الف. هوشیار
چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵
چکیده
تولید رهگیر پنجهزار دلاری شرکت پاوروس (Powerus)[۱] در یک شرکت آمریکایی در امارات فقط داستان یک سلاح تازه نیست، نمونهای است از اقتصاد سیاسی جنگهای بیپایان معاصر، جایی که میدان نبرد به آزمایشگاه تحقیق و توسعه تبدیل میشود، فناوری آزمودهشده به مالکیت فکری و سهام بدل میشود، و در جنگ بعدی وارد محصولاتی میشود که در جنگ قبلی تکامل یافته است. نکتهٔ جالب این است که در میانهٔ این زنجیره نام دو پسر رئیسجمهور آمریکا، کسی که دستور آغاز جنگ را داده، نیز دیده میشود.
مقدمه
اگر بخواهیم تصویری کوچک اما گویا از اقتصاد جنگ معاصر پیدا کنیم، شاید لازم نباشد سراغ جنگندههای صدمیلیون دلاری یا قراردادهای عظیم موشکی برویم. کافی است پهپاد نسبتاً کوچکی را دنبال کنیم که اکنون در امارات متحدهٔ عربی تولید میشود: گاردین (Guardian)، رهگیر ضدّپهپاد شرکت آمریکایی پاوروس.
این رهگیر برای شکار پهپادهایی از خانوادهٔ شاهد و گران (Geran)[۲] ساخته شده است. شرکت پاوروس سرعت لحظهای رهگیر گاردین را تا حدود ۲۹۰ تا ۳۴۰ کیلومتر در ساعت، بُرد آن را ۱۵ کیلومتر، و وزن عملیاتی آن را حدود ۲٫۶۵ کیلوگرم اعلام میکند و مدعی «صدها رهگیری تأییدشده» است. اما اهمیت گاردین کمتر در مشخصات فنی و بیشتر در مسیر زندگی اقتصادیاش نهفته است:
اوکراین ← مالکیت فکری ← سرمایهٔ آمریکایی ← پاوروس ← تولید صنعتی ← امارات ← جنگ ایران.
اگر این مسیر را دنبال کنیم، با نمونهٔ کوچکی از سازوکار بزرگتری روبهرو میشویم: جنگ دیگر صرفاً مصرفکنندهٔ کالاهای نظامی نیست، بلکه خودِ جنگ کارخانهٔ تولید فناوری، دارایی، شرکت، سرمایهگذاری، و بازار جنگ بعدی است و جنگسالارانی که آن را راه میاندازند مستقیماً در سود آن شریکاند.
مسئلهٔ «اقتصاد رهگیری»
جنگ اوکراین یک مشکل اقتصادی ساده اما بسیار جدّی را آشکار کرد.
اگر روسیه پهپادی نسبتاً ارزان بهسوی شما بفرستد و شما برای نابود کردن آن مجبور باشید موشکی صدهاهزار یا حتی میلیون دلاری شلیک کنید، ممکن است از نظر نظامی مقابله کرده باشید، اما از نظر اقتصادی وارد بازی بسیار پُرهزینهای شدهاید.
اوکراین به همین دلیل به یکی از مهمترین آزمایشگاههای جهان برای طراحی و تولید پهپادهای رهگیر ارزانقیمت تبدیل شد. حالا بهجای موشک گرانقیمت، پهپاد کوچک و بسیار سریع دیگری را بهسوی پهپاد شاهد میفرستید؛ اپراتور آن را به نزدیکی هدف هدایت میکند، و رهگیر با پهپاد مهاجم برخورد میکند. این نوآوری صرفاً فنی نبود، بلکه پاسخی به یک معادلهٔ اقتصادی بود: چگونه هزینهٔ نابود کردن یک پهپاد را به هزینهٔ خودِ آن پهپاد نزدیک کنیم؟
در طول جنگ اوکراین هزاران بار این فناوریها در شرایط واقعی آزمایش شدند. به همین دلیل، چیزی پدید آمد که صنایع نظامی در شرایط عادی بهسختی میتوانند به دست آورند: تحقیق و توسعه در مقیاس عظیم، همراه با آزمایشهای روزانه در میدان واقعی جنگ.
و اکنون این سرمایهٔ فناورانه در حال خروج از میدان اوکراین و ورود به صنایع نظامی غرب است. وال استریت ژورنال پیشتر گزارش کرده بود که برای انتقال فناوری تا حدّی معکوس شده است: کشوری که زمانی واردکنندهٔ فناوری نظامی غرب بود اکنون فناوریهای آزمودهشدهاش را به اروپا و آمریکا منتقل میکند. گاردین یکی از نمونههای برجستهٔ این فرایند است.
یک جملهٔ عجیب در پروندهٔ کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)
رد این داستان را میتوان نه در یک گزارش نظامی، بلکه در پروندهٔ مالی یک شرکت پیدا کرد.
پاوروس در مارس ۲۰۲۶ شرکتی به نام پاوروس یواسآ با مسئولیت محدود (Powerus USA LLC) تشکیل داد و مالک ۵۱درصد سهام آن شد. شرکتی کمتر شناختهشده به نام جی۱ اکسپلوریشن با مسئولیت محدود (G1 Exploration LLC)، ثبتشده در وایومینگ، آمریکا، ۴۹درصد دیگر را در اختیار گرفت.
شرکت جی۱ پول اصلی را نیاورد. داراییاش دانش فنی بود. در پروندهٔ رسمی ارائهشده به کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا آمده است که جی۱ مجموعهٔ مالکیت فکری، شامل هفت محصول کاملاً نهاییشده و محصولات دیگری در مراحل مختلف طراحی و تولید را وارد این مشارکت کرده است. و سپس با یک جملهٔ تعیینکننده روبهرو می شویم: این فناوریها در اصل در اوکراین طراحی و آزمایش و تولید شدهاند. در مقابل، پاوروس سرمایه و هزینهٔ عملیاتی و شبکهٔ توزیع لازم برای رساندن آنها به بازار را تأمین میکند. یعنی آنچه اکنون محصول یک شرکت آمریکایی معرفی میشود، دستکم در سطح فناوری پایه سابقهای اوکراینی دارد. ولی یک سؤال عجیب باقی میماند:
چه کسی در اوکراین آن را ساخته است؟
در اینجاست که زنجیرهٔ مالکیت ناگهان پنهان میشود: حلقهٔ گمشدهٔ اوکراینی. میدانیم جی۱ اکسپلوریشن مالک حقوق مالکیت فکری است. میدانیم فناوری در اوکراین توسعه یافته است. میدانیم جی۱ آن را در اختیار پاوروس یواسآ گذاشته است. اما ظاهراً در اسناد عمومی نام شرکت یا تیم اوکراینیای که این مجموعهٔ فناوری را به جی۱ منتقل کرده پیدا نیست. این مسئله زمانی جالبتر میشود که توالی زمانی را ببینیم.
در اوایل مارس ۲۰۲۶ گزارش شده بود که پاوروس هنوز بهدنبال خرید از تولیدکنندگان اوکراینی یا اخذ مجوز استفاده از فناوری آنها است. خود برت ولیکویچ[۳]، از بنیانگذاران پاوروس و نظامی سابق آمریکایی، نیز دربارهٔ تلاش برای وارد کردن فناوری آزمودهشده در جنگ اوکراین به صنعت آمریکا صحبت کرده است. وال استریت ژورنال این حرکت را بخشی از تلاش پاوروس برای استفاده از فناوری پهپادی اوکراین در تولید آمریکایی توصیف کرده بود.
فقط چند هفته بعد، در ۳۱ مارس، شرکت جی۱ اکسپلوریشن با سبدی از هفت فناوری توسعهیافته در اوکراین صاحب ۴۹درصد سهام شرکت پاوروس یواسآ شده بود. البته هیچیک از اینها بهخودیخود نشانهٔ فساد نیست. ممکن است انتقال کاملاً قانونی بوده باشد. ممکن است نام طرف اوکراینی به دلایل امنیتی منتشر نشده باشد. ممکن است جی۱ صرفاً شرکتی برای نگهداری حقوق مالکیت فکری باشد. اما از منظر روزنامهنگاری تحقیقی یک سؤال جدّی باقی میماند:
هفت فناوری جنگی اوکراینی دقیقاً چگونه، به چه قیمتی، و از چه کسانی به مالکیت یک شرکت با مسئولیت محدود در وایومینگ درآمده است و سفر ولادیمیر زلنسکی همراه با متخصصان پهپادیاش به امارات متحدهٔ عربی برای مذاکرات دفاعی چه ارتباطی با این معاملهٔ پنهان مانده داشته است؟
آیا گاردین همان رهگیر استینگ (Sting) اوکراینی است؟
یکی از نخستین مظنونها رهگیر معروف استینگ متعلق به شرکت غیرانتفاعی اوکراینی وایلد هورنت (Wild Hornets) است.
استینگ دقیقاً برای همان مأموریت ساخته شده: شکار پهپاد شاهد و گران روسی با یک رهگیر ارزان و سریع.
شباهت مفهومی قابل توجه است و وایلد هورنت نیز پیشتر شرکت دیگری را متهم کرده بود که طراحی رهگیر استینگ را کپی کرده است. این گروه حتی درباره انتقال نسخههای کپیشده به آمریکا و امکان پیگیری حقوق مالکیت فکری هشدار داده بود.
ممکن است منشأ این فناوری تیم کوچکتر و کمتر شناختهشدهای در زیستبوم پهپادی اوکراین باشد که در آن صدها گروه مهندسی، واحد نظامی، استارتاپ، و شبکهٔ داوطلب طی چهار سال جنگ همزمان مشغول طراحی و اصلاح پهپاد بودهاند.
جنگ بهعنوان آزمایشگاه تحقیق و توسعه
همین نقطه ما را از داستان یک پهپاد فراتر میبرد. در اقتصاد معمولی، طراحی و تولید محصول چرخهای طولانی دارد:
سرمایه ← تحقیق ← نمونهٔ اولیه ← آزمایش ← اصلاح ← تولید ← بازاریابی.
جنگ این چرخه را بهشدت فشرده میکند:
سرمایه ← نمونه ← میدان جنگ ← دادهٔ واقعی ← اصلاح فوری ← تولید انبوه.
در اوکراین ممکن است یک نمونه پهپاد صبح وارد میدان شود، نقاط ضعفش همان روز مشخص شود، و چند هفته بعد نسل اصلاحشدهاش تولید شود. از منظر اقتصادی، میدان جنگ تبدیل به چیزی شبیه به بزرگترین آزمایشگاه رایگان یا یارانهای تحقیق و توسعهٔ صنایع نظامی میشود. هزینهٔ این آزمایشگاه البته با آزمایشگاههای معمولی قابل مقایسه نیست: با جان انسانها، تخریب شهرها، و منابع عمومی پرداخت میشود.
ولی محصول دانش حاصل از آن میتواند بعداً خصوصی شود. و اینجاست که رهگیر گاردین اهمیت پیدا میکند.
بازگشت محصول به همان آزمایشگاه
گاردین خودش نیز پیش از تبدیل شدن به محصول در بازار خلیج فارس در اوکراین ظاهر شده است. در ژوئیه ۲۰۲۶، فوربز تصاویری از گاردین ۱ منتشر کرد که از یک کانتینر نصبشده روی شناور بدون سرنشین اوکراینی پرتاب میشد. یعنی فناوریای که ریشهاش در تجربهٔ اوکراین است پس از سازماندهی مجدد در قالب شرکت آمریکایی دوباره به همان میدان جنگ بازگشته و آزمایش میشود.
این چرخه بسیار مهم است:
جنگ ← فناوری ← شرکت ← سرمایه ← محصول ← جنگ.
و با هر دور چرخش، ارزش اقتصادی تازهای ساخته میشود.
و حالا ایران و خلیج فارس
بازار بعدی در جای دیگری منتظر بود. تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و سپس گسترش آن به کشورهای خلیج فارس، که به استفادهٔ گسترده ایران از پهپادها، موشکها، و حمله به زیرساختها انجامید، تقاضای تازهای برای سامانههای ضدّپهپاد در خلیج فارس ایجاد کرد. امارات یکی از مهمترین بازارها بود، زیرا بیشترین حملهها را تحمل کرده بود.
در اینجا منطق اقتصادی رهگیر گاردین بسیار جذاب است. برای مقابله با تعداد زیاد پهپادهای نسبتاً ارزان، کشورهای خلیج فارس نمیتوانند برای همیشه به رهگیرهای موشکی بسیار گران متکی باشند. آنها به لایهٔ دفاعی ارزانتری احتیاج دارند. و پاوروس اکنون دقیقاً در همین شکاف وارد بازار شده است.
در ۲۱ اوت، شرکت پاوروس اعلام کرد قراردادی به مبلغ حدود ۲۲٫۳میلیون دلار برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی نفت و گاز در خاورمیانه منعقد کرده است. این قرارداد شامل سختافزار، نرمافزار، نصب، راهاندازی، و دو سال نگهداری است و معماری آن امکان افزودن رهگیرها را نیز فراهم میکند.
به عبارت دیگر، جنگ فقط بازار «پهپاد رهگیر» نمیسازد. بازاری بسیار بزرگتر میسازد: رادار، حسگر، نرمافزار تشخیص، هدایت و کنترل، شبکهٔ ارتباطی، رهگیر، نصب، آموزش، تعمیرات، و قراردادهای چندسالهٔ خدمات که از قرارداد نسبتاً کوچکی آغاز میشود و بهسرعت گسترش مییابد. و بدین ترتیب، یک تهدید نظامی تبدیل به زیستبوم نظامی-اقتصادی میشود.
خانوادهٔ ترامپ وارد میشود
نکتهٔ شایان توجه این است که پاوروس شرکتی عادی و بدون ارتباط سیاسی نیست. اریک ترامپ و دونالد ترامپ جونیور، فرزندان دونالد ترامپ، از سرمایهگذاران برجستهٔ ساختاریاند که پاوروس را به بازار عمومی میبرد.
این شرکت در ماه مارس اعلام کرد که قصد دارد از طریق ادغام معکوس با یک شرکت سرمایه گذاری فعال در بورس به نام آریوس گرینوی (Aureus Greenway Holdings) وارد نزدک (Nasdaq)[۴] شود. آسوشیتد پرس گزارش کرد که شرکت جدید بخشی از سرمایهاش را از شبکهای دریافت میکند که فرزندان رئیسجمهور در آن حضور دارند و همین مسئله نگرانیهایی دربارهٔ تعارض منافع ایجاد کرده است.
البته این ارتباطها چندلایهاند. یکی از آنها دومیناری سکیوریتی (Dominari Securities) است که برای معاملهٔ پاوروس سرمایه جذب کرده و هر دو برادر ترامپ در شرکت مادر آن سهام دارند.
دیگری شرکتی است به نام آنیوژوال ماشینز (Unusual Machines)، تولیدکنندهٔ قطعات پهپاد، که دونالد ترامپ جونیور هم سهامدار آن است و هم عضو هیئت مشاورانش. این شرکت در ماه ژوئن قدم بسیار بزرگتری برداشت و ۳۰میلیون دلار مستقیماً در پاوروس سرمایهگذاری کرد.
این رابطه فقط مالی نیست، بلکه قطعات پهپادی نیز معامله میشود. بنابراین، شرکتی که ترامپ جونیور با آن ارتباط مالی و مشورتی دارد هم سرمایهگذار پاوروس است و هم میتواند تأمینکنندهٔ قطعاتش باشد. این در حالی است که دولت دونالد ترامپ صنعت پهپاد داخلی آمریکا را به اولویت امنیت ملی تبدیل کرده است. رویترز گزارش کرده که دولت آمریکا حتی دربارهٔ تأمین مالی شرکتهای پهپادی، از جمله شرکت آنیوژوال ماشینز، از طریق پنتاگون و دفتر روابط استراتژیک دفتر سرمایهگذاری راهبردی (Office of Strategic Capital) مذاکره کرده است. این امر لزوماً ثابت نمیکند که رئیسجمهور آمریکا تصمیم نظامی خاصی برای سود فرزندانش گرفته است. برای چنین ادعایی هیچ مدرک محکمهپسندی نداریم. اما تعارض منافع ساختاری قابل انکار نیست:
همزمان با افزایش هزینهٔ نظامی پهپادی در دولت آمریکا، شرکتهای مرتبط با خانوادهٔ رئیسجمهور در همین صنعت سرمایهگذاری میکنند؛ و این جنگی که خود دونالد ترامپ تصمیم آغاز آن را گرفته، و به ادامهٔ آن دامن زده، تقاضای فوری برای همان محصولات ایجاد میکند؛ و شرکتهایی که خانوادهٔ رئیسجمهور در شبکهٔ مالی آنها حضور دارد از گسترش بازار دفاعی منتفع میشوند.
جنگی که بازار خودش را میسازد
در تصور کلاسیک، هدف از «جنگ» گشایش بازارها برای تجارت و کسب سود بود، اما اقتصاد جنگ قرن بیست و یکم پیچیدهتر شده است.
جنگ امروز همزمان تقاضا و دانش تولید میکند: جنگ دیگری علیه کشوری که خودش تولید کننده و مصرفکنندهٔ بزرگ پهپاد است بازار تازهای برای همان فناوری ایجاد کرد. و سرمایه دوباره وارد جنگهایی میشود که بیپایاناند.
در اینجا با چیزی شبیه به چنین چرخهای روبهرو هستیم:
جنگ ← تجربه ← دانش فنی ← مالکیت ← شرکت ← سرمایه ← تولید ← جنگ بعدی ← بازار تازه.
در این الگو جنگ نهفقط «مصرفکننده» کالاهای نظامی، بلکه مرحلهای از فرایند تولید سرمایه است. اگر فقط رقم قرارداد ۲۲میلیون دلاری پاوروس را ببینیم، ممکن است تصور کنیم با کسبوکاری نسبتاً کوچک طرفیم. اما ارزش اقتصادی واقعی در لایههای دیگر ساخته میشود.
یک فناوری اوکراینی، که شاید زمانی محصول یک کارگاه کوچک بوده، وقتی وارد یک شرکت آمریکایی میشود، تبدیل به دارایی نامشهود قابل ارزشگذاری میشود و ۴۹درصد سهام شرکت را به خودش اختصاص می دهد. شرکتی که میتواند سرمایه جذب کند، با یک شرکت بورسی ادغام شود، ارزش سهامش با انتظار قراردادهای آتی تغییر کند، تأمینکنندگانش رشد کنند، و سرمایهگذاران روی آیندهاش در بازار مشتقات مالی شرطبندی کنند، و هر جنگ جدید ارزش مورد انتظار جریان درآمد آیندهاش را تغییر دهد. این امر لزوماً به معنای آن نیست که جنگها «برای فروش سلاحی مثل گاردین» آغاز میشوند. اینگونه تقلیلگرایی سازوکار پیچیدهٔ جنگ را توضیح نمیدهد. اما عکس آن نیز سادهلوحانه است: اینکه اقتصاد جنگ را صرفاً پیامدی جانبی و بیرونی از تصمیمهای ژئوپلیتیک بدانیم.
در سرمایهداری نظامی معاصر، جنگ و بازار به درون یکدیگر رفته و در هم ادغام شدهاند.
جنگ مسئله ایجاد میکند. مسئله برای حل خود تقاضا ایجاد میکند. تقاضا فناوری ایجاد میکند. فناوری دارایی میشود. دارایی سرمایه جذب میکند و ظرفیت تولید میسازد. و ظرفیت تولید شده برای یافتن بازار تازه به جهانی ناامن نیاز دارد که بهوسیلهٔ سیاستمداران منتفع از این بازارها دامن زده میشود.
شاید اقتصاد سیاسی جنگهای معاصر را نتوان خیلی فشردهتر از این تصویر کرد:
فناوریای زادهٔ جنگ اوکراین، مالکیتی ثبتشده در وایومینگ، شرکتی در فلوریدا، سرمایهای با رد پای خانوادهٔ ترامپ، کارخانهای در خلیج فارس، و بازاری که جنگ با ایران برای آن ساخته است.
گاردین پنجهزار دلاری سلاح بزرگی نیست. برعکس، اهمیتش در کوچکی آن است. اما در همین پهپاد کوچک میتوان تقریباً تمام چرخهٔ اقتصاد جنگهای بی پایان جدید را مشاهده کرد.
[۱] شرکت پاوروس Powerus (با نام رسمی Autonomous Power Corporation) یک استارتاپ و پلتفرم فناوری در ایالات متحد آمریکاست که سامانهها و معماریهای خودمختار (Autonomous) برای کاربردهای دفاعی، امنیت مرزی، و حفاظت از زیرساختهای حیاتی طراحی و تولید میکند.
[۲] «گران-۲» (Geran-2) نام روسی همان پهپاد انتحاری معروف ایرانی شاهد-۱۳۶ است که روسیه در جنگ اوکراین از آن استفادهٔ گستردهای میکند.
[۳] برت ولیکوویچ (Brett Velicovich)، کارشناس آمریکایی پهپاد و از نیروهای سابق اطلاعات و عملیات ویژهٔ ارتش آمریکاست. او بهدلیل حملههای پهپادی به رهبران تروریست شناخته میشود.
[4] نزدک (NASDAQ) یک بازار بورس سهام در ایالات متحد آمریکاست. این بازار در فهرست بورسهای سهام از نظر ارزش بازار دومین رتبه را در بازار معاملهٔ الکترونیک سهام، پس از بورس نیویورک، دارد.
منابع:
Arhirova, H. (2026, March 22). Ukraine constantly adapts its drones on the battlefield. AP News. https://apnews.com/article/war-russia-ukraine-drones-innovation-interceptor-shahed-e9de7db6437d3cbb428a6bacac326fb3
Aureus Greenway Holdings Inc. (2026, August 10). Registration statement (Form S-4/A). U.S. Securities and Exchange Commission. https://www.sec.gov/Archives/edgar/data/2009312/000149315226036713/forms-4a.htm
Condon, B. (2026, March 11). New drone maker partly owned by Trump sons hopes to win Pentagon contracts. AP News. https://apnews.com/article/drones-eric-donald-trump-powerus-iran-defense-089bff3892f921a10ef4ec785308e716
Condon, B. (2026, April 2). Company backed by Trump sons looks to sell drone interceptors to Gulf states being attacked by Iran. AP News. https://apnews.com/article/trump-sons-powerus-drone-interceptors-iran-missiles-1d8d858fdad5104a56e4438994093594
Hambling, D. (2026, July 1). Powerus brings Ukraine’s swarming tech to Pentagon’s FPV competition. Forbes. https://www.forbes.com/sites/davidhambling/2026/07/01/powerus-brings-ukraines-swarming-tech-to-pentagons-fpv-competition/
Kullab, S., & Arhirova, H. (2026, March 7). Ukraine’s low-cost Shahed killers draw US and Gulf interest, but a wartime ban blocks sales. AP News. https://apnews.com/article/iran-ukraine-shahed-russia-drone-defenses-war-76c91cad24bb98dd201f8f37a93c3464
Nedashkivskyi, V., & Orluk, M. (2026, March 26). Story of Sting: How “Wild Hornets” made the drone interceptor everyone wants. Censor.NET. https://censor.net/en/resonance/3607203/the-story-of-sting-how-the-wild-hornets-made-the-drone-interceptor-everyone-wants
Palyekar, A. (2026, May 27). Trump administration in talks to fund US drone companies, WSJ reports. Reuters. https://www.investing.com/news/stock-market-news/trump-administration-in-talks-to-fund-us-drone-companies-wsj-reports-4713572
Powerus. (2026, March 18). Powerus announces Guardian-1 interceptors designed to defeat low-cost, one-way attack drones. https://product.power.us/guardian-1-newsletter
Powerus. (2026, August 20). Powerus secures $22.3 million commercial contract to protect U.S. oil interests and critical energy infrastructure in the Middle East. https://www.nasdaq.com/press-release/powerus-secures-223-million-commercial-contract-protect-us-oil-interests-and-critical
Powerus. (n.d.). Guardian: High-speed counter-drone defense family. Retrieved August 24, 2026, from https://www.power.us/solutions/products/guardian
Somerville, H. (2026, March 9). Trump sons back new drone company targeting Pentagon sales. The Wall Street Journal. https://www.wsj.com/politics/national-security/trump-sons-back-new-drone-company-targeting-pentagon-sales-2f74abca
Stone, M. (2026, August 20). US firm Powerus wins $22.3 million contract to protect Middle East energy infrastructure from drones. Reuters. https://ca.finance.yahoo.com/news/us-firm-powerus-wins-22-205937424.html/
Unusual Machines, Inc. (2026, June 16). Unusual Machines makes $30 million strategic equity investment in Powerus to scale U.S. autonomous drone manufacturing infrastructure. https://www.nasdaq.com/press-release/unusual-machines-makes-30-million-strategic-equity-investment-powerus-scale-us