کارزار زندگی در برابر اعدام.
شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
در خبرها بود که بیست و شش دانشگاهی، نویسنده، و فعال سیاسی و حقوق بشری در نامهای سرگشاده خطاب به زندانیان سیاسی ایران، که در روزنامهٔ انگلیسی گاردین منتشر شد، ضمن اعلام همبستگی با آنها، خواستار پایان دادن به اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی در ایران شدهاند. همزمان، آنها جنگ و تحریمهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران را نیز محکوم کردند.
این نامه با عنوان «نامهای در همبستگی با زندانیان سیاسی ایران: جنگ امپریالیستی و اعدامهای حکومتی را پایان دهید» منتشر شده است. امضاکنندگان وضعیت زندانیان سیاسی ایران را قرار گرفتن در «تلاقیگاه دو نیروی سرکوبگر» توصیف کردهاند: جمهوری اسلامی از یک سو و نیروهای «امپریالیستی و صهیونیستی» از سوی دیگر.
روز شنبه جمعی از کنشگران و زندانیان سابق ایران در حمایت از این دیدگاه بیانیهای منتشر کردند.
متن این بیانیه که در کانال تلگرام تحکیم ملت منتشر شده چنین است:
همبستگی فراسوی جبهههای عقیدتی: در پشتیبانی از نامهٔ سرگشادهٔ همبستگی با زندانیان سیاسی در ایران
ما، شماری از زندانیان سیاسی پیشین ایران، کنشگران، نویسندگان، هنرمندان، روشنفکران، دانشگاهیان، پژوهشگران، و اعضای جامعهٔ مدنی در ایران و در تبعید، پشتیبانی خود را از نامهٔ سرگشادهای که در تاریخ ۲۰ اوت ۲۰۲۶ با عنوان «خطاب به زندانیان سیاسی در ایران» گرفتار میان «دو لبهٔ یک قیچی» در روزنامهٔ گاردین انگلستان منتشر شد اعلام میکنیم. اصل بنیادین این نامه شفاف است: مردم ایران نباید بهناگزیر میان تهاجم نظامی-اقتصادی خارجی و سرکوب دولتی یکی را برگزینند. ما نیز همصدا با نویسندگان آن نامه خواستار توقف فوری اعدامها، آزادی همهٔ زندانیان سیاسی، و پایان دادن به جنگ و مجازات جمعی مردم ایران هستیم. ما اقدام تاریخی امضاکنندگان نامه را در ایجاد همبستگی با مردم ایران، با تمرکز بر مبارزهٔ زندانیان سیاسیای که مستقیماً در معرض سرکوب دولتی قرار دارند، ارج مینهیم.
استفاده از استعارهٔ «دو تیغهٔ یک قیچی» برای توصیف مخمصهای که ایرانیان همزمان با جنگ و سرکوب حکومتی با آن روبهرو هستند به معنای همتراز انگاشتن اخلاقی یا سیاسی این دو نیست. به رسمیت شناختن و محکوم کردن اشکال و ریشههای گوناگون خشونت نه به معنای نادیده گرفتن خاستگاههای متفاوت آنهاست و نه یکسان انگاشتن اهدافشان. برعکس، این استعاره تجربهٔ زیستهٔ کسانی را در مرکز توجه قرار میدهد که میان فشارهای همهجانبهٔ ناسازگار و آشتیناپذیر گرفتار شدهاند. منطق دوگانهای که از ما میخواهد یا منحصراً سرسپردهٔ جمهوری اسلامی شویم یا سرسپردهٔ امپریالیسم هم از نظر فلسفی بیپایه است و هم از حیث اخلاقی بیمایه. شفافیت اخلاقی نه در امحای تمایزها، بلکه در امتناع از توجیه یک نوع سلطه با نوعی دیگر است. همبستگی راستین دوراهی دروغین انتخاب میان بیعدالتیها را مردود میشمارد. چنین همبستگیای مستلزم ایستادگی در برابر تمامی نظامهای سرکوب و سلطهای است که آسیبپذیرترین انسانها را در چنبرهٔ خود گرفتار کردهاند.
امضاکنندگان این نامه بهدرستی استدلال کردهاند که یک دولت میتواند همزمان هدف تهاجم خارجی و نیز عامل سرکوب داخلی باشد. این دو حقیقت را باید توأمان در نظر گرفت. تاریخ ایران گواهیست بر اشکال گوناگون مداخلهٔ خارجی- از جمله بمباران نخستین مجلس ایران پس از انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۷ با پشتیبانی روسیهٔ تزاری، کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ با پشتیبانی سازمان سیا آمریکا و دستگاه اطلاعاتی انگلیس، و نیز تحریمهای تحمیلشده و جنگ کنونی آمریکا و اسرائیل. تاریخ ایران همچنین گواهیست بر سرکوبهای دولتی، پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷- از جمله سرکوب زندانیان سیاسی، اعدام، حجاب اجباری همچون شکلی از آپارتاید جنسیتی، سانسور، سرکوب جامعه مدنی، اقلیتهای مذهبی و اعمال سلطه ساختارمند علیه کُردها، بلوچها، عربها و ترکهای ایران. سالها خفقان نظاممند و پیگرد جنبشهای مدنی، اتحادیهها، و کنشگران داخل ایران امکان هرگونه تغییر سیاسی ساختاری را از درون کشور بسیار دشوار کرده است. در نتیجه، به رسمیت شناختن و محکوم کردن این دوگانهٔ پیشگفته ضروری است. رنج زندانی سیاسی بهسبب وضعیت دشوار زندانبانش رنگ نمیبازد و نمیتوان احیای حقوق آنان را مشروط به تحولات ژئوپولیتیکی دانست. بنابراین، عدالت، آزادی، و دموکراسی نباید به نام «مقاومت ضدّامپریالیستی» جمهوری اسلامی در برابر دشمنان خارجی به تعویق بیفتد یا قربانی شود.
به همهٔ کسانی که جمهوری اسلامی را تنها حامی آرمان فلسطین در منطقه میپندارند یادآوری میکنیم که بسی پیشتر از تشکیل حکومت جمهوری اسلامی، جریان چپ ایران نقشی محوری در شکلگیری شبکههای همبستگی با فلسطینیان پیشرو داشت؛ میراثی ریشهدار در مبارزات ضدّاستعماری و همبستگی فراملی مردم ایران که تاریخ آن با تأسیس جمهوری اسلامی آغاز نمیشود. همان جنبش چپ پس از انقلاب ۱۳۵۷ از نخستین قربانیان سرکوب شدید جمهوری اسلامی بود، سرکوبی که از جمله به اعدام جمعیِ زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ انجامید، کشتاری که از سوی بسیاری از زندانیان سیاسی پیشین، پژوهشگران ایرانی، و سازمانهای متعدد حقوق بشری مستند گشته و مصداق «جنایت علیه بشریت» شناخته شده است.
قوانین داخلی حکومتی مستقل که منجر به جرمانگاری اعتراض و مخالفت، اعترافگیری زیر فشار، محاکمههای نمایشی، و اعدامهای مخفیانهٔ شتابزده زندانیان بر پایهٔ اتهامهای بیپشتوانه و بدون مدرک میشوند نه نشانهٔ مشروعیت آن قوانین، که گواهی بر بیعدالتیشان هستند و باید در برابرش ایستاد.
«مقاومتی» که بر مبارزه زندانیان سیاسی چشم میبندد سزاوار نام مقاومت نیست. ما با همهٔ کسانی که در برابر هر شکلی از سلطه، سرکوب، و جنگهای امپریالیستی ایستادگی میکنند اعلام همبستگی میکنیم.
با همبستگی
امضاکنندگان:
بتول آراسته، کنشگر حقوق بشر، فرانسه
ژانت آفاری، استاد تاریخ دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، آمریکا
فریدا آفاری، نویسنده، مترجم و کتابدار، لسآنجلس، کالیفرنیا, آمریکا
تورج اتابکی، استاد بازنشستهٔ تاریخ اجتماعی خاورمیانه و آسیای مرکزی، دانشگاه لیدن، هلند
امیر احمدی آریان، نویسنده و استاد ادبیات خلاق دانشگاه بینگامتون، آمریکا
شهرزاد ارشدی، فیلمساز و نمایشنامهنویس، کانادا
مریم اشرافی، عکاس، کنشگر اجتماعی، فرانسه
حمید اکبری، استاد ممتاز بازنشسته مدیریت، دانشگاه شیکاگو، ایلینوی، آمریکا
حسین اکبری، زندانی سیاسی سابق، نویسنده و پژوهشگر سندیکای کارگری، ایران
رضا اکرمی، زندانی سیاسی سابق، کنشگر سیاسی، فرانسه
منیره برادران، زندانی سیاسی سابق، کنشگر حقوق بشر و نویسنده، آلمان
علی بنوعزیزی، استاد علوم سیاسی دانشگاه بوستون، آمریکا
علیرضا بهتویی، استاد جامعهشناسی، دانشگاه سودرتورن، سوئد
منصوره بهکیش، زندانی سیاسی سابق، کنشگر چپ فمینیست، از خانوادههای خاوران، آلمان
علیرضا بهنام، شاعر، مترجم و روزنامهنگار، ایران
نورا بیانی، کنشگر حقوق زنان، آمریکا
پویا پورامین، زندانی سیاسی سابق، هنرمند، آهنگساز و طراح صدا، ایران
نازنین پوینده، هنرمند نقاش، فرانسه
سعید پیوندی، جامعهشناس، مدیر مرکز تحقیقاتی «لیزک»، دانشگاه لورن، فرانسه
مونا تجلی، کنشگر حقوق زنان و پژوهشگر مطالعات زنان در دانشگاه استنفورد، آمریکا
ناهید تقوی، زندانی سیاسی سابق، کنشگر حقوق زنان، آلمان
ژینوس تقیزاده، کنشگر اجتماعی، هنرمند تجسمی، کانادا
منیژه تام، کنشگر فرهنگی، فرانسه
تقی تام، زندانی سیاسی سابق، بازنشسته، فرانسه
نیره توحیدی، کنشگر حقوق زنان، استاد بازنشستهٔ مطالعات زنان دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، آمریکا
میهن جزنی، کنشگر سیاسی، فرانسه
میلاد جنت، زندانی سیاسی سابق، شاعر، مترجم، ایران
آسو جواهری، کنشگر فمینیست، دانشجوی دکتری دانشگاه سایمون فریزر، کانادا
فتان جوکار، زندانی سیاسی سابق، کنشگر حقوق بشر، فنلاند
پوریا جهانشاد، پژوهشگر اجتماعی، ایران
گیسو جهانگیری، دبیرکل پیشین فدراسیون بینالمللی حقوق بشر، مدافع حقوق زنان و کنشگر حقوق بشر، فرانسه
محمد حبیبی، زندانی سیاسی سابق ، فعال صنفی معلمان،ایران
علی حجت، زندانی سیاسی سابق، طراح گرافیک بازنشسته، آمریکا
اعظم خاتم، کنشگر و پژوهشگر حقوق زنان و محیط زیست، استاد دانشگاه یورک، کانادا
نسیم خاکسار، رماننویس و نویسنده، هلند
مینا خانلرزاده، استاد تاریخ، کالج دیپسپرینگ، آمریکا
ناصر خندابی، زندانی سیاسی سابق، کانادا
رضا خندان، نویسنده، ایران
آذر خونانی، کارشناس ارشد آموزش کودکان، آمریکا
آرمن داوودیان، شاعر، مترجم، پژوهشگر ادبیات تطبیقی، دانشگاه استنفورد، آمریکا
آتنا دائمی، زندانی سیاسی سابق، کنشگر دفاع از حقوق بشر، کانادا
مهرداد درویشپور، استاد مددکاری اجتماعی در دانشگاه ملاردالن، سوئد
شیرین ذاکری، پژوهشگر و مدرس ایران معاصر، دانشگاه سپینزا، رم، ایتالیا
آناهیتا رحمانی، زندانی سیاسی سابق، کانادا
سمیه رستمپور، پژوهشگر جامعهشناسی، کنشگر فمینیست کرد، فرانسه
حسین رزاق، زندانی سیاسی سابق و کنشگر سیاسی، آلمان
عبدالله رضایی، زندانی سیاسی سابق، کنشگر صنفی معلمان، ایران
سعید رهنما، استاد بازنشستهٔ علوم سیاسی دانشگاه یورک، کانادا
میهن روستا، کنشگر دفاع از حقوق زندانیان سیاسی، از خانوادههای اعدامیان دههٔ شصت، ایران
مونا روشن، زندانی سیاسی سابق، کانادا
سارا زارعی، شاعر، کنشگر حقوق کارگران، ایران
شکوفه سخی، زندانی سیاسی سابق، مدرس مطالعات جنسیت، دانشگاه تورنتو، کانادا
حسین سربندی، زندانی سیاسی سابق، کنشگر سیاسی، ایران
پریسا سردشتی، نویسنده، کنشگر فمینیست، فرانسه
فرج سرکوهی، زندانی سیاسی سابق، روزنامهنگار، انگلستان
خشایار سفیدی، زندانی سیاسی سابق، کنشگر جنبش دانشجویی، ایران
نسیم سلطانبیگی، روزنامهنگار، ایران
امیر سلطانی، نویسنده، کنشگر اجتماعی و مدافع حقوق زندانیان سیاسی، کانادا