنوبی و آناتولی شرقی دولت ترکیه در حال اجرا داشت. در آن زمان هشدار داده شد که اگر این طرح‌ها به ثمر بنشیند، احتمال افزایش خشونت در خاورمیانه، میان‌رودان، سوریه، عراق، و ایران افزایش پیدا می‌کند. چرا این هشدار را داد؟»

او افزود: «این هشدار به این دلیل بود ‌که اقتصاد اغلب مردم در میان‌رودان مبتنی بر آوردِ طبیعی دو رودخانهٔ اصلی میان‌رودان یعنی دجله و فرات بود. این دو رودخانه از کوه‌های آرارات در ارمنستان امروز سرچشمه می‌گیرد و پُرآب‌ترین رودخانه‌های منطقه ما هستند. فرات سی‌میلیارد مترمکعب و دجله هفده‌میلیارد مترمکعب آورد دارند. اگر این را با پُرآب‌ترین رودخانهٔ ایران یعنی کارون با چهارده‌میلیارد مترمکعب آب مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که فرات بیش از دوبرابر کارون آب دارد. دجله هم بزرگ‌تر از کارون است. طرح‌هایی که ترکیه اجرا کرد سبب شد ورودی آب به دجله و فرات در مرزهای عراق و سوریه به یک‌سوم کاهش پیدا کند.

محیط‌زیست فرصتی برای تحکیم صلح و مهار خشونت
محمد درویش

این فعال، تحلیلگر، و صاحب‌نظر در حوزهٔ محیط‌زیست افزود: «آمارها نشان می‌دهد که چیزی در حدود چهارمیلیون هکتار از اراضی کشاورزی در سوریه و عراق از حیّز انتفاع خارج شد. جالب است که یک گزارش از ساواک در سال‌های ابتدایی دههٔ ۱۳۵۰ وجود دارد که رئیس ساواک به سفیر وقت ایران در بغداد می‌گوید برو پیش صدام حسین- که در آن زمان معاون رئیس‌جمهور بود- و به او بگو که اگر جلوی بلندپروازی‌های ژنرال‌های تُرک را نگیرد، ممکن است شورش‌هایی در بصره اتفاق بیفتد، چون آب‌شیرین‌کن‌ها و تصفیه‌خانه‌هایی که در بصره طراحی شده است برای پارامترهای میکروبی است. در صورتی‌ که اگر این طرح‌ها اجرا شود، شط‌العرب یا اروندرود در مواقع مدّ پس می‌زند و آب شور خلیج‌فارس وارد این پهنه‌ها می‌شود و آب‌شیرین‌کن‌های بصره و العماره از حیّز انتفاع خارج می‌شوند و این ممکن است برای جماعت شیعه‌نشینی که در آن منطقه‌اند دردسر ایجاد کند. تقریباً در حدود سال‌های ۱۳۵۰ چنین هشداری را ساواک به دولت عراق داد.»

محمد درویش در ادامه گفت: «همهٔ این هشدارها، نگرانی‌ها، و ترس‌ها اکنون اتفاق افتاده‌. بخش قابل توجهی از جمعیت کشاورزان و دام‌داران در سوریه و عراق بیکار شدند و جمعیت حاشیه‌نشین گسترده‌ای جذب شهرهایی مثل حلب در سوریه و کرکوک در عراق شد.»

او افزود: «می‌دانید که جریان خشونت‌طلب و تروریستی به نام داعش و القاعده از این ماجرا استفاده کرد. یعنی ما با مردمی در منطقه روبه‌رو بودیم که چیزی دیگر برای از دست دادن نداشتند. معیشتشان مشکل زیادی پیدا کرده بود و آنها با دریافت روزی چند دلار حاضر شدند به‌عنوان مزدوران داعش و القاعده صحنهٔ منطقه را درگیر خشونت‌های بی‌سابقه کنند. تا همین الآن هم این ماجراها ادامه دارد.»

محیط‌زیست فرصتی برای تحکیم صلح و مهار خشونت

درویش با اشاره به اتفاق دیگری که این ماجراها را به‌سمت ایران هم تعمیم داد، گفت: «این اتفاق کاری بود که صدام حسین انجام داد و نهری به نام نهر پنجم و نهر صدام را حفر کرد و مسیر دجله و فرات را تغییر داد، برای اینکه وارد هورالعظیم، هورالهویزه، و هورالحمار نشود. به بهانهٔ توسعهٔ اراضی کشاورزی این کار را کرد. متأسفانه با این کارِ صدام پهنهٔ بزرگی از جنوب غربی ایران خشک شد و چشمهٔ بزرگ گردوخاک ایجاد شد. پژوهش‌هایی که دانشکدهٔ زیست‌شناسی دانشگاه تهران انجام داده است نشان می‌دهد که نهشته‌های تالاب هورالعظیم، هورالهویزه، و هورالحمار روی باغ‌های مرکبات شهسوار دیده شده است. چیزی که از آن با عنوان اثر پروانه‌یی یاد می‌کنیم عنوانِ عملِ نابخردانهٔ مردی است که بیش از ربع قرن پیش اعدام شد و از بین رفت، اما متأسفانه هنوز هم‌وطنان ما در جای‌جای این کشور از عوارض آن در رنج هستند و متضرر می‌شوند.»

این فعال، تحلیلگر، و صاحب‌نظر در حوزهٔ محیط‌زیست اظهار داشت: «همکاران من در مرکز تحقیقات کشاورزی صفی‌آباد دزفول سال‌ها بود که روی یک «سن گندم» کار می‌کردند که خسارت‌های سنگینی به کشاورزی ایران در منطقهٔ خوزستان و دشت عباس وارد می‌کرد. آنها به‌طور اتفاقی متوجه شدند که میزان سِن‌ گندم از دههٔ هشتاد به بعد کاهش پیدا کرد. در ابتدا خودشان هم دلیلش را نفهمیدند، چون طرح‌هایی که برای این سن‌ها اجرا کرده بودند و دشمنان طبیعی که فکر می‌کردند تأثیر دارد، هیچ‌کدام جواب نمی‌داد. ولی احساس کردند که جمعیت این سن‌ها کم و کمتر می‌شود. فکر می‌کنید دلیل این کاهش چه بود؟ دلیل آن طغیان ریزگردهایی مشهور به ریزگردهای عربی بود. دلیل آن طرح‌های بلندپروازانهٔ ترکیه بود. دلیل آن نهر پنجم بود که صدام حسین احداث کرد. دلیل آن دریاچه‌ای است که صدام حسین در پنجاه و هفت کیلومتری شمال غرب بغداد زد. هشتاد و دو میلیارد مترمکعب حجم این دریاچه است. برای اینکه بگویم چقدر این حجم بزرگ است، سد آتاتورک که الآن به‌عنوان بزرگ‌ترین سد منطقه زده‌اند پنجاه و دو میلیارد مترمکعب گنجایش دارد. و باز برای اینکه بگویم این پنجاه و دو میلیارد مترمکعب یعنی چقدر، کل مجموعهٔ مخازن‌ سدهای کوچک و بزرگی که در ایران زده شده است الآن چیزی در حدود پنجاه و پنج میلیارد مترمکعب آب می‌تواند داشته باشد. صدام حسین فقط یک چاله‌ در شمال غربی بغداد ایجاد کرد که هشتاد و دو میلیارد مترمکعب می‌تواند آب داشته باشد که بعدا بر اثر اجرای طرحی دیگر این دریاچه خشک شد و یک پهنهٔ بسیار بزرگ تولید گردوخاک ایجاد کرد که خیلی از روزهای سال می‌بینید که بغداد هم درگیر این ماجراست و تا ایران می‌رسد.»

محیط‌زیست فرصتی برای تحکیم صلح و مهار خشونت

محمد درویش در ادامه گفت: «حالا همهٔ این اتفاق‌ها باعث شد که سِن گندم کم شود. چرا؟ پژوهشگران و همکاران من متوجه شدند که این ریزگردها باعث شده است که باکتری‌های پدیدآورندهٔ این سن نفس کم بیاورند و کشته شوند. به نظر خبر خوبی است. انگار همه‌چیز ریزگردها هم بد نیست. ولی واقعیت این است که وقتی این خبر تأیید شد، ما بر خودمان لرزیدیم. زیرا یک‌پنجاهم یا یک‌شصت ‌و ‌پنجم باکتری‌ها و ویروس‌های شناخته‌شده در بخش کشاورزی باکتری‌های نادلپذیری‌اند و بسیاری از آنها برای حاصل‌خیزی خاک مؤثرند. اگر این ریزگردها توانستند سِن را از بین ببرند، یعنی ببینید چه اثر تخریبی بر روی بسیاری از فعالیت‌های خاک‌سازی و حاصل‌خیزی خاک در اراضی کشاورزی داشتند که ما چون هنوز خبری نداریم و پژوهشی در مورد آن انجام نداده‌ایم متوجه عمق این فاجعه نیستیم.»

او افزود: «عمق این فاجعه آنجا پیدا می‌شود که حاصل‌خیزی خاک کم می‌شود. اینکه وابستگی معیشتی به آب و خاک در منطقه افزایش پیدا می‌کند. اینکه درآمد کشاورزی کاهش پیدا می‌کند. اینکه رقابت برای آب به‌نسبت ارزش افزوده‌ای که تولید می‌شود افزایش پیدا می‌کند و در نتیجه فقر تشدید می‌شود. و وقتی فقر تشدید می‌شود، خشونت افزایش پیدا می‌کند. و در نهایت ما خواسته یا ناخواسته به‌سمت جنگ حرکت می‌کنیم. این اتفاقی است که شاهد آن هستیم.»

محمد درویش بیان کرد: «پژوهشی که سال گذشته دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران در مورد اثر طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای در مناطق مرکزی ایران انجام داد، یعنی چشمه لنگان، خدنگستان، کوهرنگِ یک، و کوهرنگِ دو و بهشت‌آباد، نشان داد که خشونت بین اقوام ایرانی در کهگیلویه و بویراحمد، در چهارمحال و بختیاری، و در اصفهان، در یزد و در کرمان و خوزستان، این تلفات تا چهل و پنج درصد افزایش داشت.»

این فعال محیط‌زیست به یک سخنرانی‌اش در چهارمحال و بختیاری اشاره کرد و گفت: «در آنجا دیدم که شیر آب باز است و آب به هدر می‌رود. به محیط‌بان گفتم که چرا این شیر باز است، چرا آن را نمی‌بندید؟ گفت برای چه ببندم. اگر ببندم، آب به‌سمت مردم اصفهان می‌رود. بگذار همین‌طور جاری باشد.»

وی افزود: «با این مردم چه کرده‌ایم که آنها ده‌ها خودرو همکاران ما را در محیط‌زیست، در منابع طبیعی، و در شرکت‌های آب و فاضلاب به آتش کشیده‌اند.»

این فعال، تحلیلگر و صاحب‌نظر در حوزه محیط‌زیست اظهار داشت: «الآن در اصفهان تصور بر این است که دلیل خشک شدن زاینده‌رود باغ‌دارهای منطقهٔ سامان‌اند و مردم چهارمحال و بختیاری می‌گویند که مردم اصفهان در کل آب ما را دزدیده‌اند! سرشاخه‌های دز و کارون را تغییر مسیر داده‌اند. کهگیلویه و بویراحمد می‌گوید که این کار را در مورد ماربُر می‌کنند. به جان یکدیگر افتاده‌ایم و وضع نگران‌کننده‌ای است. این نکته برای اولین بار در یک پژوهش معتبر دانشگاهی مورد تأیید قرار می‌گیرد. بسیاری معتقدند دلیل اینکه سرمایهٔ اجتماعی دولت و حکومت در ایران کاهش پیدا می‌کند مدیریت سؤال‌برانگیزش در حوزهٔ محیط‌زیست است که از درس‌های منطقه عبرت نگرفت.»

محیط‌زیست فرصتی برای تحکیم صلح و مهار خشونت

محمد درویش به یک خاطره از دورهٔ دولت حسن روحانی اشاره کرد و گفت: «فراموش نمی‌کنم، در دولت اول حسن روحانی، که سازمان حفاظت محیط‌زیست یک اجلاس بین‌المللی در مورد پدیدهٔ ریزگرد برگزار کرد و من در آن زمان مسئولیت آموزش و مشارکت‌های مردمی را در سازمان بر عهده داشتم، رئیس‌جمهور گفت که ترکیه نباید این طرح‌ها را بدون توجه به نیازهای مردم پایین‌دست و خسارت‌هایی که به ایران و کشورهای همسایه می‌زند اجرا کند. در آن اجلاس سفیر وقت ترکیه در تهران سخنرانی تأمل‌برانگیزی کرد و بسیاری از خبرگزاری‌ها در آن زمان انعکاس دادند. سفیر گفت: “شما از ما می‌خواهید که به مردمان پایین‌دست دجله و فرات در کشورهای سوریه و عراق و ایران رحم کنیم؛ مگر خودتان به مردم خودتان رحم می‌کنید؟! شما چه بلایی بر سر جلگهٔ خوزستان آورده‌اید؟ سرشاخه‌های آن که در کشور خودتان بود. شما چه بلایی بر سر بختگان آوردید؟ کُر و سیوَند که در کشور خودتان بود. شما چه بلایی بر سر جازموریان آورده‌اید؟ رودخانهٔ هریرود که در کشور خودتان بود. شما چه بلایی بر سر دریاچهٔ ارومیه آوردید؟ سرچشمه‌های همهٔ این چهارده رودخانه که در کشور خودتان بود. آن‌وقت از ما می‌خواهید که ما رعایت حال یک کشور دیگر را بکنیم؟! شما رعایت مردم خودتان را هم نکردید. بابای سیگاری که نمی‌تواند به بچه‌اش بگوید سیگار نکش. یعنی شما اصلاً از نظر اخلاقی صلاحیت پند دادن و تذکر اخلاقی دادن به ما را ندارید آقای روحانی!” و این حرف، در عین تلخی، حرف درستی است.»

این فعال، تحلیلگر، و صاحب‌نظر در حوزهٔ محیط‌زیست اظهار داشت: «زمانی که نوری مالکی به رئیس‌جمهور وقت ترکیه هشدار داد که حقابهٔ دجله و فرات را نباید کم کنی، وزیر کشور ترکیه پاسخ داد و گفت مگر شما منابع نفتی خودتان را با ما به اشتراک می‌گذارید که ما منابع آبی خودمان را با شما به اشتراک بگذاریم؟»

محمد درویش افزود: «این در صورتی‌ است که نفت کالایی اقتصادی است، اما آب کالایی زیستی است. ما متأسفانه در ایران با آب به‌عنوان کالای زیستی برخورد نمی‌کنیم. ما در ایران با آب به‌عنوان کالایی اقتصادی برخورد می‌کنیم. از فروش آب ثروت تولید می‌کنیم و این حماقتی بزرگ در خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن است. خیلی‌ها بر این باورند که حماقت نیست، عمدی در کار است. کشوری که در کمربند خشک جهان واقع شده است و چنین مصداق‌های عینی در کنارش وجود دارد نباید همهٔ تخم‌مرغ‌هایش را در سبدی بچیند که چشمش به آسمان است. نباید از طریق فروش آب و صادرات یونجه به امارات متحده عربی یا صادرات پیاز اصفهان به عراق، یا صادرات هندوانه به ترکیه، تولید ثروت کنیم.»

او در ادامه بیان کرد: «کشوری که دچار دریوزگی آبی است و بیشترین فرونشست زمین را دارد، بر طبق آخرین آمار سازمان زمین‌شناسی، کشوری که صدهزار کیلومتر از خاکش درگیر فرونشست بیش از دو سانتی‌متر در سال است، باید چیدمانی را برای توسعه انتخاب کند که رونق این چیدمان منجر به خراش بیشتر اندوخته‌های آبی‌اش نشود. الآن شهرام نظامی‌وند چگینی در اینجا نشسته است. ایشان سال‌ها معاون دفتر انرژی‌های خورشیدی ساتبا در وزارت نیرو بود و می‌تواند شهادت بدهد که ما چند دهه است که تلاش می‌کنیم دولت‌ها و حکومت‌ها را در ایران تشویق کنیم به اینکه سبک تولید انرژی را تغییر بدهند. سبکی که ما سال‌هاست داریم از آن استفاده می‌کنیم، یعنی نیروگاه‌های حرارتی و نیروگاه‌های گازی، سدهای برقابی، و نیروگاه‌های اتمی به‌طور متوسط برای تولید هر کیلووات برق سه‌هزار لیتر آب در سال مصرف می‌کنند. کشوری که درگیر دریوزگی آبی است نباید از این سبک برای تولید برق استفاده کند. به‌خصوص وقتی که در عرض بیست و پنج تا چهل درجهٔ نیمکره شمالی قرار گرفته است. یعنی تابش آفتاب به نود درجه نزدیک است و بهترین مزیت ما استحصال انرژی‌های تجدیدپذیر به‌خصوص باد و خورشید است.»

این فعال، تحلیلگر، و صاحب‌نظر در حوزه محیط‌زیست اظهار داشت: «من زمانی که مسئولیت میز محیط‌زیست در مرکز بررسی استراتژیک نهاد ریاست‌جمهوری را داشتم بارها این فرصت را داشتم تا به بالامقام‌ترین رهبران کشور گوشزد کنم که این روش روش پایداری نیست و می‌تواند کشور را با تهدیدهای جدّی در مهم‌ترین شاخص امنیت غذایی، یعنی اندوخته‌های آب شیرین و سفره‌های زیرزمینی، روبه‌رو کند. اما پاسخی که به من می‌دادند این بود که احمقانه است در کشوری که بر روی نفت و گاز خوابیده است به سراغ استحصال انرژی گران‌قیمتی به نام خورشید برویم!»

او در ادامه گفت: «ششم مهر سال ۱۴۰۴ توانستیم حدود دوهزار مگاوات برق از خورشید استحصال کنیم. بعد وارد ماجراهای تلخ دی‌ ۱۴۰۴ شدیم، و بعد وارد جنگ خانمان‌سوز. و وضع اقتصادی کشور بسیار نگران‌کننده است. بدترین تورم و سقوط پول ملی را تجربه می‌کنیم. اما الآن توان انرژی خورشیدی ما از مرز شش‌هزار مگاوات هم گذشته است. در یکی از بدترین مقاطع اقتصادی امنیتی خودمان توان انرژی خورشیدی و بادی ما سه‌برابر یعنی ۳۰۰درصد رشد کرده است. تصور کنید اگر وضع اقتصادی کشور خوب بود و امنیت وجود داشت چه دستاوردهای بزرگ‌تری را می‌توانستیم امروز رکورد کنیم. ولی همین‌قدر هم نشان می‌دهد که بالاخره “حاکمیت” صدای ما را شنیده است. بالاخره دولت‌ها صدای ما را شنیده‌اند. شش‌هزار مگاوات یعنی اینکه ما توانستیم سیصدو سی میلیون درخت بکاریم، بدون اینکه نگران آبیاری آنها باشیم. چگونه هر یک کیلو وات برقی که از طریق صفحه‌های (پنل‌های) خورشیدی یا انرژی بادی تولید شود، یعنی میزان انتشار گاز کربنیک (CO۲) را هزار کیلوگرم کاهش دادیم. این معادل عملکرد سی‌ و پنج درخت بیست‌ساله در یک سال است. و وقتی ما از شش‌هزار مگاوات می‌گذریم، یعنی توانسته‌ایم سیصد و سی میلیون درخت بکاریم. وقتی ما از شش‌هزار مگاوات می‌گذریم، یعنی توانسته‌ایم یک و هشت‌دهم میلیارد مترمکعب آب ذخیره کنیم. کل نیاز مردم تهران به آب حدود یک و یک‌دهم میلیارد مترمکعب در سال است و ما فقط با انرژی خورشیدی و بادی توانستیم نیاز هیجده میلیون ایرانی به آب را تأمین کنیم. مردم ایران باید این را بدانند.»

محیط‌زیست فرصتی برای تحکیم صلح و مهار خشونت

محمد درویش افزود: «مردم ایران باید بدانند که چه اتفاقی الآن دارد در کشور می‌افتد و مطالبه کنند که این مسیر شتاب بگیرد. تا آدم‌هایی مثل شهرام چگینی و شهرام چگینی‌ها قوت بیشتری بگیرند، تا این شتاب منجر به این شود که بالاخره این پرچم امید در این مملکت به اهتزاز دربیاید و در سایهٔ این پرچم امید، سایهٔ جنگ کاهش پیدا کند.»

این فعال، تحلیلگر، و صاحب‌نظر در حوزهٔ محیط‌زیست اظهار داشت: «مسعود پزشکیان می‌تواند ماه آینده در اجلاسی که در آنتالیا برگزار می‌شود شرکت کند و این‌دفعه سرش را بالا بگیرد و بگوید اینکه به‌رغم تحریم‌هایی که به کشور تحمیل شده است، به‌رغم بدترین جنگی که به کشور تحمیل شده است، ما دیگر جزو هفت کشور اول سازندهٔ گازهای گلخانه‌یی نیستیم. پس شما اجازه بدهید که ایرانیان نفس بکشند. سایهٔ جنگ برداشته شود. تحریم‌ها برداشته شود. ما می‌توانیم کشوری مسئولیت‌پذیرتر در منطقه باشیم. ما می‌توانیم به صلح جهانی در منطقه کمک کنیم.»

درویش افزود: «تنها کشور جهان هستیم که ادعا می‌کنیم اگر از جهان عاری از خشونت صحبت می‌کنیم، این در فرهنگ ماست. این تمدن ماست. ما تنها کشور جهان هستیم که شهری در این کشور داریم که چهارصد و یازده سال است که در آن قتلی اتفاق نیفتاده است. چنین شهری را شما در اروپا یا آمریکای شمالی هم پیدا نمی‌کنید. بنابراین، حالا می‌توانیم از طریق تغییر چیدمان توسعه در کشور از فشار خشونت و جنگ بکاهیم.»

او بیان کرد: «من اخیراً ملاقاتی با سفیر افغانستان در تهران داشتم و به او گفتم که من نمی‌گویم شما بیایید و آن معاهده را اجرا بکنید. می‌دانم که شما خودتان نیاز آبی دارید. ولی شما برق ندارید. شما حداقل ۱۵ ساعت در روز برق ندارید. ما در مرز شرقی خودمان بیشترین میزان استحصال انرژی بادی را داریم. ما آسبادهای نشتیفان را داریم که بیش از دوهزار سال قدمت دارد. برخی می‌گویند این قدمت به شش‌هزار سال می‌رسد، که نشان می‌دهد زنان و مردان بادرایتی در این کشور زندگی می‌کردند. قصهٔ آن را من در همین کتاب «پایداری ایرانی» شرح داده‌ام. زنان و مردانی که بلد بودند چگونه از باد انرژی تولید کنند. ما می‌توانیم برای شما نیروگاه‌های بادی در منشأ بادهای صد و بیست‌روزه که حالا صد و شصت‌روزه شده است مستقر کنیم. به شما برق بدهیم و شما به‌جای این برق به ما آب بدهید تا ما برای تأمین آب مردم مشهد مجبور نباشیم سیصد و پنجاه‌هزار میلیارد تومان هزینه کنیم. اینکه آب را از دریای عمان شیرین کنیم و با هزینه‌های سنگین برای مشهد بیاوریم. با ۱۵هزار میلیارد تومان می‌توانیم این کار را بکنیم. فایده‌اش این است که ما حواسمان جمع است که شما حالتان خوب باشد، چون اگر شما حالتان خوب باشد، حقابهٔ ایران را برای هامون و هیرمند و برای زابل و سیستان و مشهد می‌پردازید. شما هم حواستان هست که ما حالمان خوب باشد.»

محیط‌زیست فرصتی برای تحکیم صلح و مهار خشونت

محمد درویش همچنین گفت: «یعنی محیط‌زیست به فرصت توسعه تبدیل می‌شود. محیط‌زیست به عامل تحکیم روابط بین کشورها فارغ از اینکه چه کشوری وجود داشته باشد می‌تواند تبدیل شود.»

او افزود: «سال گذشته که در عراق بودم دیدم که بغداد هم این مشکل را دارد. در هتلی که ما در بغداد برای پروژهٔ هورالعظیم مستقر بودیم هفده بار در روز برق قطع می‌شد و آنها حقابهٔ ما را برای هورالهویزه نمی‌دهند. ما می‌توانیم به عراقی‌ها برق بدهیم و آنها به ما آب بدهند. و ما به این ترتیب می‌توانیم به کشوری برخوردار در منطقه و عامل ثبات تبدیل شویم.»

این فعال، تحلیلگر، و صاحب‌نظر در حوزهٔ محیط‌زیست اظهار داشت: «به‌جای اینکه وقتی وارد تریبون‌های بین‌المللی می‌شوید شروع کنید به مرگ بر این و مرگ بر آن گفتن و انتقام سخت و…، از زندگی بگویید. از اینکه ایران می‌تواند به بهبود صلح بین‌الملل کمک کند. عجم اوغلو در کتاب ارزشمندش «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟» می‌گوید گذشت آن زمانی که کسی برای غم و غصهٔ شما غمگساری کند و همدلی کند. الآن ملت‌ها برای آن اشخاص حقیقی یا حقوقی کلاه از سر برمی‌دارند که از دل مشکلات توانسته باشد راه‌حلی ارائه بدهد.»

محیط‌زیست فرصتی برای تحکیم صلح و مهار خشونت

او در پایان صحبت‌هایش گفت: «اگر جامعهٔ جهانی برای ژاپنی‌ها یا آلمانی‌ها احترام قائل است، به‌خاطر این است که از دل هیروشیما و از دل جنگ جهانی دوم که یک دیوار دو متری در برلین باقی نمانده بود آلمان‌ها توانستند به بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا تبدیل شوند و ژاپنی‌ها توانستند پاناسونیک را به کاخ سفید ببرند. ما هم نباید متوقف شویم. دنیا دارد به ما نگاه می‌کند و محیط‌زیست می‌تواند الآن فرصت توسعه و فرصت تحکیم صلح و مهار خشونت به‌صورت پایدار باشد.»

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: مای ساتو: نقض قواعد دادرسی عادلانه در جمهوری اسلامی ایران مختص اعتراض‌های دی‌ماه نیست
Next: بیانیهٔ دربارهٔ روز جهانی علیه اعدام: برپادارندگان چوبه‌های دار در ایران باید محاکمه شوند!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved