لیلا عسگری
جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
در شهریور ۱۴۰۱ تاریخ فقط یک روز را ثبت نکرد، یک زخم را ثبت کرد.
در آن روز دختری به نام مهسا (ژینا) امینی، پس از بازداشت توسط گشت ارشاد، جان باخت. اما این مرگ تنها یک حادثه نبود. جرقهای بود بر انبار باروتی که سالها در زیر پوست جامعه انباشته شده بود. از همان روز چیزی در ایران ترک خورد که دیگر نمیتوان آن را به هم دوخت.
این نخستین بار نبود که زن ایرانی قامت راست میکرد. در انقلاب مشروطه زنان پشت درهای بسته مجلس ایستادند و خواهان حق مشارکت شدند. در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، تنها روزها پس از پیروزی انقلاب، زنانی در دانشگاه تهران جمع شدند و به حجاب اجباری «نه» گفتند. در ۱۳۹۶، دختری روی جعبهٔ برق در خیابان انقلاب ایستاد و روسری سفیدش را به باد سپرد. اما مرگ مهسا نقطهٔ اوج این زنجیره بود، جایی که قطره به سیل بدل شد.
نخستین دستاورد این جنبش فروپاشی عملی حجاب اجباری است. درست است که قانون نانوشته هنوز در سایهها نفس میکشد، اما خیابان دیگر آن را به رسمیت نمیشناسد. در دانشگاهها، کافهها، متروها، و پیادهروها زنانی حضور دارند که خودشان برای نوع پوشش خودشان تصمیم میگیرند و این نافرمانی جمعی، با همهٔ هزینههای امنیتی و قضایی، متوقف نشده است. حکومت میتواند گشتها را احیا کند، میتواند بخشنامه صادر کند، اما نمیتواند چهار دهه نامرئیسازی زنان را از حافظهٔ جمعی پاک کند. زنی که یک بار طعم حضور بدون ترس را چشیده به قفس بازنمیگردد.
دومین دستاورد تغییر جایگاه زنان در جامعه است. زنان از حاشیه به متن آمدهاند. برابریخواهی دیگر یک خواست حاشیهیی یا متعلق به گروهی خاص نیست، نفسِ جامعه است. این جنبش نشان داد که بسیاری از مردان نیز به آن پیوستهاند و از حقوق زنان دفاع میکنند. این همبستگی جنسیتی هنجارهای خانواده و جامعه را از درون تغییر داده است.
سومین دستاورد شکستن دیوار ترس است. برای نخستین بار پس از انقلاب ۱۳۵۷ زنان و مردان در سراسر ایران علناً با سیاستهای حاکم در امر پوشش مخالفت کردند. این جسارت جمعی فرهنگ سکوت و ترسی را که سالها بر جامعه، بهویژه بر زنان، حاکم بود به چالش کشید. ترس از میان نرفته، اما دیگر مطلق نیست.
چهارمین دستاورد بینالمللی شدن مبارزهٔ زنان ایران است. صدای زنان ایران به گوش جهان رسید. تصاویر جنبش مهسا و شعار «زن، زندگی، آزادی» به نماد مقاومت تبدیل شد. جایزههای بینالمللی و توجه رسانههای جهانی اگرچه برای برخی نمادین است، اما نشان داد که این جنبش از مرزهای ایران فراتر رفته است. مهمتر از آن، نگاه جهانی به حجاب و حقوق زنان در ایران تغییر کرده است.
اما مهمترین دلیل بازگشتناپذیری این جنبش گسست نسلی است. نسلی که پس از ۱۴۰۱ شکوفا شد دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشته است. زبان، افق مطالبات، و انتظارات این نسل تغییر کرده است. خواستهای آنها نه در بیانیهها، بلکه در زندگی روزمره نهادینه شده است. تندروها میتوانند سرعت تغییر را کم کنند، میتوانند مانع ایجاد کنند، اما نمیتوانند ذهنها را به عقب برگردانند. تاریخ ایران این را بارها نشان داده است. مشروطه، با همه سرکوبها و شکستها، ایدهٔ قانون و حق را از ذهن ایرانی پاک نکرد. کشف حجاب رضاشاه چون از بالا و با زور بود، در دل جامعه نفوذ نکرد. اما جنبش مهسا از پایین میجوشد؛ از دل خیابان، دانشگاه، خانه و کافه. و آنچه از پایین بجوشد با انبوه بخشنامهها از بالا نمیخشکد.
فشار تندروها بر قانون حجاب، تعلیق و بازگشت گشت ارشاد، و تلاش برای سرکوب نشانهٔ قدرت نیست؛ نشانهٔ ناتوانی در متوقف کردن روندی است که از پایین به بالا پیش میرود. جنبش مهسا یک گسست تمدنی است. آیندهٔ ایران بدون در نظر گرفتن این جنبش قابل تصور نیست. ۲۵ شهریور دیگر فقط یک تاریخ نیست، یک حافظه است.
از کانال تلگرام مهستان