Recently updated on سپتامبر 17th, 2026 at 09:33 ق.ظ
علیرضا کفایی
شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
سخن اخیر سیدمحمد خاتمی درباره اینکه «خط خونی که بین مردم و حکومت فاصله انداخته، بسیار پررنگ است»، فراتر از یک تعبیر سیاسی است؛ اشاره به زخمی عمیق در رابطه ملت و حاکمیت دارد. زخمی که با حل مشکلات اقتصادی بهتنهایی درمان نمیشود؛ زیرا مسئله امروز فقط معیشت نیست، بحران اعتماد و شکاف دولت ـ ملت است.
بخشی از این وضعیت را باید در غلبه و نفوذ یک اقلیت تندرو در ساختار قدرت جستوجو کرد؛ اقلیتی که با حذف رقیب به هر شکل ممکن، محدود کردن مشارکت، امنیتی کردن اعتراض و بیاعتنایی به مطالبات جامعه، فاصله میان مردم و حکومت را بیشتر کرده است. خطر بزرگی است که خواست یک اقلیت، جای اراده اکثریت را بگیرد.
از این رو، عبور از “خط خون” نیازمند اصلاحات ساختاری است، نه تغییر چند مدیر و سیاست مقطعی.
مصطفی تاجزاده نیز بر همین ضرورت تأکید کرده و اصلاحات بنیادین در قانون اساسی و پایان دادن به ساختارهای غیرپاسخگو را مطرح کرده است.
میرحسین موسوی نیز راه بازگشت به مردم را در رفراندوم قانون اساسی، تشکیل مجلس مؤسسان و تعیین سرنوشت کشور با رأی آزاد ملت دانسته است؛ مسیری که بر عدم مداخله خارجی و گذار دموکراتیک و مسالمتآمیز استوار است.
تفاوت دیدگاهها هرچه باشد، نقطه مشترک روشن است: ایران بدون بازگشت به مردم از این بنبست عبور نخواهد کرد.
رفراندوم اگر آزاد و واقعی باشد، تهدید نیست؛ اعتماد به مردم است. اصلاحات ساختاری نیز زمانی معنا دارد که قدرت از انحصار خارج و اراده ملت به مرکز تصمیمگیری بازگردد.
خط خون را نمیتوان با فراموشی پاک کرد. باید آن را با حقیقت، پاسخگویی، اصلاح ساختارها و گفتوگوی ملی ترمیم کرد.
راه آینده ایران نه تحمیل اراده اقلیت، بلکه بازگشت به اراده مردم است.
منبع: کانال تلگرام نگارنده