بیست و پنجمین سالگرد اجلاس سازمان همکاری شانگهای در پایتخت قرقیزستان ممکن است کورسوی امیدی را ایجاد کند که روابط بینالملل نیازی به تعریف شدن با رویارویی بیپایان ندارد.
چهارشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵
کنی کویل
اگر فکر میکردید رهبران جهان هفته گذشته کجا بودند، مطمئناً آنها را در لندن، بروکسل یا واشنگتن یا حتی کیف پیدا نمیکردید. در واقع، بسیاری از مهمترین رهبران از 31 آگوست تا 1 سپتامبر[۹ تا ۱۰ شهریور] در اجلاس سازمان همکاری شانگهای (SCO) در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، یکی از جمهوریهای شوروی سابق، حضور داشتند.
این گردهمایی که بیست و پنجمین سالگرد SCO را گرامی میداشت، سران کشورهای قدرتمندی مانند چین، هند، پاکستان و روسیه و همچنین دبیرکل سازمان ملل و نخست وزیر ترکیه را گرد هم آورد.
با وجود اختلاف نظر در مورد بسیاری از مسائل مهم، بیانیه مشترکی با عنوان «بیانیه بیشکک» توسط شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، نارندرا مودی، نخست وزیر هند، شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان و همچنین دیگر رهبران کشورهای عضو SCO امضا شد.
SCO یکی از چندین شبکه چندجانبهای است که خارج از سازمانهای بینالمللی ایجاد شده توسط غرب پس از سال 1945 ظهور کردهاند. اهمیت آن را نباید با وجود عدم تمایل غرب به پذیرش جایگاهش دست کم گرفت و نه به دلیل اختلافات داخلیاش، نادیده گرفت. این، مانند بسیاری از ساختارهای جهان چندقطبی در حال ظهور، هنوز جزئی و ناقص است، اما مهمتر از همه، کاری در حال انجام است.
شرکتکنندگان شامل قرقیزستان، به عنوان رئیس و میزبان، چین، روسیه، هند، پاکستان، ایران، بلاروس و همچنین کشورهای آسیای مرکزی قزاقستان، تاجیکستان و ازبکستان بودند. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد و رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، نیز در این رویداد شرکت کردند، اگرچه نه سازمان ملل متحد و نه ترکیه عضو سازمان همکاری شانگهای نیستند و بیانیه نهایی را امضا نکردهاند.
سازمان همکاری شانگهای در ابتدا به عنوان یک شبکه غیرغربی برای همکاری در مورد مسائل غیر مناقشهبرانگیز، مانند تروریسم فرامرزی و تجارت بینالمللی مواد مخدر، بلکه با نگاهی به یک پروژه بسیار جاهطلبانهتر، یعنی ایجاد ساختارهای مالی بینالمللی که مستقل از معماری تجاری و بانکی تحت سلطه ایالات متحده باشند، تأسیس شد.
قدرت اقتصادی
این دغدغه اصلی، در طول ربع قرن گذشته، شکستن سلطه آمریکا بر امور مالی و تجارت بینالمللی بوده است. اعلامیه بیشکک به شدت از تغییر ساختارهای موجود حمایت میکند. «کشورهای عضو از اصلاح معماری مالی بینالمللی با هدف افزایش نمایندگی و تقویت نقش کشورهای در حال توسعه در نهادهای حاکم بر مؤسسات مالی بینالمللی، از جمله بانک بینالمللی بازسازی و توسعه و صندوق بینالمللی پول، حمایت میکنند.»
با توجه به کمبود پوشش رسانههای غربی، یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که از زمان آغاز سازمان همکاری شانگهای در سال ۱۹۹۶، نفوذ اقتصادی آن به طور چشمگیری افزایش یافته است. ۱۰ کشور عضو آن اکنون ۴۳ درصد از جمعیت جهان و تقریباً یک چهارم اقتصاد جهانی را تشکیل میدهند.
با توجه به عضویت روسیه و عضویت چندین کشور شوروی سابق، شاید جای تعجب نباشد که در این بیانیه هیچ اشارهای به درگیری روسیه و اوکراین نشده است. اگرچه، در اشارهای آشکار به بازنویسی فعلی جنگ جهانی دوم به دلیل جنگ اوکراین، این بیانیه میگوید: «کشورهای عضو به حفظ خاطره نتیجه جنگ جهانی دوم ادامه خواهند داد و با تلاشها برای تحریف تاریخ مخالفت خواهند کرد.»
با این حال، در محکوم کردن جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران و رد هرگونه نقشی برای راهحل نظامی آمریکا و اسرائیل کاملاً واضح است. «کشورهای عضو، با تأکید مجدد بر حمایت خود از حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران، خواستار حل و فصل این درگیری منحصراً از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک هستند. در این راستا، آنها از تمام تلاشها برای کاهش تنش در منطقه استقبال میکنند.»
در مورد افغانستان، که همسایه چندین عضو سازمان همکاری شانگهای است، آمده است: «کشورهای عضو تأکید میکنند که تنها یک دولت فراگیر با نمایندگی گسترده از همه گروههای قومی و سیاسی میتواند صلح پایدار را به ارمغان بیاورد» و از «تأسیس افغانستان به عنوان یک کشور مستقل، بیطرف و صلحطلب عاری از تروریسم، جنگ و مواد مخدر» حمایت میکنند.
در مورد سلاحهای هستهای و خلع سلاح، این بیانیه حمایت «اعضای امضاکننده» سازمان همکاری شانگهای از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را مجدداً تأیید کرد. این یک هشدار مهم است، زیرا نه هند و نه پاکستان امضاکننده NPT نیستند.
این بیانیه همچنین «حق ذاتی اعضا برای توسعه تحقیقات، تولید و استفاده از انرژی هستهای برای اهداف صلحآمیز و مشارکت در همکاریهای بینالمللی برابر، پایدار و متقابلاً سودمند در این زمینه بدون تبعیض» را روشن کرد.
با این حال، در عین حال، سازمان همکاری شانگهای هشدار داد که «گسترش یکجانبه و نامحدود سیستمهای دفاع موشکی جهانی توسط کشورها یا گروههای خاص، امنیت و ثبات بینالمللی را تضعیف میکند. آنها غیرقابل قبول میدانند که کشورها امنیت خود را به قیمت دیگران دنبال کنند.»
در مورد اینکه آیا سازمان همکاری شانگهای باید به یک اتحاد نظامی تبدیل شود، این بیانیه بیان میکند که کشورهای سازمان همکاری شانگهای «به رویکردی پایبند هستند که روشهای مبتنی بر بلوک و تقابلی برای رسیدگی به مسائل توسعه بینالمللی و منطقهای را رد میکند.»
سازمان همکاری شانگهای نسخه خود از عدم مداخله را تشریح میکند. «کشورهای عضو بر جداییناپذیری، وابستگی متقابل و پیوستگی همه حقوق بشر تأکید میکنند و ماهیت جهانی تعهدات مربوط به احترام به حقوق و آزادیهای اساسی را یادآوری میکنند، با استفاده از «استانداردهای دوگانه»، به ویژه در مورد حقوق بشر، و همچنین دخالت در امور داخلی کشورهای مستقل، مخالفت میکنند.»
سازمان همکاری شانگهای همچنین تحریمهای غیرقانونی یکجانبه غرب را به طور کلی مورد انتقاد قرار داد. این سازمان با «اقدامات قهری یکجانبه که با منشور سازمان ملل و سایر هنجارهای حقوق بینالملل و همچنین قوانین و اصول سازمان تجارت جهانی مغایرت دارد، به تلاشها برای تضمین امنیت بینالمللی، از جمله اجزای غذایی، انرژی و بشردوستانه آن آسیب میرساند و بر اقتصاد جهانی تأثیر منفی میگذارد»، مخالف است.
در حالی که اعلامیه بیشکک به هیچ وجه کامل نیست، نمونهای از چیزی است که قبلاً در غرب به عنوان «دیپلماسی» درک میشد، تمرکز بر بحثها و توافقات چندجانبه، هرچند محدود، در تضاد کامل با آنچه در حال حاضر از واشنگتن ارائه میشود، قرار دارد. اکنون میتوان انتظار داشت که کشورهای بیشتری این مسیر جایگزین را بررسی کنند.