Skip to content
سپتامبر 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • طرح جدید بورس نخبگان و خصوصی‌سازی آموزش: تعمیق نابرابری موجود
  • اجتماعی
  • جوانان و دانشجویان
  • نوار متحرک

طرح جدید بورس نخبگان و خصوصی‌سازی آموزش: تعمیق نابرابری موجود

چهار‏شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

محمدحسین امید، رئیس دانشگاه تهران، از اجرای طرح «بورس نخبگان» از مهرماه ۱۴۰۵ خبر داد: ورودی‌های جدید با رتبه کنکور زیر ۱۰۰ در علوم تجربی، ریاضی و انسانی و زیر ۵۰ در هنر و زبان‌ها، ماهانه ۲۰ میلیون تومان دریافت می‌کنند؛ به شرط حفظ معدل بالای ۱۷ در طول هشت ترم. رئیس دانشگاه گفته این پول برای آن است که «نخبگان» دغدغهٔ معیشت نداشته باشند و نیز برای اسکان همین گروه، شرایط ویژه‌ای در نظر گرفته شده است.

در ظاهر، حمایت از دانشجوی مستعد چیز بدی نیست. اما این‌گونه طرح‌ها هیچ‌وقت خنثی نیستند؛ چون همیشه یک تعریفِ خاص از «دانشجوی واجد صلاحیت» با خودشان می‌آورند. تجربهٔ طرح‌های مشابه در نهادهای دیگر نشان داده که «نخبه‌بودن» در این تعریف‌ها معمولاً معادل «بی‌دردسر بودن» است: دانشجویی که سروصدا نکند، عضو تشکل صنفی و مستقل نباشد، در تجمعی دیده نشود، و چشم و گوش بسته پیرو خط‌مشی نظام باقی بماند. در چنین چارچوبی، معدلِ بالا شرط لازم است، نه شرط کافی؛ شرط کافی، «مشکل‌دار» نبودن از نگاه گزینشیِ نهاد است. دانشجوی معترض، دانشجوی پیگیر مطالبات صنفی، حتی اگر رتبهٔ تک‌رقمی هم داشته باشد، در عمل جایی در این تعریف از نخبگی ندارد.

برای مثال، در طرح شهید وزوایی و طرح‌های مشابه دیگر که چندین سال است توسط بنیاد ملی نخبگان ارائه می‌شوند، برای دانشجویان عضو بنیاد -مانند دانشجویان المپیادی یا رتبهٔ برتر کنکور- تسهیلاتی در نظر گرفته بودند که شامل کمک‌هزینه‌های ۲۰ میلیون‌تومانی و ۴۰ میلیون‌تومانی می‌شد؛ اما شرایط دریافت این تسهیلات برای دانشجویان عضو بنیاد عملا به‌معنای زندانی شدن دانشجو بود: اگر هر گونه محکومیتی در کمیتهٔ انضباطی، خروج از کشور برای تحصیل بدون هماهنگی و موارد مشابه رخ می‌داد، دانشجو مجبور می‌شد تمام پولِ دریافت‌شده تا آن زمان را یک‌جا، دوبرابر و به نرخ روز با توجه به تورم پرداخت کند.

نکتهٔ اصلی اما تضاد آشکاری‌ست که این طرح آشکار می‌کند. همین دانشگاه که برای اخراج هزار دانشجوی سنواتی از خوابگاه بهانه‌اش «نبود بودجه» بود، همین دانشگاه که تغذیه را به بهانهٔ مشکلات مالی به پیمانکار سپرد، حالا برای گروهی خاص و محدود، هم ماهانه ۲۰ میلیون تومان نقد پیدا می‌کند و هم شرایط ویژهٔ اسکان. گویا مسئله هرگز «نبود پول» نبوده، بلکه پول برای چه کسی و با چه شرطی خرج می‌شود. برای آنانی که از صافی گزینش رد شده و «سر به راه» تعریف می‌شوند، منابع به‌سرعت پیدا می‌شود؛ برای رفاه عمومیِ دانشجویان -خوابگاه، تغذیه، خدمات پایه- همیشه با کمبود بودجه‌ طرفیم.

دانشجویان رتبهٔ برتر کنکور و دانشجویان المپیادی درست مانند دیگر دانشجویان در طول این سال‌ها توسط جمهوری اسلامی مورد اخراج، بازداشت و دیگر اشکال سرکوب واقع شده‌اند. دانشگاه هنگام سرکوب دانشجویان بین نخبه‌ها و دیگر دانشجویان تمایزی قائل نیست، اما هنگام توزیع منابع دست خود را برای تبعیض باز می‌بیند. در شرایطی که هر ساله تعداد بیشتری از رتبه‌های برتر کنکور متعلق به دهک‌های ثروتمند جامعه هستند و در رقابتی نابرابر با دیگر دانش‌آموزان رقابت می‌کنند، دانشگاه وظیفهٔ خود می‌بیند که به همین عدهٔ خاص خدمات رفاهی ارائه دهد تا بتواند در آینده آنان را در بدنهٔ حکومت جذب کند؛ در حالی که غالب دانشجویان رتبهٔ برتر به‌دلیل دهک بالای درآمدی خانواده‌هایشان اصلا نیازی به این خدمات ندارند.

تهران-دانشجو

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: سازمان ملل متحد در بزنگاهی تاریخی؛ دبیرکل بعدی چگونه اعتماد جهانی را بازمی‌گرداند؟
Next: پیوستن زندان ایرانشهر به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صد و سی و ششم
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved