عکس از محسن ابوالقاسم. (تصویر آرشیوی افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
پیمان سلامتی، استاد پزشکی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی تهران
یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
چند روز پیش در مسیر اتوبان کرج به قزوین تابلویی بزرگ در حاشیهٔ جاده نظرم را جلب کرد.
بر روی آن، تصویر ۱۵ نفر از اعضای یک خانوادهٔ اهل کمالشهر کرج نقش بسته بود: چهرههای معصوم کودکان، زنان، جوانان، و سالمندانی که در جریان جنگ چهلروزه در کنار هم جان باخته بودند و از آنان بهعنوان بزرگترین خانوادهٔ شهید ایران در درگیریهای اخیر یاد شده بود.
آن تصویر روایتی عینی و دردناک از حقیقت ملموس این روزهاست، واقعیتِ عریان «نبردی نامتقارن» که در آن بار اصلی خسارتها و تلفات انسانی نه بر دوش ساختارهای نظامی، بلکه بر پیکر شهروندان بیدفاعی میافتد که توان و ابزاری برای صیانت از خودشان در برابر آسمانِ باز و آسیبپذیر ندارند.
بر اساس گزارش های رسمی، در دور سوم جنگ با آمریکا، دهها شهروند غیرنظامی جانشان را از دست داده و صدها تن مجروح شدهاند.
در مقابل این تلفات سنگین انسانی، پاسخها و اقدامات تقابلی کشور به پایگاههای نظامی دشمن اغلب در سامانههای دفاعی طرف مقابل رهگیری شده یا تلفات محدودی بر جای میگذارد.
در چنین شرایط نامتقارنی، پرسش اصلی این است: تا چه اندازه تداوم روندی که هزینهٔ اصلی آن از جان و سلامت غیرنظامیان پرداخت میشود با اصول اخلاقی و حقوقی سازگار است؟
ا. توزیع نامتقارن رنج و آسیبپذیری
در علوم سلامت، پیامدهای جنگ تنها با شمار کشتهها یا میزان تخریب فیزیکی سنجیده نمیشود، بلکه نحوهٔ توزیع رنج در میان گروههای مختلف جامعه نیز اهمیت بنیادین دارد.
نیروهای مسلح آمادهترین بخش هر جامعه و مجهز به امکانات حفاظتیاند؛ اما کودکان، زنان، سالمندان، و افراد دارای بیماریهای مزمن آسیبپذیرترین لایههای جامعه محسوب میشوند و در برابر جنگ تقریباً بیدفاعاند.
دانیل کالاهان، فیلسوف اخلاق، بر این نکته تأکید میکند که حفاظت از جان انسانها باید در کانون تصمیمگیریها قرار گیرد و هرگاه بار اصلی رنج بر دوش غیرنظامیان قرار گیرد، جامعه با چالش جدّی اخلاقی روبهروست.
هنگامی که عدمتقارن بهگونهای است که یک طرف با کمترین آسیب انسانی به عملیاتش ادامه میدهد و در سوی دیگر جامعه هزینه را با خون غیرنظامیان میپردازد، در واقع سرمایهٔ انسانی و زیستی کشور بهتدریج تحلیل میرود.
۲. اصل تفکیک، تناسب، و مسئولیت حکومت
در حقوق بینالملل ، دو اصل بنیادین وجود دارد: اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی و اصل تناسب.
بر پایهٔ این اصول، طرفهای درگیر موظفاند تا حد امکان از غیرنظامیان محافظت کنند و از اقداماتی که آسیب نامتناسب به آنان وارد میکند پرهیز شود.
از سوی دیگر، نخستین وظیفهٔ هر نظام حکمرانی پاسداری از حق حیات و حفاظت از سلامت شهروندان است.
آمارتیا سن، برندهٔ جایزهٔ نوبل و نظریهپرداز توسعهٔ انسانی، بر این نکته تأکید دارد که ارزش هر سیاست عمومی در نهایت با میزان گسترش آزادیها، کاهش رنج انسانها، و حفاظت از کرامت و جان آنان سنجیده میشود.
۳. آسیب اخلاقی
جنگ فقط جسم انسانها را زخمی نمیکند. مشاهدهٔ مکرر مرگ کودکان، ناتوانی در محافظت از غیرنظامیان، و احساس درماندگی در برابر رنج آنان وجدان اخلاقی خانوادهها و امدادگران و حتی کل جامعه را دچار فرسایش میکند، زخمی که آثار آن گاه سالها پس از پایان جنگ باقی میماند و اعتماد، همبستگی اجتماعی، و سلامت روان جامعه را تضعیف میکند.
در چنین شرایطی، حکومتها بیش از هر چیز در برابر جان کودکان، زنان، و دیگر غیرنظامیان بیدفاع مسئولاند.
جان کلام آنکه جنگ نامتقارن موجود مسئولیت اخلاقی بازنگری در سیاستها را دوچندان میکند، زیرا استمرار روندی که به تداوم آسیب دیدن غیرنظامیان میانجامد با اصول اخلاق و حقوق بشر سازگار نیست.
وظیفهٔ ما ارزیابی مستمر و مسئولانهٔ سیاستهایی است که مستقیماً بر جان و سلامت مردم اثر میگذارند، تا اجازه ندهیم سرمایهٔ انسانی و سلامت ایرانزمین بیش از این در آتش ناامنی فرسوده شود.
اکنون میتوان بار دیگر به آن تابلوی کنار اتوبان نگریست.
آن پانزده چهره فقط تصویر یک خانواده نیستند؛ آنان آینهای هستند که از ما میپرسند:
آیا از این رنج چیزی آموختهایم؟
آیندهٔ هر سرزمین را نه شمار موشکها، بلکه توان آن در حفاظت از جان کودکان و غیرنظامیانش رقم میزند.
اگر نتوانیم از آسیبپذیرترین شهروندانمان پاسداری کنیم، هیچ پیروزی نظامیای نمیتواند جای خالی آنان را پر کند.
از کانال تلگرام نویسنده