Skip to content
آگوست 5, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نامهٔ سیامک امینی از زندان در نُهمین سال حبس در اوین
  • ایران
  • نوار متحرک

نامهٔ سیامک امینی از زندان در نُهمین سال حبس در اوین

ستمگر بس عبث پنداشت کُشتن هست درمانش، ولی تاریخ فردایی فروگیرد گریبانش. (سطری از شعر «چه اشباحی است در گردش بر این کُهسار آبی رنگ»، سرودهٔ زنده‌یاد احسان طبری)

چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴سالهٔ محبوس در زندان اوین، هم‌اکنون نُهمین سال زندان (از مجموع سال‌های زندانی بودن) را سپری می‌کند. او اکنون در حال سپری کردن حکم چهار سال و سه ماه حبسی است که از مرداد ۱۴۰۳ شروع شده است. او در دی‌ ۱۴۰۲ با هجوم مأموران به منزلش بازداشت و بعدتر به اتهام‌های «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی/خارجی» و «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به حبس و مجازات‌های تکمیلی محکوم شد.
این زندانی سیاسی پیش از این نیز بارها بازداشت و حبس شده است. در دههٔ شصت نیز او حدود پنج سال از زندگی‌اش را در زندان سپری کرد. سیامک امینی مبتلا به بیماری خودایمنی پوکی استخوان شدید مبتلاست. او بیش از یک سال است که به‌دلیل خودداری از پوشیدن لباس زندان از اعزام به بیمارستان و دریافت دارو و خدمات درمانی برای بیماری‌اش محروم مانده است.
سیامک امینی، فرزند محمد، متولد ۱۳۴۱، متأهل، ساکن تهران، دارای شغل آزاد، و از زندانیان سیاسی دههٔ شصت است که از نوروز ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۸ را در زندان سپری کرده بود. او اکنون در سالن ۱ بند هفت زندان اوین محبوس است.

متن نامه، که از روی فایل صوتی با صدای خود او پیاده شده است:

ستمگر بس عبث پنداشت کُشتن هست درمانش،
ولی تاریخ فردایی فروگیرد گریبانش

اینک که سپری می‌کنم نُهمین سال زندان را، گرچه فاصلهٔ چهل سال قبل با امروز به‌اندازهٔ عمری است، آن چیزی که همواره وجود دارد سرکوب، فشار، و کشتار، و بی‌توجهی به حقوق اولیهٔ زندانیان سیاسی-عقیدتی است، با این تفاوت که شکلش تغییر کرده است.

در هر دورهٔ زندان شاهد جنگ بودم، جنگی که بهانهٔ خوبی بود برای سرکوب هر صدای اعتراضی به بی‌عدالتی و فقر و فساد، و البته مخالفت با جنگ. چرا؟ چون جنگ جیبِ بزرگ‌سرمایه‌داران را هر روز پُرتر می‌کند و سفرهٔ خالی زحمتکشان را خالی‌تر. اینجاست که جملهٔ معروفِ «جنگ نعمت است» را در لحظه‌لحظه در زندان به نظاره نشسته‌ام.

هنوز لحظاتی از بمباران اوین توسط صهیونیست‌ها نگذشته بود، در جوابِ کمک زندانیان به پزشک‌ها و افراد آسیب‌دیده، ما را با پابند و دستبند و تهدید به زندان دیگری منتقل کردند. و فشارها در مواردی چون بهداشت و درمان، عدم اعزام به بیمارستان، حتی بیماران لاعلاج و تحت شیمی‌درمانی، اجباری‌تر شدنِ پوشیدن لباس فُرم زندان، و بستن پابند و دست‌بند جهت اعزام، افزایش احکام اعدام و حکم‌های زنجیری با بالاترین حد قابل‌تصور، بازرسی‌های بی‌مورد بدنی، و ورود پی‌درپیِ گارد به بندها، قطع ملاقات، نداشتن کتابخانه و کارگاه‌های کار، محدود کردن افراد در سالن‌های دربسته، پایین آمدن کیفیت و کمیّت غذای جیرهٔ دولتی، کاهش اجناس فروشگاه، نبود لوازم ورزشی، و موارد زیاد دیگری را شاهد هستم.

با وجود همهٔ این محدودیت‌ها، زندانیان سیاسی-عقیدتی همواره در دفاع از حقوق صنفی و سیاسی خود پافشاری کرده‌اند و موجی از فریاد هستند، موجی که همهٔ پلیدی‌ها و آلودگی‌ها را به ته دریا برده و به نابودی خواهد کشاند.
ما زندانیان وام‌دارِ قهرمان‌هایی هستیم که جان شیرین خود را در مبارزه با امپریالیسم، صهیونیسم، و ارتجاع فدا کرده و نزدیک به چهل سال از عمرشان را در همین سیاه‌چاله‌ها سپری کرده‌اند. بیش از یک قرن است که این پرچم با شهامت و مقاومتِ آنها برافراشته شده است و هرگز به زمین نخواهد افتاد، تا فتحِ قلهٔ آرزوها.

مرداد ۱۴۰۵

فایل صوتی:

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: سود بر فراز آتش: غول‌های نفتی در سه ماه ۹۳میلیارد دلار به جیب زدند
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved