Skip to content
آگوست 6, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • چرا حماس در آستانهٔ خلع‌سلاح قرار گرفته است؟
  • دیدگاه‌ها
  • صلح

چرا حماس در آستانهٔ خلع‌سلاح قرار گرفته است؟

پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

برخی طرح‌های پیشنهادی منتشرشده حاکی از آن است که تشکیلات حماس پذیرفته است که سلاح‌هایش را تحویل بدهد و تشکیلاتش را منحل کند.

در سال‌های اخیر بسیاری از جنبش‌های مسلح در خاورمیانه خودخواسته یا زیر فشار در چنین راهی قرار گرفته‌اند. جریان‌های کُرد ایرانی، حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک)، و نیروهای مستقل چپ و کُرد سوریه نیز کم‌وبیش همین مسیر را طی کرده‌اند. به‌روشنی دیده می‌شود که تغییر مسیر خلع‌سلاح جنبش‌های اجتماعی پس از ظهور جریان‌های بنیادگرا نظیر القاعده و طالبان اتفاق افتاده است و جنبش‌های آزادی‌بخش اگر بی‌تأثیر نشده باشند، مطمئناً تأثیرشان کم‌رنگ شده است و نهادهای اصلی حالت مبارزهٔ مسلحانه را ترک کرده‌اند.

چه مکانیسمی پیش آمده برای این تغییر جهت؟ و چگونه این نهادها به این مسیر کشیده شده‌اند؟ پرداختن به روند این موضوع بحث مفصلی است که می‌توان در جای دیگری بدان پرداخت. اما یک امر روشن‌تر از همیشه آن است که گروه‌های بنیادگرا بخشی از شعارها و خواست‌های جنبش آزادی‌بخش منطقه را از آنِ خود کرده‌اند. گروه‌های بنیادگرا در تشکیل و گسترش این روند و در جایگاه حامی محافل سرمایه‌داری و امپریالیسم نقش بسزایی داشته‌اند و امروزه توانسته‌اند جنگ‌های خاورمیانه را به جنگ میان جنگ‌طلبان تبدیل کنند، که نه‌تنها در جهت منافع مردم خاورمیانه نیست، بلکه می‌توان آن را در جهت گسترش منافع شرکت‌های اسلحه‌سازی و شرکت‌های بزرگ نفتی و انگیزهٔ اصلی سوداگرانهٔ آنها دید.

این جریان‌های بنیادگرایی توانسته‌اند زیر شعارهای خاصی دادوستدهایشان را پیش ببرند و زمینهٔ تخریب زیرساخت‌های اقتصادی را فراهم کنند تا زمینهٔ بازسازی آن را در آینده برای سرمایه‌داری جهانی فراهم کنند. بدین ترتیب، جنگ‌های امروز برای سرمایه‌گذاری سرمایه‌داران مجموع نظام سرمایه‌داری بیشترین سود را دارد. هر آنچه را که می‌توانند تخریب می‌کنند و بحران‌های خود نظام سرمایه‌داری را در میان کشورهای خاورمیانه سرشکن می‌کنند و زمینه برای گسترش سرمایه‌گذاری آیندهٔ آنها فراهم می‌آید.

مقاومت و مبارزات آزادی‌بخش که قرار بود به جنگ خلق‌ها و منطقه علیه امپریالیسم و صهیونیسم تبدیل شود اکنون به جنگ در میان کشورهای دست‌نشاندهٔ امپریالیست‌ها برای تخریب زیرساخت‌های منطقه تبدیل شده است، که تنها مورد تحسین نظام سرمایه‌داری از هر نوعش- چه خصوصی و چه دولتی- می‌تواند قرار گیرد، زیرا که فقط زمینهٔ گسترش سرمایه‌گذاری آنها را برای آینده فراهم می‌کند و موجب مصرف و تولید مجدد تمام انبارهای سازوکار مهمات‌سازی را ایجاد می‌کند.

از این زاویه است که کل نظام سرمایه‌داری از جنگ در منطقهٔ خاورمیانه ذی‌نفع می‌شود و آن را حمایت می‌کند. شرایط جنگی تداوم سلطه را تا چند دههٔ آینده تضمین می‌کند. گزاف نیست اگر بگوییم نظام سرمایه‌داری در راه‌اندازی و پیشبرد جنگ‌ها هماهنگ عمل می‌کند، زیرا سرمایه‌داری شرقی و غربی از آن سود می‌برد. اگر جنگ خاورمیانه فروکش کند، جنگ اوکراین و شعله‌های جنگ‌های دیگر می‌تواند فراهم شود، تا آنکه برای تخریب زیرساخت‌ها و شرایط آماده برای بازسازی باشد.

بازسازی خاورمیانه صدهامیلیارد دلار سود عظیم برای نظام سرمایه‌داری دارد و آن را به خود جذب خواهد کرد. این شرایط به‌خوبی روشن می‌سازد که جنگ در خاورمیانه ارتباطی با منافع مردم و مزدبگیران ندارد. از این زاویه است که مزدبگیران خودشان را به هر ترتیب که می‌توانند از این جنگ کنار می‌کشند و تنها به حمایت‌های مردمی از کشورهای [ملت‌های] مختلف بسنده می‌کنند حمایت‌ها در سال‌های گذشته از طریق سازمان‌ها و نهادهای مردمی و حقوق بشری دنیا در حمایت از غزه یا دیگر جنبش‌های مردمی منطقه که در دفاع از حقوق بشر به وجود آمده است تنها تکیه‌گاه مردم این جوامع است. هرگونه تکیه‌گاه دیگری که بخواهد در این شرایط به وجود آید چندان برای مردم منطقه سودمند نیست.

کانون مدافعان حقوق کارگر
۱۵ مرداد ۱۴۰۵

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: کودتای خیالی در تهران!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved