جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
آدمکُشی فقط زدن تیر خلاص و طناب دار به گردن محکوم انداختن نیست، بلکه تصمیمهای شیطانی و ضدّمردمی است که آهستهآهسته انسانها را بهسمت مرگ سوق می دهد.
وقتی از فقر صحبت میشود کمتر کسی کیفیت فقر را میتواند توضیح دهد. اقتصاددانان به اعداد و ارقام بسنده میکنند و دیگران هم بسیار کلی در این مورد حرف میزنند.
برای آنکه تصویری روشن از تصمیمهای دولت، وزارت کار، تأمین اجتماعی، بانک مرکزی، اتاق بازرگانی، و دیگر کارگزاران سیستم مافیایی سرمایهداری نولیبرال در زندگی بازنشستگان و کارگران و همهٔ مزدبگیران داشته باشیم، از کیفیت فقر با مشاهدات میدانی مینویسیم.
۱- اجاره یا فروش کارتهای بانکی و کارت ملی خود به افراد غیر برای سودجویی از کارتشان، که در صورت کشف این سوءاستفاده، برایشان راحتتر است که به زندان بروند و صبحانه، ناهار، شام مجانی بخورند و شرمندهٔ زن و فرزند نباشند.
۲- ساکن شدن افراد چند خانواده در یک آپارتمان کوچک: مادر، دختر، و پسر به همراه همسر و فرزندانشان، بهدلیل بیکاری و گرانی روزافزون اجارهبها.
۳- فروش یخچال خانه بهدلیل نداشتن پول برای خریدن گوشت، تخممرغ، و سایر خوراکیهایی که احتیاج به یخچال دارد، تا از فروش آن دیگر مشکلات را حل کنند.
۴- افزایش دعواهای خانگی، بهویژه شبها که مرد خانواده با دستان خالی به خانه میآید.
۵- راه نینداختن کولرها در این تابستان گرم بهدلیل بیکاری و نبود پولی برای این منظور.
۶- افزایش فحشا و اطلاع خانواده از کار دختر یا همسر و مجبور به نادیده گرفتن این موضوع.
۷- نبود توان مالی برای خریدن پوشاک دست دوم (تاناکورا). مردم بهسمت خرید پوشاک دست دوم اندر دست دوم می روند. جورابهایی که پارگیاش به چشم میزند.
۸- مردم حتی توان خریدن کفش از فروشگاههای کفش ملی را هم ندارند که زمانی فروشگاه کفش مردم فقیر محسوب میشد. کمترین کفش از یکمیلیون و نیم تومان کمتر نیست. مردم کفش دست دوم می خرند یا دمپاییپوش شدهاند.
۹- حمام رفتنها، لباس شستن، فاصلهٔ زمانیاش طولانیتر شده است، چون پودر و صابون و شامپو بسیار گران شده. مسواک زدن با آب خالی بیش از همیشه رواج پیدا کرده است. آری مردم فقیر «بو» میدهند.
۱۰- رفتن پیش پزشک بسیار کم شده است و خرید دارو از آن هم کمتر. خریدن دارو دیگر با دستور نسخهٔ پزشک نیست، بلکه بستگی به توان مالی دارد، آنهم بهصورت یکبرگ یکبرگ. بسیاری از زحمتکشان برای آنکه داروهایشان زود تمام نشود یک روز درمیان دارو مصرف میکنند.
اینگونه است که مردم فقیر از کیفیت غذا و درمانشان میکاهند و بهسمت مرگ میروند.
وقتی سخنگوی آموزش و پرورش صحبت از نرفتن ۳میلیون دانش آموز به مدرسه میکند، نمی گوید که این بچهها برای دستفروشی، کار در کارگاههای کوچک، سوءاستفادهٔ جنسی، حمل موارد مخدر، دزدی، یا فروش به کشورهای خارجی ترانزیت میشوند که برخی هم اعضای بدنشان فروخته میشود.
این نمودهای فقر در میان زحمتکشانی است که در کشوری زندگی میکنند که دومین منابع گازی و چهارمین منابع نفتی دنیا را دارد، و پنجمین کشور ثروتمند بهلحاظ منابع در دنیاست، اما دستش از ثروت ملی کوتاه است.
این نظم ظالمانه را بر هم خواهیم زد.
توده را با جنگصنفی آشنا باید نمود
کشمکش را بر سر فقر و غنا باید نمود
در صف حزب فقیران، اغنیا کردند جای
این دو صف را کاملاً از هم جدا باید نمود
تحریریهٔ نشریهٔ کارگری پیام سندیکا
از کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران