تو باید جرأت ادامهدادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن
سعید مدنی
شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
6️⃣ بخش ششم
🔹 بهخوبی علل و عوامل استقبال نسبی از فراخوان آقای پهلوی را توضیح دادهاید و کاملاً با نظر شما موافقم. اگرچه مطالعهی مزدک آذر (۲۰۲۶) با وجود برخی ایرادات روش شناسی،/۱ تا حد زیادی میزان اغراق در تصور از این استقبال را تعدیل میکند. بنا بر پژوهش یادشده:
«وزن ﺷﻌﺎرﻫﺎی ﺣﺎوی کلمات ﺷﺎه/ پهلوی در ﺷﻌﺎرﻫﺎی سردادهﺷﺪه درمیان ﺣﺪود۴۵۰۰ ویدئوی غیرتکراری (و مقداری محتوا) که در فضای مجازی منتشر شده و ما آنها را بررسی کردیم، حدود ۱۷ درصد از جمع جبری کل شعارها بوده است. الباقی شعارها ضد ج.ا (مانند مرگ بر دیکتاتور، امسال سال خونه…) حدود ۸۳ درصد از وزن /سهم کل جمع جبری شعارهای درون ویدئوها را تشکیل میدهد. قابل ذکر است که همپوشانی موقعیتی این دو دسته شعار حدود ۵/۵ درصد بوده است، به این معنی که در ۵/۵ درصد از موقعیتها که در ویدئوها میبینیم، هم شعار یا کلمات شاه/ پهلوی سر داده شده و هم شعارهای دیگری بر ضد ج.ا.»
🔸 در گفتوگوهایی که با برخی جوانان بازداشت شده در جنبش مهسا در پاییز و زمستان سال ۱۴۰۱ در زندان اوین داشتم ردّپای رشد گرایش به سلطنت را بهعنوان یک خردهفرهنگ مشاهده کردم. در واقع به نظرم استقبال کنونی از سلطنت حاصل یک پروژهی ۱۰-۱۵ سالهی سیاسی-رسانهای قدرتمند در زمینهای از نارضایتی عمومی نسبت به عملکرد نظام جمهوری اسلامی است. چنانکه در پژوهش یادشده (آذر ۲۰۲۶) نشان داده شده، در شبکهی پرمخاطب ایران اینترنشنال ۸۱ درصد وزن به شعارها و نیز محتواهایی که به نحوی ترویج/ تبلیغ برای آقای پهلوی است اختصاص داده شده و در این زمینه بزرگنمایی شده است. در مقابل در شبکهی تلویزیونی بی بی سی فارسی ۳۵ درصد وزن به شعارها و نیز محتوای مشابه مربوط بوده است.
🔹 اما سؤال مهم امروز این است که آیا جریان سلطنتطلب، پس از این و با تجربهی خونین، پرهزینه و ناموفق اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی ماه و فراخوانهای ناموفق پس از آن و همچنین نادرست بودن روایتهایش هنوز میتواند با همان قوت و قدرت گذشته برای مخاطبانش جذاب باشد؟ ساخت روایت چندان دشوار نیست اما حفظ روایت بسیار دشوار است، هژمونیک شدن ممکن است، اما هژمونیک ماندن بهسادگی ممکن نیست. بهعلاوه مشتاقم نظر شما را درباره ماهیت این جریان بدانم. میدانیم که مفهوم جنبش علیالاطلاق به کنشهای جمعی مترقی اختصاص ندارد و جنبشهایی مثل فاشیسم یا ماگا نیزعلیه دموکراسی قادر به بسیج اجتماعی بودهاند. اما با درنظرگرفتن سهم نیروهای خارجی در شکلدهی به این جریان، آیا بازهم میتوان از «جنبش سلطنتطلبی» در ایران سخن گفت؟
🔸 از این گذشته به نظر میرسد آنچه تا پیش از ۱۸ دی ماه رخ داد در امتداد اعتراضات پیشین و موج سوم جنبشها در ایران قرار داشت که قبلاً توضیح دادم؛ اما آنچه با فراخوان آقای پهلوی و با زبان خشن بهویژه توسط وابستگان او در دیگر رسانهها و با دعوت به آتشزدن و اشغال مراکز نظامی همراه شد و به کشتار شنیع و غیرانسانی هزاران نفر توسط جمهوری اسلامی انجامید را میتوان از یکدیگر تفکیک کرد زیرا: ۱) تا قبل از ۱۸ دی مضمون اعتراضات اقتصادی- سیاسی بود، در حالیکه در ۱۸ و ۱۹ مضمونی کاملاً سیاسی یافت، ۲) تا قبل از ۱۸ دی فراخوان به سبک و سیاق خیزشها و جنبشهای پیشین فاقد رهبری فردی بود و اغلب اعتراضات را کانونهای صنفی یا شبکههای اجتماعی هدایت میکردند، در حالی که در ۱۸ و ۱۹ دی افراد و رسانههای حامی آقای پهلوی ـ و البته در سطحی بسیار محدودتر برخی گروهها و احزاب کرد ـ در سازماندهی نقشی فعالانه ایفا کردند و ۳) تاکتیکهای اعتراضی تا قبل از ۱۸ دی کمابیش از همان تاکتیکهای ذخیره شده در گنجینه (reprertoire) جنبشهای پیشین اخذ میشد و عمدتاً خشونتپرهیز بود در حالی که در ۱۸ و ۱۹ دی تاکتیکها به سمتی متفاوت و خشن سوق یافت که البته بخش مهم آن تحت تأثیر خشونت عریان نیروهای سرکوب بود. تمامی این توضیحات به معنای نفی فرایند رادیکالیزه شدن جنبشها در ایران نیست بلکه اشاره است به تمایز ماهیت نسبتاً برونزای اتفاقات دو روز سیاه ۱۸ و ۱۹ دی که از جهت خاستگاهها، شعارها و تاکتیکها تا حدی با جنبشها و خیزشهای پیشین سنخیت نداشت. با وجود این، همانطور که نوشتهاید ایران وارد مسیری انقلابی شده است، اما ورود به مسیر انقلابی یا برجستهشدن خواست عمومی برای تغییر لزوماً به معنای رسیدن به وضعیت انقلابی نیست.
———————————————————————————————————————-
۱- در مورد پژوهش مورداشاره البته برخی اشکالات روششناختی مطرح است. ازجمله اینکه طوری صورتبندی شده که گویی سهم هر شعارِ صراحتاً سلطنتطلبانه معادل سهم جمعیت سلطنتطلب یعنی ۱۷ درصد است که نوعی کوچکنمایی است؛ ثانیاً اصلا حتی ویدیوهای پخش شده در اینترنت و ماهواره لزوماً معرف گرایش سیاسی کل جمعیت معترض و به طریق اولی جمعیت ناراضی نیست؛ ثالثاً نوعی همپوشانی در این ارزیابی نادیده گرفته شده است. برای مثال همان جمعیتی که جاوید شاه گفته مرگ بر دیکتاتور هم گفته و این دو جمعیتی جداگانه نبودهاند. با این حال این ایرادات به معنای بیارزش یا کمارزش بودن مطالعهی مورد اشاره نیست زیرا میتواند استنباطی، هر چند نادقیق از اعتراضات به دست دهد.
#ایران_فردا