Skip to content
آگوست 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • وقتی دشمن محترم‌‌تر از مردم است!
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

وقتی دشمن محترم‌‌تر از مردم است!

دیدگاه

جعفر بخشی بی‌نیاز

جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵

در حافظهٔ تاریخی ملت‌ها لحظاتی وجود دارد که شکاف میان حکومت و جامعه به اندازه‌ای عمیق می‌شود که دیگر نه با شعار، نه با سرکوب، و نه با وعده‌های میان‌‌تهی دیگر پُر نمی‌شود. اما آنچه در تجربهٔ زیستهٔ ما برجسته است یک پارادوکسِ مُهلک و حیرت‌‌انگیز است. حکومتی که برای نشستن پای میزِ مذاکره با دشمنانِ ایدئولوژیک و سیاسی‌اش هزینه‌های نجومیِ جانی، مالی، و حیثیتی پرداخته در طول دهه‌ها حتی یک‌ بار تن به گفت‌وگو با مردمِ خودش نداده است. این رفتار نه خطای محاسباتی، که نشان‌‌دهندهٔ جهان‌‌بینیِ وارونه در حکمرانی است. خوب است که این تناقضِ آشکار را کالبدشکافی کنیم. دشمن به‌مثابهٔ رقیبِ هم‌‌ترازِ «مردم به‌مثابهٔ رعیتِ ناتوان» می‌ماند. حکومت وقتی با دشمن خارجی یا مخالف مسلحِ خودش گفت‌وگو می‌کند ناخودآگاه او را یک طرفِ قدرت به رسمیت می‌شناسد.

این مذاکرات هرقدر هم پُرهزینه باشد، یک منطقِ واقع‌‌گرایانه دارد. آنها می‌دانند که طرف مقابل ابزارِ ضربه زدن دارد. اما نگاه به مردم متفاوت است. در ذهنیتِ اقتدارگرایانه، مردمِ بی‌دفاع در جایگاهِ موضوعِ حکومت تعریف می‌شوند، نه طرفِ قرارداد. گفت‌وگو با مردم به معنایِ به رسمیت شناختنِ حقوقِ آنها و پذیرشِ نقد است، امری که برای ساختاری که تمامِ مشروعیتش را در گرو تک‌‌صدایی می‌بیند حکمِ خودکشیِ سیاسی دارد.

بحث بعدی سرمایه‌‌گذاری بر روی خصومت است و فرار از مشارکت. تاریخِ ما پُر است از هزینه‌هایی که برای دشمنی داده‌ایم. از فرسایشِ توانِ اقتصادی در جنگ‌های نیابتی و تحریم‌های کمرشکن تا انزوایِ دیپلماتیک. جالب اینجاست که حکومت این هزینه دادن را نوعی افتخار و ایستادگی می‌نامد. اما همین حکومت در برابرِ نقدِ یک دانشجو، یک کارگر، یا یک روزنامه‌‌نگار دچارِ رُعب و وحشت می‌شود. چرا ؟ چون در معادلاتِ آنها دشمنِ خارجی بیرونی است و می‌توان با او با زبانِ قدرت و معامله حرف زد. اما مردم درونی‌اند و گفت‌وگو با آنها یعنی مواجهه با آینه‌ای که تمامِ ناکارآمدی‌ها را به رخ می‌کشد.

وقتی حکومتی حاضر است با دستانی که به خونِ فرزندانِ این خاک آلوده است، یا به زعمِ خودشان با شیطانِ بزرگ، دست بدهد، اما از هم‌‌کلام شدن با مادری که نانِ شب ندارد یا جوانی که چشم‌‌اندازِ آینده‌اش ویران شده است طفره می‌رود، یعنی اخلاقِ حکمرانی به پایان رسیده است. این یعنی حکومت بقای خودش را نه در رضایتِ مردم، بلکه در موازنهٔ قدرت با دشمنانش جست‌وجو می‌کند. تاریخ بی‌‌رحم‌‌تر از آن است که چنین ریاکاریِ عریانی را فراموش کند.

حکومتی که برای حفظِ میزِ خودش حاضر است از منابعِ ملی برای راضی نگه داشتنِ دشمنِ خارجی هزینه کند، اما حتی از سرِ تکبر و ترس حاضر نیست یک دقیقه با صاحبانِ اصلیِ این سرزمین گفت‌وگو کند، در واقع حکمِ سقوطِ اخلاقیِ خودش را امضا کرده است. حقیقت این است آنان که از گفت‌وگو با مردم می‌هراسند نه به‌دلیلِ قدرت، که به‌دلیلِ تهی بودنِ دستشان از منطق و حقیقت است. و حتماً در تاریخ ثبت خواهد شد: حکومتی که با همهٔ دنیا حرف زد جز با مردم خودش.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: حملهٔ مجدد جمهوری اسلامی به مواضع نیروهای کُرد در عراق
Next: بیش از ۱۸هزار ماهواره در مدار زمین؛ عجیب‌ترین قوانین حاکم بر فضا چیست؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved