پنجشنبه ۲ مهر ۱۴۰۵
همزمان با فرا رسیدن روز جهانی صلح و هشتاد و یکمین نشست سالانهٔ مجمع عمومی سازمان ملل متحد در شهریور ۱۴۰۵، بحثهای اکثر دولتها در سازمان ملل متحد حول صلح و استقلال میچرخد. اما صلح و استقلال برای زحمتکشان ایران بسیار مهمتر از این بحثها است. جامعهای که در آن بیکاری، فقر، نابرابری، و تورم سر به فلک می کشد، صلح اگر آرزو نباشد، ولی به دست آوردنش با این شرایط بسیار سخت است؛ تحریم و کاسبان تحریم با سودهای فراوان نیز صلح را به پرتگاهی کشاندهاند که نتیجهاش بیخانمانی، گرسنگی، مریضی، بیکاری، و «آبادی» بیشتر گورستانها است.
گرچه حامیان وضع موجود به برکت پولهای آلوده، سهمیهیی شدن، و برخورداری از خوان نعمت جامعه و پولهای قاچاق بین خودی و غیرخودی دو طبقهٔ ناهنجار به وجود آوردهاند، برای خودیها هنوز وضع زندگیشان مناسب است، و برخلاف ادعای تکراری رئیس جمهوری اسلامی، که همانند سال قبل میخواست نشان دهد که جامعهٔ ایران قربانی جنگ و تحریم است، برخلاف ادعاهای حاکمان، مردم و زحمتکشان میدانند که حساب صاحبان چنددرصدی با اکثریت مردم جدا است، زیرا در این شرایط برای همین چنددرصدیها همهچیز فراهم است، از حقوقهای نجومی تا فروشگاهها مواد غذایی، خانههای طلایی، ماشین، مدرسه، دانشگاه، و زندگی مناسب در همهٔ زمینهها، به یاری تیربارهای سر هر خیابان. اما برای آینده صاحبان قدرت و سودبرانِ تحریم تضمینی با این وضع وجود ندارد.
از این روست که برخی از جناحهای حکومت نشست سازمان ملل متحد را فرصتی مهم برای به دست آوردن صلح موقت و بازگرداندن جامعه به چرخهای مناسب برای ادامهٔ حکومت میدانند. بسیاری از جریانهای حکومتی بهصورت علنی در صحن مجلس و برخی دیگر غیرعلنی، چه در نامههای خصوصی و چه از طریق سخنگویانشان در دنیای مجازی، آقای پزشکیان را تشویق میکردند که در جواب رئیسجمهور آمریکا برای دیدار مستقیم قدم بردارد، که عراقچی این قدم را برداشت. و اگر رئیسجمهور آمریکا نمیگفت، آنها نیز نخواهند گفت که بر سر چه موضوعی صحبت شد. چرا رئیسجمهور در صحن علنی سازمان ملل متحد، محلی که میتوانند نیروی ویژه برای صلح به وجود بیاورند، این خواست را مطرح نمیکند؟ چون هنوز جواب ۷۲ پروندهٔ محکومیت سابق را ندادهاند!
چرا لغت صلح، در مقابل جنگ، امروز کاربرد زیادی در حکومت ایران دارد؟ صاحبان قدرت و ثروت برای تداوم نشستنشان بر صندلی قدرت آمادگیشان را برای امضای قرارداد صلح با زبان بیزبانی فریاد می زنند. آنهم کسانی که شعارشان چشم در برابر چشم بود.
شاید آتشبس صلح باشد، اما صلح بدون برابری و رفاه برای جامعه چیزی جز جنگی ناپیدا نیست.
برای مزدبگیران، قرارداد صلح به معنی آتشبس در جبهههای جنگ موقت نیست؛ صلح به معنی خاموش شدن مسلسلها، پهپادها، و موشکپرانیها نیست.
صلح برای مردم زمانی معنی پیدا میکند که زندگی به معنای واقعی کلمه آرام، بدون تبعیض، و به دور از حقکشی، اعدام، شکنجه، زندان، و در سایهٔ برابری و رفاه در جامعه باشد. در چنین صلح واقعی و انسانی است که تودههای مردم و مزدبگیران میتوانند با خلاقیت و تکنولوژیهای جدید زندگی بهتری را برای خودشان و نسلهای بعد تضمین کنند.
تا زمانی که مزدبگیران نتوانند زندگی خودشان و خانوادههایشان را تأمین کنند، صلح واقعی و تضمینشده در جامعه وجود ندارد. جامعه در انتظار مجعزه یا کمک دیگران نخواهد نشست و ابتکارهای جدید به کار خواهد گرفت. زحمتکشان در مقابل قربانی نشان دروغین حاکمان، که دنبال امکان برای خودشان هستند، ایستادهاند و با سری بلند و ایستاده به مبارزه ادامه میدهند؛ صلح با برابری و عدالت همزاد است.
از کانال تلگرام کانون مدافعان حقوق کارگر