مهدیه گلرو
شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵
در فاصلهٔ بسیار کوتاهی چند روایت دربارهٔ نقش سلاح در تحولات ایران کنار هم قرار گرفتهاند: رضا پهلوی در ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) در فاکسنیوز از «تجهیز مردم ایران» سخن گفت؛ در همان روز مسعود پزشکیان نیز در مصاحبهها و در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دربارهٔ مسلح بودن بخشی از معترضان دی ۱۴۰۴ صحبت کرده است.همزمانی این روایتها دستکم از نظر سیاسی معنادار است و ارزش بررسی دارد، زیرا دو قطب متضاد سیاسی عملاً در یک بازهٔ زمانی واحد مسئلهٔ مسلح شدن اعتراضها را به مرکز گفتمان خود آوردهاند.
از منظر سیاسی، همزمانی و تلاقی دو روایت مشابه (مسلح بودن معترضان) از دو جبههٔ کاملاً متفاوت (پزشکیان و پهلوی) دربارهٔ یک موضوع واحد (اعتراضهای مردم ایران) بسیار مهم است. روایت جمهوری اسلامی میکوشد اعتراضها را از یک جنبش اعتراضی اجتماعی به مسئلهٔ «امنیت ملی، تروریسم، و دخالت خارجی» تبدیل کند. نمایندهٔ ایران در ژنو بهصراحت مدعی شده بود که معترضان دی ۱۴۰۴ مسلح و سازمانیافته شده بودند و از خارج هدایت میشدهاند.
در طرف دیگر، سخنان اخیر پهلوی یک تغییر مهم در ادبیات سیاسی او ایجاد میکند. او، که پیشتر بر نافرمانی مدنی خشونتپرهیز تأکید کرده و حتی دربارهٔ خطر گسترش سلاح در ایران هشدار داده بود، اکنون از ضرورت «تجهیز مردم ایران» صحبت میکند و استدلالش را بر این پایه میگذارد که سرکوب دی ۱۴۰۴ نشان داده مردم در برابر حکومت بیدفاعاند. این موضعگیری، صرفنظر از انگیزهٔ او، زمین سیاسی مشترکی با روایت امنیتی حکومت ایجاد میکند، روایتی که با روایت حکومتی واژگان مشترک دارد: سلاح، معترض مسلح، نیروهای داخلی، و دخالت خارجی.
نگرانی اصلی نه لزوماً یک «توطئه هماهنگ»، بلکه پیامد سیاسیِ همافزایی این دو روایت است. اگر حکومت بگوید «معترضان مسلح و مرتبط با خارجاند» و همزمان یک نیروی اپوزیسیون از «مسلح شدن مردم» سخن بگوید، حکومت میتواند این دو گزاره را کنار هم قرار دهد و برای سرکوب مشروعیت امنیتی بیشتری مطالبه کند. در مقابل، طرفداران مبارزهٔ مسلحانه نیز میتوانند ادعا کنند که سرکوب حکومت ضرورت مسلح شدن را ثابت کرده است. خطر اصلی این همزمانی این است که روایت «اعتراض دموکراتیک» زیر سایهٔ روایت «مبارزهٔ مسلحانه» قرار بگیرد و این میتواند هم به حکومت برای امنیتیکردن اعتراضها کمک کند و هم به طرفداران مداخلهٔ خارجی برای بازتعریف بحران ایران بهعنوان منازعهٔ نظامی. اگر از زاویهٔ تصویر ایران در افکار عمومی و میان دولتهای خارجی نگاه کنیم، همزمانی این دو روایت میتواند اثر مهمی داشته باشد:
۱. اعتراض مدنی ممکن است در نگاه خارجیها به «درگیری مسلحانه» تبدیل شود. وقتی هم حکومت و هم بخشی از اپوزیسیون همزمان دربارهٔ «معترض مسلح» یا «مسلح کردن مردم» صحبت میکنند، مخاطب خارجی که جزئیات سیاست داخلی ایران را دنبال نمیکند ممکن است به این برداشت برسد که اعتراضهای ایران اساساً وارد مرحلهٔ مسلحانه شده است. این تفاوت مهمی است، چون جنبش اعتراضی عمدتاً مدنی در ادبیات دیپلماتیک و رسانهای جایگاهی متفاوت با شورش یا جنگ داخلی دارد.
۲. این وضعیت به جمهوری اسلامی امکان میدهد روایت امنیتیاش را بینالمللی کند. پزشکیان در مصاحبهٔ اخیرش با فاکس نیوز دربارهٔ اعتراضهای دی ۱۴۰۴ گفت برخی معترضان مسلح بودند و اعتراض را تلاش برای «کودتا» توصیف کرد. وقتی همزمان در رسانههای آمریکایی چهرهای از اپوزیسیون از «تجهیز مردم ایران» سخن بگوید، حکومت میتواند این دو روایت را کنار هم بگذارد و بگوید آنچه ما میگفتیم صرفاً تبلیغات امنیتی نبود و حتی مخالفان ما هم از مسلح شدن مردم صحبت میکنند.
۳. خطر مهمتر تغییر ماهیت مسئلهٔ ایران در سیاست خارجی است. اگر اعتراضهای ایران در رسانههای بینالمللی از «جنبش دموکراسیخواهانه» به «مقاومت مسلحانه علیه حکومت» بازتعریف شود، سؤال سیاستگذاران خارجی هم تغییر میکند. دیگر مسئله فقط حمایت از حقوق بشر، اینترنت آزاد، تحریم ناقضان حقوق بشر، یا فشار دیپلماتیک نیست؛ بحثهایی مانند تسلیح مخالفان، حمایت از نیروهای مسلح داخلی، تغییر رژیم، و احتمال جنگ داخلی وارد دستور کار میشود. این تغییر در گفتمان همین حالا هم در رسانههای آمریکایی قابل مشاهده است؛ فاکسنیوز در ماه مه درباره ایدهٔ حمایت آمریکا از «armed resistance» [مقاومت مسلحانه] در ایران گزارش داده بود.
از کانال تلگرام جمهوری ایرانی