Skip to content
اکتبر 7, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • چرا صدای اقليت بلندتر از اكثريت جامعه است؟
  • ایران
  • دیدگاه‌ها

چرا صدای اقليت بلندتر از اكثريت جامعه است؟

دیدگاه

محمدرضا یوسفی

جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵

روشن است كه دفاع از تمامیت ارضی كشور حق مسلّم و وظیفهٔ ملی هر ایرانی است. تجاوز نظامی رژیم اسرائیل و همراهی دولت آمریکا نیز جنایتی است که محکومیتش تردیدناپذیر است. اما آنچه ایران را به این نقطه رساند حاصل هم‌نشینی چند عامل بود: فشار و تحریم‌های خارجی، ساختار اقتصادی رانتی و ناکارآمد، رويكرد و تصمیم‌های سه دههٔ گذشته، و در کنار آن، جریان‌هایی که از تنش و تقابل منافع سیاسی و اقتصادی می‌برند. هدف اين يادداشت فروکاستن همهٔ مشکلات به یک «جریان تندرو» یا « فشار خارجی» نيست، اما سهم کسانی که امروز راه دیپلماسی را می‌بندند از دیگران سنگین‌تر است، چون در لحظه‌ای که کشور به توافق و کاهش تنش نیاز دارد در برابر آن می‌ایستند.

جریان‌های تندرو و بخشی از نیروهای ذی‌نفع در تداوم تحریم و تنش همهٔ توان خودشان را برای جلوگیری از توافق و کاهش تنش به کار بسته‌اند. از تبلیغ شعارهای تفرقه‌افکنانه در فضای خیابانی و توهين به شخصيت‌هایی كه زمانی در خط مقدم نظام بوده‌اند گرفته تا فراهم کردن بهانه برای دشمن خارجی برای نقض توافق در كارنامهٔ آنان ديده می‌شود. نتیجهٔ این عملکرد تضعیف دیپلماسی و افزایش هزینه برای مردم است، نه تقویت امنیت ملی. آنان با رويكردشان کشور را به نقطه‌ای رساندند که ناگزیر از این دفاع پُرهزینه شد و امروز نیز در برابر پایان دادن به آن می‌ایستند.

پرسش روشن این است: هزینهٔ ادامهٔ این مسیر را چه کسی می‌پردازد؟ طراحان خارجی و داخلی آن نه بار تورم را تحمل مي كنند، نه حقوقشان در زیر تورم نقطه‌به‌نقطهٔ بیشتر از ۸۰درصد آب می‌رود، و نه با خطر ورشكستگی اقتصادی مواجه‌اند، و نه خانه‌هایشان ویران شده و نه فرزندانشان با آیندهٔ مبهم شغلی دست به گریبان‌اند. بهای آن را کارگر، بازنشسته، کارمند، کشاورز، مال‌باخته، و ساکن مناطق جنگ‌زده می‌پردازد.

هر سیاستی که راه دیپلماسی و توافق‌سازی را ببندد، فارغ از نیّت طراحانش، همان نتیجه‌ای را رقم می‌زند که متجاوز می‌خواهد.

اما پرسش بنیادی‌تر این است: چگونه اقلیتی که در انتخاباتی آزاد چنین جایگاهی ندارد تا این اندازه بر سرنوشت کشور مسلط شده است؟ پاسخ را باید در ساختارها جست، نه اشخاص. نظارت استصوابی، حذف گستردهٔ منتقدان، و «خالص‌سازی» چند دههٔ اخیر این اقلیت را به اکثریت نهادی بدل کرده است. تا این سازوکار برقرار باشد، مهار شدن این جریان موقتی و سطحی خواهد بود.

با این حال، راه‌حل‌ها فقط بلندمدت نیست و انتظار اصلاح ساختاری نمی‌تواند بهانه‌ای برای بی‌عملی در کوتاه‌مدت شود. در همین شرایط، چند کار عملی و قابل سنجش وجود دارد.

نخست، ائتلاف حداقلی نیروهای مدنی و سیاسی بر سر مطالبات مشترک؛ پراکندگی منتقدان بزرگ‌ترین برگ برندهٔ تندروهاست.
دوم، جایگزینی شعار با داده: انتشار مستند و منظم هزینه‌های جنگ و تحریم بر سفره، مسکن، اشتغال، و امنیت مردم.
سوم، تقویت صداهای میانه‌رو در دولت، مجلس، و نهادهای امنیتی و نظامی که از تندروی زیان می‌بینند، و حمایت از آنان در برابر حمله‌ها.
چهارم، کنش مدنی مسالمت‌آمیز و پیوسته و پرهیز از دام تنش خیابانی.
پنجم، پیگیری مطالبات معیشتی کارگران و بازنشستگان.

اینها راه‌حل‌های نهایی نیستند، اما فضای مانور تندروها را تنگ و صدای بدیل را رساتر می‌کنند.

ایران متعلق به همهٔ ایرانیان است. گشودن میدان برای یک جریان و بستن آن بر دیگران نه‌تنها به جامعه آسیب زده، بلکه توان تصمیم‌گیری مستقل را از خودِ حاکمان نیز گرفته است. در کوتاه‌مدت نمی‌توان تندروی را ریشه‌کن کرد، اما می‌توان هزینهٔ آن را بالا برد و راه اصلاحات ساختاری را هموارتر کرد. این وظیفه‌ای است که نه با شعار، بلکه با کار مدنی مستمر و مستند ممکن می‌شود.

از کانال تلگرام فردای بهتر

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: بارگیری نفت خام ایران در سپتامبر به صفر رسید؛ فشار بی‌سابقه بر مهم‌ترین منبع درآمد ارزی ایران
Next: تأیید مجازات الناز شاکردوست: یک سال حبس و دو سال محرومیت از فعالیت هنری
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved