Skip to content
سپتامبر 7, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • وقتی جای قربانی وسرکوبگر عوض می‌شود
  • اجتماعی
  • ایران
  • دیدگاه‌ها

وقتی جای قربانی وسرکوبگر عوض می‌شود

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت پزشکیان.

حامد آئینه‌وند

دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در توصیف وقایع خونین دی‌ماه گفته است: «چه شد که جامعه به اینجا رسید که چنین بلایی سر نیروی امنیتی خودش بیاورد؟» او از کشته‌ شدن نیروهای امنیتی ابراز تأسف کرده و گفته است که باید بررسی کرد چرا جامعه به چنین نقطه‌ای رسید.

اما پرسش واقعی این نیست که چرا مردم به نیروهای امنیتی اعتراض کردند؛ پرسش این است که چگونه در ۱۸ و ۱۹ دی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی توانستند چنین سرکوب خونینی را علیه مردم به راه بیندازند؟

این پرسش وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم آمار رسمی که خود حکومت با همهٔ دروغ هایی که از آن سراغ داریم شمار قربانیان را ۳,۱۱۷ کشته برای اعتراض‌های دی‌ماه اعلام کرده است.

با این حال، سخنگوی دولت به‌جای آنکه دربارهٔ مسئولیت حکومت در برابر این کشتار توضیح بدهد، از این سخن می‌گوید که جامعه چگونه چنین «بلایی» بر سر نیروهای امنیتی آورده است. این فقط انتخاب واژگان نیست؛ این وارونه‌ کردن جای قربانی و سرکوبگر است.

وقتی هزاران نفر کشته شده‌اند، اولین وظیفهٔ مقام دولتی این نیست که برای نیروهای امنیتی مرثیه بخواند؛ وظیفهٔ او این است که بپرسد چرا چنین حجم عظیمی از خشونت علیه شهروندان اتفاق افتاد، چه کسی دستور شلیک داد؟ چه کسی مسئول عملیات بود وچرا هزاران خانواده ایرانی باید برای همیشه با جای خالی عزیزانشان زندگی کنند؟

البته مسئله فقط مهاجرانی نیست.

مسئله کسانی‌اند که سال‌ها با این ادعا وارد ساختار قدرت شدند که حضورشان می‌تواند از وقوع فاجعه جلوگیری کند؛ کسانی که گفتند اگر درون ساختار باشند، شاید بتوانند خشونت را کاهش دهند، صدای مردم را به حکومت برسانند، و مانع تکرار فجایع گذشته شوند.

اما اگر نتیجهٔ حضور در قدرت این باشد که وقتی فاجعه رخ می‌دهد، به‌جای ایستادن کنار قربانی، زبان حکومت را تکرار کنیم، چه تفاوتی میان «اصلاح طلبان یا اصول گرایان » و مثلاً «پزشکیان و جلیلی» درتوجیه قدرت باقی می‌ماند؟ کسی که در برابر کشتار هزاران انسان مسئلهٔ اصلی را خشونت مردم علیه نیروهای امنیتی معرفی می‌کند عملاً دارد صورت‌مسئله را پاک می‌کند.

اینجا دیگر بحث بر سر اصلاح یا محافظه‌کاری، اصول‌گرایی یا اصلاح‌طلبی نیست؛ بحث بر سر ابتدایی‌ترین اصل مسئولیت سیاسی است: قدرت باید دربارهٔ خشونتی که به نام آن اعمال شده پاسخ بدهد.

مهاجرانی می‌گوید باید پرسید چه شد جامعه به اینجا رسید. درست می‌گوید؛ اما این پرسش را باید از جای دیگری آغاز کرد: چه شد که حکومتی که باید حافظ جان شهروندانش باشد در ۱۸ و ۱۹ دی به چنان خشونتی متوسل شد که حتی آمار رسمی خودِ حکومت از هزاران کشته حکایت دارد؟

و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا همین باشد: کسانی که روزی با ادعای جلوگیری از فاجعه به دولت رفتند اگر امروز برای فاجعه روایت می‌سازند، دیگر نمی‌توانند خودشان را تماشاگر آن بدانند. آنها در قبال آنچه در ساختار قدرت رخ می‌دهد مسئولیت دارند.

ایرانیان مثلی دارند دربارهٔ آدم‌هایی که وقیحانه دروغ می‌گویند: «سر سفرهٔ پدر و مادرش بزرگ نشده است.» شاید این تعبیر عامیانه و تند باشد، اما گاهی برای توصیف فاصلهٔ میان حقیقت و وقاحت هیچ عبارت دیگری به اندازه آن گویا نیست.

کسی که در برابر هزاران کشته به‌جای پرسیدن از قاتل، از «بلایی» سخن می‌گوید که بر سر نیروهای امنیتی آمده، نه فقط واقعیت را وارونه می‌کند، بلکه نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در ساختار قدرت آن‌قدر از ابتدایی‌ترین معیارهای اخلاقی فاصله گرفت که حتی مرگ هزاران انسان نیز مانع بیان چنین سخنانی نشود.

مسئولیت سیاسی یعنی که در لحظهٔ فاجعه جای قربانی وسرکوبگر را عوض نکنیم. واگر کسی حتی در برابر چنین کشتاری حاضر نیست این پرسش ساده را مطرح کند که «چه کسی مردم را کشت؟»،‌ مشکل فقط سیاست نیست؛ مسئله سقوط معیارهای اخلاقی است.

از کانال تلگرام جمهوری ایرانی

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: مهاجرانی که به یک حزب ضدّمهاجرت می‌پیوندند
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved