Skip to content
آگوست 6, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • کودتای خیالی در تهران!
  • ایران
  • دیدگاه‌ها

کودتای خیالی در تهران!

دیدگاه

جعفر بخشی بی‌نیاز

پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

در حالی که وعده‌های وحدت ملی و حفظ ثبات همچون شعارهای توخالی و فرسوده در روزنامه‌ها و تریبون‌ها تکرار می‌شود‌، واقعیتِ میدانی حکایت از چیزی کاملاً متضاد دارد: جنگی تمام‌‌عیار میان اجزای قدرت که در آن رَجُل سیاسی بیش از آنکه نگران سرنوشت کشور باشند در پی تسخیر بقایای قدرت و تعیین تکلیف برای یکدیگرند.

تازه‌ترین صحنهٔ این نمایش مضحک اظهارات محمدباقر خرازی است، مردی که به‌جای تدبیر و بهره‌مندی از درایتِ عاقلانه، زبان به تهدید علیه بقای دولت گشوده و در فکر فتح تهران است. ادعای خرازی مبنی بر اینکه دولت پزشکیان سال چهارم را نخواهد دید و دعوت به حملهٔ ۲۵۰هزار نفری به تهران برای سرنگونی «نظام» چیزی فراتر از یک تحلیل سیاسی ساده است. این دستورالعملی آشکار برای فروپاشی و نوعی کودتای خیابانیِ پوششی است.

وقتی چهره‌ای که مورد تأیید جریان‌های خاص کشور است و حمایت رجانیوز و رسایی را پشت سرش دارد از تهاجم به مرکز قدرت سخن می‌گوید، مشخص می‌شود که با جبهه‌ای منسجم روبه‌رو نیستیم، بلکه با مجموعه‌ای از گروه‌های پراکنده روبه‌روییم که در سایهٔ ترس از حذف شدن به‌دنبال سقوطِ اجباری‌اند تا شاید در میانهٔ ویرانه‌ها تکه‌ای از قدرت را به خود اختصاص دهند.

این سخنان نشان می‌دهد که وحدت- که مدام از آن دم می‌زنند- فقط یک کلاهک تبلیغاتی برای پوشاندنِ شکاف‌های عمیق در قدرت است. در واقع آنها نه به‌دنبال حفظ ثبات، بلکه به‌دنبال تغییر بازیگران در صحنه‌ای پُرآشوب‌اند. اما برای درک بهتر وضع روانی و فکری این جریان نباید از جزئیات مضحک و غریب آنها غافل شد. وقتی صحبت از سیاست می‌شود، اما ذهنیت‌ها در لایه‌هایی از امور غیرمرتبط مثل خرید باشگاه منچستر و تغییر نام آن به خیبر سیر می‌کند، مشخص می‌شود که با چه نوع روان‌‌شناسیِ قدرتی مواجهیم.

این نوع دنیای موازی، که در آن سیاست با آرزوهای شخصی و بازی‌های کودکانه گره خورده، نشان‌‌دهندهٔ بحران هویت است. اینها مردانی‌اند که در کشاکشِ جنگِ قدرت از واقعیت‌های تلخ اجتماعی و چالش‌‌های ساختاری دور شده‌اند و در جزایرِ خیالی خودشان به‌دنبال لکنت‌های قدرت می‌گردند.

واقعیت این است که در لایه‌های بالای قدرت وحدت وجود ندارد. آنچه می‌بینیم یک جنگِ قدرتِ بی‌ رحمانه است.

رجل‌های سیاسی که روزهای پیش از این از همکاری و وفاق سخن می‌گفتند امروز با زبان تهدید و دعوت به آشوب به جان یکدیگر افتاده‌اند. آنها می‌دانند که اگر دولت فعلی مستقر شود، فضا برای بازی‌های قدیمی آنها بسته خواهد شد. بنابراین، این تهدیدها نه از سرِ قدرت، بلکه از سرِ ناامیدی و فرسودگی است. آنها می‌خواهند با ایجاد آشوب قواعد بازی را تغییر دهند، چون می‌دانند در قواعدِ فعلی جایی برای بقای رؤیاهایِ مضحک و فرادست‌‌خواهانهٔ آنها باقی نخواهد ماند.

شعار وحدت فقط موریانه‌ای است که دارد ستون‌های این ادعای دروغین را آرام‌آرام می‌جود و از بین می‌برد.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: گزارشی دربارهٔ مرگ نیلوفر حدادی پس از بازداشت
Next: سازمان ملل متحد: سرکوب اقلیت‌های قومی در ایران تشدید شده است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved