Skip to content
سپتامبر 4, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • هرمز: کارتی که در حال سوختن است
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

هرمز: کارتی که در حال سوختن است

حامد آئینه‌وند

جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

تنگهٔ هرمز می‌توانست یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های راهبردی ایران در قرن بیست‌ و یکم باشد، اهرمی که ارزش آن نه در بستن آن، بلکه در باز نگه داشتن، تضمین امنیت، و تبدیل کردن آن به یک مزیت پایدار ژئوپلیتیکی و اقتصادی بود. اما سپاه با ایدهٔ ساده‌انگارانه و پُرهزینهٔ «بستن تنگهٔ هرمز» و تبدیل کردن آن به ابزار فشار سیاسی و نظامی در حال سوزاندن یکی از مهم‌ترین کارت‌های ژئوپلیتیکی ایران است.

کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس در حال سرعت بخشیدن به سرمایه‌گذاری در بندرها، خطوط لوله، و مسیرهای زمینی و دریایی جایگزین‌اند تا بتوانند بخشی از تجارت و صادرات انرژی‌شان را بدون عبور از هرمز انجام دهند. حتی واردکنندگان بزرگی مانند ژاپن و کره جنوبی نیز در واکنش به ناامنی مسیرهای خاورمیانه در حال متنوع کردن منابع و مسیرهای تأمین انرژی‌شان هستند.

ارزش اهرم ژئوپلیتیکی به میزان وابستگی دیگران به آن بستگی دارد.

اگر دیگران تا سال‌ها به امنیت و همکاری ایران در هرمز نیاز داشته باشند، ایران از این موقعیت قدرت می‌گیرد. اما اگر ایران دائم از بستن هرمز به‌عنوان تهدید استفاده کند، منطقی‌ترین واکنش دیگران این است که برای حذف کردن این وابستگی سرمایه‌گذاری کنند. در چنین شرایطی، ممکن است که ایران در کوتاه‌مدت تصور کند که یک کارت برنده در اختیار دارد، اما در بلندمدت همان کارت را می‌سوزاند. اما اشتباه بزرگ‌تر این بود که سپاه و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نتوانستند از موقعیت استثنایی هرمز برای ساختن سرمایه‌ای پایدار برای آیندهٔ ایران استفاده کنند.

هرمز می‌توانست بخشی از توافقی بزرگ و بلندمدت با آمریکا باشد: ایران امنیت و آزادی کشتی‌رانی را تضمین کند و در مقابل، کاهش پایدار تحریم‌ها، دسترسی به بازارهای جهانی، سرمایه‌گذاری خارجی، و ترتیبات امنیتی و اقتصادی منطقه‌یی به دست آورد.

اگر روزی حکومت ایران تغییر کند، آنچه برای نسل‌های بعد باقی می‌ماند نه شعارهای امروز، بلکه زیرساخت‌های اقتصادی، روابط پایدار بین‌المللی، و اهرم‌های ژئوپلیتیکی حفظ‌شده خواهد بود. اما نگاه امنیتی و کوتاه‌مدت سپاه به هرمز اجازه نداد چنین سرمایه‌ای شکل بگیرد.

هرمز به جای آنکه به پلی میان ایران و اقتصاد جهانی تبدیل شود، به ابزار تهدید تبدیل شد.
اینجاست که می‌توان از خیانت به آیندهٔ ایران سخن گفت؛ نه به‌عنوان تعبیر حقوقی، بلکه به‌عنوان داوری سیاسی و تاریخی. نهادی که خودش را حافظ امنیت ملی می‌داند نمی‌تواند یک مزیت جغرافیایی متعلق به تمام نسل‌های ایران را چنان مصرف کند که نسل‌های آینده نیز هزینهٔ آن را بپردازند.

اگر امروز کشورهای منطقه میلیاردها دلار هزینه کنند تا وابستگی‌شان را به هرمز کاهش دهند، حتی اگر فردا جنگ تمام شود و تنگه دوباره کاملاً باز شود، بخشی از این وابستگی ممکن است دیگر هرگز بازنگردد. و این خسارت متعلق به جمهوری اسلامی نیست، متعلق به ایران است.

قدرت واقعی هر کشور این نیست که بتواند دیگران را چند ماه بترساند. قدرت واقعی این است که کاری کند دیگران دهه‌ها به همکاری با آن کشور نیاز داشته باشند.

ایران می‌توانست از هرمز برای ساختن همین وابستگی استفاده کند: امنیت کشتی‌رانی در برابر همکاری اقتصادی، موقعیت جغرافیایی در برابر سرمایه‌گذاری، و امنیت انرژی در برابر رفع تحریم‌ها و ادغام ایران در اقتصاد جهانی. بنابراین، سؤال اصلی دیگر این نیست که ایران امروز می‌تواند هرمز را ببندد یا نه.
سؤال این است که پنج، ده، یا بیست سال دیگر چه میزان از تجارت منطقه هنوز به هرمز وابسته خواهد بود؟

اگر پاسخ این سؤال به‌دلیل سیاست‌های امروز ایران کاهش داشته باشد، آن‌وقت مسئله دیگر فقط شکست یا پیروزی در جنگ نیست. مسئله این است که آیا ایران پس از جنگ همان قدرت ژئوپلیتیکی پیش از جنگ را خواهد داشت یا نه.

تنگهٔ هرمز می‌توانست یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های استراتژیک ایران باشد، سرمایه‌ای که با استفادهٔ هوشمندانه از آن می‌شد حتی رابطهٔ ایران و آمریکا را از رابطهٔ دائمی خصومت به رابطه‌ای مبتنی بر منافع متقابل و معاملهٔ پایدار تبدیل کرد. اما برای این کار به استراتژی نیاز بود، نه شعار؛ به دیپلماسی نیاز بود، نه تهدید؛ و به نگاه چندده‌ساله نیاز بود، نه محاسبهٔ چندماهه.

شاید مهم‌ترین پرسش امروز همین باشد:

ایران چگونه می‌تواند کاری کند که جهان به ایران نیاز داشته باشد، نه اینکه جهان را وادار کند برای حذف کردن وابستگی‌اش به ایران تلاش کند؟
اگر پاسخ این پرسش پیدا نشود، ممکن است بزرگ‌ترین خسارت این جنگ نه از دست دادن یک شهر یا یک میدان نفتی، بلکه از دست دادن تدریجی همان مزیت‌های ژئوپلیتیکی باشد که جغرافیا و تاریخ در اختیار ایران گذاشته‌ است.

از کانال تلگرام جمهوری ایرانی

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: امنیتی‌شدن آمار فقر کدام ابزار را از مطالبه‌گران می‌گیرد؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved