امیرمحسن شاهشرقی
یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
در مقطعی که آمریکا مشغول انباشت ظرفیتهای نظامی جدید در منطقه برای حمله به ایران بود، اظهارات ذبیحالله مجاهد، سخنگوی وزارت خارجهٔ طالبان، مبنی بر همکاری با ایران در صورت حملهٔ آمریکا خبرساز شد. مجاهد طی جنگ موضع طالبان را تعدیل کرد و با استفاده از مفهوم «بیطرفی فعال» و دعوت دو طرف به خویشتنداری کوشید تا ضمن حمایت از ایران، به ایالات متحد آمریکا نیز پیامی آشتیجویانه مخابره کرده باشد. این نوع موضعگیری را باید برآیند مجموعهای از ملاحظات در طرف طالبان دانست که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میشود.
ملاحظات تحریککنندهٔ حمایت
مقابله با آمریکا و تحمیل عقبنشینی فضاحتبار ۲۰۲۱ به آن کشور یکی از ستونهای پرستیژ [وجهه] و اعتبار سیاسی طالبان است و این گروه در تلاشهایش برای تولید مشروعیت و حفظ پایگاه بر گرایشهای ضدّآمریکایی اتکایی ویژه دارد. افزون بر این، طالبان از زمان استقرار تا کنون بر توسعهٔ روابط با چین و روسیه، بهعنوان رقیبان آمریکا، تمرکز کرده و فارغ از ملاحظات ایدئولوژیک موجود در قندهار، عملگرایان کابل نیز حمایت از آمریکا و اسرائیل را در این جنگ پُرریسک قلمداد میکنند.
جمهوری اسلامی ایران، علیرغم طالبان را شناسایی رسمی نکرده است، در حوزههای گوناگون با طالبان به تعامل و همکاری پرداخته است و طالبان از تداوم این رویکرد تعاملی در صورت تغییر رژیم ایران مطمئن نیست. اشتراک مواضع ضدّآمریکایی در سالهای منتهی به خروج آمریکا و پس از آن جمهوری اسلامی ایران را از اعمال فشار غیرمتعارف بر طالبان منصرف کرده است و طالبان به تداوم معادله مذکور متمایل است.
ایران بزرگترین کشور پذیرندهٔ مهاجران رسمی و غیررسمی افغانستانی در دنیاست و طبعاً بخشی از درآمد این مهاجران از مبدأ ایران به آن کشور منتقل میشود. وابستگی معیشتی ساکنان افغانستان به حوالههای ارسالی از خارج از کشور پس از استقرار طالبان افزایش یافته است و در صورت گسترش بیثباتی در ایران، بسیاری از خانوارها در گذران روزمره دچار چالش خواهند شد.
در کنار حوالههای ارسالی، ایران یکی از مهمترین شریکان تجاری افغانستان است و بخش بزرگی از سوخت و کالای مصرفی افغانستان از ایران تأمین میشود. ضمن اینکه در سایهٔ تنشهای فزاینده میان پاکستان و طالبان، لجستیک تجاری افغانستان نیز به بندرهای جنوبی ایران وابستگی بیشتری پیدا کرده است.
جنگ، محاصره، یا حمله به زیرساختهای ایران در واقع به خلق نگرانیها و پیچیدگیهای جدید برای اقتصاد کمبنیهٔ افغانستان منجر خواهد شد و حکومت بر افغانستان را برای طالبان بیش از پیش سخت خواهد کرد.
نگرانی طالبان از بیثباتی در ایران تنها اقتصادی نیست. طالبان خود بهعنوان گروهی شبهنظامی و در کشاکش جنگ داخلی در افغانستان متولد شد و بخشی از فرایند رُشد تاریخیاش در دههٔ ۷۰ خورشیدی را مدیون حمایتهای پیدا و پنهانی است که گروههای جهادی به نام مبارزه با شوروی، از ایالات متحد آمریکا و عربستان و پاکستان دریافت کردند. تکرار این سناریو در محیط ایران با پشتیبانی غرب لزوماً به نفع طالبان تمام نخواهد شد.
ملاحظات تعدیلکنندهٔ حمایت
طالبان برای پایان دادن به حضور آمریکا در افغانستان دو دهه جنگیدهاند و اکنون تمرکز آنها بر تثبیت قدرت در داخل افغانستان است. در این مسیر، جلب پذیرش بینالمللی و تنشزدایی با آمریکا/اروپا برای طالبان هدفی مهم محسوب میشود.
طالبان قصد ندارند تلاشها برای رسمیتیابی و تنشزدایی با آمریکا را قربانی حمایت از همسایهای شیعه کنند و معتقدند تحریک خصومت آمریکا میتواند به شکل غیرمستقیم و در غالب تشدید حملههای پاکستان یا افزایش فشارهای مالی به تضعیف آنها منجر شود.
همچنین، باید توجه داشت که طالبان علیرغم اشتراک مواضع ضدّآمریکایی با ایران، در موضوعهای متعدد دوجانبه با ایران اختلاف دارند و مایل نیستند در معادلات منطقهیی بهعنوان بخشی از محور مقاومت یا متحدان ایران شناخته شوند. این حفظ فاصله بالاخص در سایهٔ حملههای تلافیجویانهٔ ایران به مواضع آمریکا در قلمرو اعراب حاشیهٔ خلیج فارس ضروریتر جلوه میکند.
جمعبندی
گروهی معتقدند که طالبان بهعنوان نیرویی ضدّآمریکایی این ظرفیت را دارند که در صورت آغاز جنگی گستردهتر، پشتیبان ایران باشند. چنین تحولی با توجه به ملاحظات طالبان بسیار بعید خواهد بود. دیگران معتقدند که طالبان در ازای کسب امتیازهای تعیینکننده (همچون به رسمیت شناخته شدن و رفع تحریم) علیه جمهوری اسلامی ایران وارد عمل خواهد شد. در این خصوص نیز دلایل کافی وجود ندارد و بعید است رهبری فعلی طالبان در قندهار چنین چرخشی را از حیث ایدئولوژیک بپذیرد. در مجموع، به نظر میرسد که بیطرفی فعال مسیری است که طالبان تا اطلاع ثانوی در منازعهٔ ایران و آمریکا دنبال میکند.
از وبگاه اندیشکدهٔ تهران