Skip to content
آگوست 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جنگ ۹۵ میلیارد دلاری، یا بازار هزاران میلیارد دلاری؟
  • اقتصادی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

جنگ ۹۵ میلیارد دلاری، یا بازار هزاران میلیارد دلاری؟

جنگ فقط باعث تولید موشک و بمب نمی‌شود، بلکه ریسک می‌آفریند؛ ریسک قیمت‌گذاری می‌شود؛ و همین قیمت‌گذاری به ‏خلق دارایی‌های مالی، اعتبار، و سرمایهٔ‌ تازه می‌انجامد.‏

الف. هوش‌یار

پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵

چکیده
وقتی مجلس نمایندگان آمریکا چارچوب بودجهٔ ۹۵میلیارد دلاری برای تأمین مالی جنگ با ایران را تصویب کرد، تقریباً همهٔ رسانه‌ها روی یک موضوع تمرکز کردند:  ۹۵میلیارد دلار هزینهٔ جنگ، رقمی که قرار است صرف موشک، سامانه‌های دفاعی، لجستیک، جابه‌جایی نیروها، و بازسازی انبارهای تسلیحاتی شود.

اما این تنها بخشی از داستان است.

اگر جنگ را فقط از دریچهٔ بودجه‌های نظامی ببینیم، شاید مهم‌ترین تحول اقتصاد معاصر را نبینیم. جنگ در سرمایه‌داری مالی امروز فقط مصرف‌کنندهٔ پول نیست، تولیدکنندهٔ ریسک هم است. ریسک مدت‌هاست که خودش به کالایی قابل قیمت‌گذاری و معامله تبدیل شده است و این شاید یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های اقتصاد جنگ در قرن بیست‌ و یکم با قرن گذشته باشد.

از اقتصاد کالا تا اقتصاد ریسک

اقتصاد جنگ در قرن بیستم عمدتاً اقتصاد تولید کالا بود. دولت‌ها تانک، هواپیما، کشتی، موشک، و مهمات سفارش می‌دادند. کارخانه‌ها تولید می‌کردند، و سود اصلی در همین تولید صنعتی شکل می‌گرفت. اصطلاح مشهور «مجتمع نظامی–صنعتی» نیز دقیقاً از همین واقعیت سرچشمه گرفت.

اما امروز لایهٔ تازه‌ای بر این ساختار افزوده شده است، زیرا که سرمایه‌داری مالی فقط کالا تولید نمی‌کند، بلکه آینده را نیز به کالا تبدیل کرده و قیمت‌گذاری می‌کند.

سهام سودِ آینده را معامله می‌کند، و اوراق قرضه درآمدهای آینده را.
بازار «اختیارِ معامله»[۱] احتمال تغییر قیمت‌های آیندهٔ را معامله می‌کند، و بازار «مشتقات»[۲]، آیندهٔ ریسک را.

در چنین اقتصادی جنگ دیگر فقط موشک تولید نمی‌کند، ریسک تولید می‌کند. و همین ریسک به منبعی برای خلق ارزش مالی تبدیل می‌شود.

یک موشک چند میلیون دلار؛ یک بحران چند تریلیون دلار

فرض کنید موشکی شلیک می‌شود که هزینهٔ تولیدش چند میلیون دلار است.

در همان لحظه چه اتفاقی در بازارهای مالی رخ می‌دهد؟ قیمت نفت تغییر می‌کند. قیمت سهام شرکت‌های دفاعی افزایش می‌یابد. سهام شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی دوباره قیمت‌گذاری می‌شود. بیمه‌گران ریسک‌هایشان را بازنگری می‌کنند. حق بیمهٔ نفت‌کش‌ها افزایش می‌یابد. بازار ارز واکنش نشان می‌دهد. اوراق قرضهٔ دولت‌ها تغییر قیمت می‌دهد. و مهم‌تر از همه، میلیون‌ها قرارداد مشتقه دوباره ارزش‌گذاری می‌شود.

در این لحظه دیگر صحبت از چند میلیون دلار هزینهٔ یک موشک نیست، بلکه صحبت از بازقیمت‌گذاری دارایی‌هایی است که ارزش اسمی آنها به صدها میلیارد یا حتی تریلیون‌ها دلار می‌رسد.

به بیان دیگر، جنگ فقط باعث تولید و مصرف کالاهای نظامی نمی شود، بلکه شبکه‌ای عظیم از قیمت‌‌ها را نیز در بازار مالی به حرکت درمی‌آورد.

بازاری که آینده را معامله می‌کند

بزرگ‌ترین بازار مالی جهان بازار سهام نیست. حتی بازار اوراق قرضه هم نیست. بزرگ‌ترین بازار بازار مشتقات است. ارزش اسمی این بازار به صدها تریلیون دلار- بله صدها هزار میلیارد دلار- یعنی چندبرابر کل تولید ناخالص داخلی جهان می رسد.

البته این به معنای وجود صدها تریلیون دلار ثروت واقعی نیست. بخش عمدهٔ این ارقام ارزش اسمی قراردادهاست، اما همین مقیاس نشان می‌دهد که اقتصاد امروز بیش از هر چیز بر قیمت‌گذاری آینده استوار است.

جالب آنکه فقط در سه‌ ماه نخست سال ۲۰۲۶ بیش از ۳۸میلیارد قرارداد مشتقه در بورس‌های جهان معامله شد. از این میان، نزدیک به ۲۸٫۶میلیارد قرارداد اختیار معامله بود. یعنی فعالان بازار میلیاردها بار روی آیندهٔ قیمت‌ها، آیندهٔ ریسک، و آیندهٔ نوسان شرط بستند[۳].

این اعداد نشان می‌دهد که اقتصاد مالی امروز بیش از آنکه اقتصاد کالا باشد، اقتصاد خرید و فروش آینده است.

جنگ چگونه ریسک تولید می‌کند؟

هر بحران ژئوپلیتیک هم‌زمان چند نوع ریسک ایجاد می‌کند: ریسک افزایش قیمت نفت و انرژی؛ ریسک اختلال در زنجیرهٔ تامین؛ ریسک حمل‌ونقل دریایی؛ ریسک بیمه؛ ریسک نرخ تبدیل ارز؛ ریسک اعتباری؛ و ریسک سرمایه‌گذاری. هر یک از این ریسک‌ها بلافاصله قیمت پیدا می‌کند. و در اقتصاد سرمایه‌داری معاصر، وقتی چیزی قیمت پیدا کرد، می‌تواند معامله شود.

به همین دلیل، در جریان تشدید تنش‌های خاورمیانه، بورس بین‌قاره‌ای [۴] رکوردهای تازه‌ای ثبت کرد. میلیون‌ها قرارداد آتی (future) و اختیار معاملهٔ (option) انرژی تنها در چند روز دست‌به‌دست شد و «بهرهٔ باز» [۵] قراردادهای انرژی به بالاترین سطح تاریخی رسید.

باید دقت داشت که در اینجا آنچه خرید و فروش می‌شود خود نفت نیست، بلکه آیندهٔ نفت است.
خودِ جنگ نیست، بلکه احتمال گسترش جنگ است.
خودِ بحران نیست، بلکه قیمت بحران است.

از واکنش به جنگ تا سرمایه‌گذاری روی جنگ

در اینجا پرسشی مهم مطرح می‌شود: آیا بازارهای مالی صرفاً به جنگ واکنش نشان می‌دهند یا خودشان نیز می‌توانند در شکل دادن به آغاز و مسیر ادامهٔ جنگ نقش داشته باشند؟

این پرسش را نباید با نظریه‌های ساده‌انگارانه پاسخ داد. جنگ‌ها محصول مجموعه‌ای پیچیده از رقابت‌های ژئوپلیتیک، منافع امنیتی، اختلاف‌های تاریخی، ایدئولوژی، فناوری، سیاست داخلی، و محاسبات قدرت‌اند. اما در این پیچیدگی نقش سرمایه نیز بسیار برجسته است.

سرمایه، در همهٔ حوزه‌های اقتصاد، می‌کوشد بر عواملی اثر بگذار که سود آیندهٔ آن را تعیین می‌کنند.

● شرکت‌های نفتی برای سیاست‌های انرژی لابی می‌کنند.
● شرکت‌های فناوری بر مقررات دیجیتال اثر می‌گذارند.
● صنایع دارویی بر سیاست‌های سلامت اثر می‌گذارند.

پس عجیب نیست اگر صنایع دفاعی، مؤسسات مالی، شرکت‌های روابط عمومی، اندیشکده‌ها، و گروه‌های فشار نیز برای اثرگذاری بر سیاست‌های امنیتی، بودجه‌های دفاعی، تحریم‌ها، یا ارزیابی تهدیدها فعال باشند. وقتی آیندهٔ بحران به دارایی مالیِ قابل معامله تبدیل می‌شود، انگیزهٔ اقتصادی برای اثرگذاری بر همان آینده نیز پدید می‌آید.

در چنین شرایطی، مرز میان «واکنش به بحران» و «تلاش برای شکل دادن به مسیر بحران» کم‌رنگ می‌شود.

اقتصاد نوسان[۶]

در اقتصاد صنعتی، کارخانه‌ها کالا تولید می‌کردند. در اقتصاد مالی، بحران‌ها نوسان تولید می‌کنند. و نوسان خودش به دارایی اقتصادی تبدیل شده است.

بسیاری از معامله‌گران نه از افزایش قیمت نفت سود می‌برند و نه از کاهش آن. آنچه برایشان اهمیت دارد شدت نوسان و حرکت قیمت‌هاست. هرچه نوسان بیشتر باشد، فرصت‌های بیشتری برای معامله، پوشش دادن ریسک (بیمه)، سفته‌بازی، و کسب سود پدید می‌آید. به همین دلیل، بحران‌های ژئوپلیتیک فقط بازار تجهیزات نظامی یا نفت را تکان نمی‌دهد، بلکه کل اقتصاد ریسک و نوسان را فعال می‌کند.

۱۵۰۰ میلیارد دلار تضمین مورد نیاز

پس از جهش شدید قیمت گاز و برق در اروپا در سال ۲۰۲۲ (در پی جنگ اوکراین)، قیمت قراردادهای مشتقهٔ انرژی به‌شدت نوسان کرد.

● اتاق‌های پایاپای (Clearing Houses) برای اطمینان از ایفای تعهدهایشان از معامله‌گران و شرکت‌های انرژی خواستند وثیقه (Collateral) بیشتری بگذارند.
● برآورد شرکت اکوینور (Equinor) نروژ این بود که شرکت‌های انرژی اروپا برای پاسخ دادن به این درخواست، به بیش از ۱٫۵تریلیون یورو نقدینگی یا تضمین نیاز دارند، رقمی که حتی شرکت‌های بزرگ نیز به‌راحتی در اختیار نداشتند.[۷]

این رقم حیرت‌آور است، چون هیچ نیروگاهی منفجر نشده بود. هیچ خط لوله‌ای نابود نشده بود. تنها افزایش ریسک و نوسان قیمت‌ها باعث شد بازار مشتقات ناگهان به حدود ۱٫۵تریلیون یورو وثیقهٔ اضافی نیاز پیدا کند. 

بودجهٔ ۹۵میلیارد دلاری فقط حلقهٔ ابتدایی زنجیره است

به همین دلیل، بودجهٔ ۹۵میلیارد دلاری آمریکا را نباید صرفاً هزینه‌ای نظامی دانست. این رقم نخستین حلقهٔ زنجیره‌ای است که از کنگره آغاز می‌شود و تا کارخانه‌های اسلحه‌سازی، بازار سهام، بانک‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، شرکت‌های بیمه، بازارهای مشتقه، و حتی بازار انرژی امتداد پیدا می‌کند.

قراردادهای دفاعی ممکن است صدها میلیارد دلار سفارش ایجاد کنند. همین سفارش‌ها ارزش بازار شرکت‌ها را ده‌ها میلیارد دلار افزایش می‌دهد. همان افزایش ارزش اعتبار تازه خلق می‌کند. اعتبار تازه سرمایه‌گذاری جدید را ممکن می‌سازد. و همهٔ این فرایندها بار دیگر به بازارهای مالی بازمی‌گردند.

از مجتمع نظامی–صنعتی تا مجتمع نظامی–مالی

دوایت آیزنهاور در پایان دورهٔ ریاست‌جمهوری‌اش در مورد قدرت «مجتمع نظامی–صنعتی» هشدار داد که ائتلافی از ارتش، سیاست، و صنایع دفاعی/نظامی است که می‌تواند بر تصمیم‌های عمومی اثر بگذارد. امروز، شصت سال بعد، آن سال‌ها، این ساختار نه از میان رفته و نه کوچک‌تر شده است، بلکه لایه‌های تازه‌ای به آن افزوده شده است:

● بازارهای سرمایه
● بانک‌های سرمایه‌گذاری
● صندوق‌های پوشش ریسک
● بازارهای مشتقه
● شرکت‌های بیمه
● نهادهای رتبه‌بندی
● اندیشکده‌ها
● شرکت‌های روابط عمومی

این شبکه جنگ را فقط رخدادی نظامی نمی‌بیند؛ آن را تولیدکنندهٔ ریسک، نوسان، و فرصت‌های تازهٔ قیمت‌گذاری نیز می‌نگرد. شاید به همین دلیل باشد که در سرمایه‌داری مالی امروز جنگ فقط در میدان نبرد آغاز نمی‌شود. بخشی از آن، بسیار پیش‌تر، در بازارهایی آغاز می‌شود که آینده را قیمت‌گذاری می‌کنند. و شاید مهم‌ترین ویژگی عصر ما همین باشد: دیگر فقط کالاها خرید و فروش نمی‌شوند. خودِ آینده نیز همچون کالا معامله می‌شود.


[۱] اختیار معامله (option) یک ابزار مشتقه در مالیه است. اختیار معامله قراردادی قانونی است که فروشنده به خریدار در ازای مبلغ معیّنی می‌فروشد. خریدار این قرارداد آنگاه این اختیار را به دست می‌آورد که دارایی (اعم از سهام یا کالا) را تا مدت مشخصی به مبلغی تعیین‌شده‌ بخرد یا بفروشد.

[۲] بازار یا قرارداد مشتقه (Derivative Contract) قراردادی مالی است که ارزشش از دارایی‌های دیگری مانند سهام، طلا، ارز، یا نفت گرفته می‌شود. این قرارداد به فرد امکان می‌دهد بدون مالکیت مستقیم دارایی، روی تغییرات قیمت آن دارایی شرط‌بندی کند یا ریسکش را مدیریت کند.

[3] Futures Industry Association (FIA). ETD Volume – March 2026. FIA ETD Tracker & Global Exchange-Traded Derivatives Statistics, April 2026.

[۴] بورس بین‌قاره‌ای یا اینترکانتیننتال اکسچنج (Intercontinental Exchange, ICE) یک شرکت آمریکایی است که دارای مبادلات برای بازارهای مالی و بازار کالا است و دوازده تبادل نظارتی و بازار را اداره می‌کند که شامل بازار معاملات آتی در ایالات متحد آمریکا و کانادا و اروپا، بورس اوراق بهادار بورس نیویورک، و بازار انرژی، اعتباری، و سهام فرابورس است.

[5] Open Interest

[۶] نوسان (Volatility) میزان تلاطم، شدت، و سرعت تغییرات قیمت هر دارایی در بازارهای مالی است. دو نوع اصلی آن شامل نوسان تاریخی (گذشتهٔ بازار) و نوسان ضمنی (انتظارات آینده) است.

[7] https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0378426626000749

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: اعدام: درمان یا تشدید بیماری؟
Next: فرصت بر هم زدن گفت‌وگو برای برقراری صلح را باید از جنگ‌طلبان گرفت
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved