سعید مدنی
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵
۱- نقشهی خونین فقر و نابرابری در ایران
@iranfardamag
▪️بنا بر گزارش سخنگوی قوهی قضاییه (۲۹/۱۱/۱۴۰۴) در جریان اعتراضات دیماه در ۳۱ استان دستکم برای حدود ۱۰هزار و ۵۳۸ نفر بازداشتشده قرار جلب دادرسی صادر شد. در زندان فرصت یافتم با تعدادی از بازداشتشدگان دیماه از نزدیک گفتوگو کنم. پس از آن هم گزارشهایی از دیگر دوستان زندانی در دیگر زندانها که از نزدیک با انبوه جوانان بازداشتشده در ارتباط بودند شنیدم. در مجموع چند ویژگی وجه اشتراک بازداشتشدگان را تشکیل میداد: ۱) اکثریت قریب بهاتفاق به گروه سنی جوان در حد فاصل ۱۸ تا ۳۰ سال قرار داشتند، اگرچه در میان آنها جمعی کمتر از ۱۸ سال و میانسال نیز بودند؛ ۲) اکثریت قریب بهاتفاق از گروههای کمدرآمد یا متوسط فقیر بودند. در تهران عاملیت طبقهی متوسط فقیر در دامنهی وسیع اعتراضات در محلاتی مثل اسلامشهر در جنوب، نازیآباد در مرکز، تهرانپارس در شرق و صادقیه و ستارخان در غرب تهران بهروشنی قابلمشاهده بود. ۳) اغلب بازداشت شدگان بیکار یا دارای مشاغل با درآمد پایین مثل رانندهی اسنپ، پیک باربر، شاگرد مغازه یا کارگر و مکانیک بودند. ۴) اغلب تحصیلات دیپلم و کمتر داشتند و ترک تحصیل کرده بودند. ۵) بخش قابلتوجهی از بازداشتشدگان تهران مهاجر از دیگر شهرها بودند. در گزارش مدیر عامل بهشت زهرا آمده که بیش از ۵۰ درصد اجساد جانباختگان در تهران برای خاکسپاری به شهرستانها اعزام شدند (دنیای اقتصاد ۳/۱۱/۱۴۰۴). در گزارشی که «معاونت تبلیغ حوزه علمیه» بر اساس نمونهای از بازداشتشدگان دی ماه منتشر کرده، نتیجه گرفته که مهمترین مشخصههای آنها مرد، جوان، مجرد، کمتحصیل، بدون سابقهی کیفری، و متعلق به طبقهی متوسط و فقیر بوده است (روزنامه اعتماد ۹/۱۱/۱۴۰۴). بهرغم سهم پایین زنان در اعتراضات دیماه در مقایسه با اعتراضات «مهسا» بنا بر برخی شواهد سهم زنان از جانباختگان دیماه بیشتر از سهم آنان از جانباختگان خیزش مهسا بوده است (حاجی زادگان ۱۴۰۵). به تصور من اگر بخواهیم این مجموعه را در قالب الگوهای جنبشی گذشته جای دهیم، میتوان آن را تداوم جنبش جوانان در ایران محسوب کرد.
🔸در ایران از حدود ۲۴ میلیون جمعیت ۱۵ تا ۳۴ سال دستکم ۱۲ میلیون نفر یعنی ۱۴ درصد جمعیت کشور نه تحصیل میکنند و نه شاغل هستند. شواهد نشان میدهد که موتور اصلی اعتراضات دیماه این گروه بودند. این جمعیت قابلتوجه و پرانرژی در بستر اجتماعی زندگی میکنند که در آن کمترین امیدی به بهبود وضعیت اشتغال و آینده ندارد. در فاصلهی سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴ حدود ۲۰۰هزار نفر به خالص اشتغال اضافه شده که معادل ۳۳هزار نفر در سال است؛ در همین حال، دستکم سالانه حدود ۷۵۰هزار نفر به جمعیت بالاتر از ۱۵ سال اضافه میشود که وضعیت موجود پاسخی به مطالبهی آنها برای اشتغال ندارد. از دیگر مختصات بستری که این جمعیت جوان بیکار و خارج از تحصیل در آن به سر میبرد تورم ساختاری ۷۰-۸۰ درصدی و بیشتر است که گروههای متوسط را به زیر خط فقر میکشاند و گروههای فقیر را به فلاکت و در همان حال شکاف فقیر و غنی و نابرابری را آن چنان عمیق میکند که هیچ آیندهی روشنی را برای تحرک طبقاتی و اجتماعی به جا نمیگذارد. این سطح از نابرابری در سطح جهان کمنظیر است. در کنار اینها فساد عمیق ساختاری و تبعیضهای جدی، این جامعهی جوان را عاصی و شورشی کرده و نیروی محرک و شریک در هر اعتراض اجتماعی علیه وضع موجود.
▪️علاوه بر این، انگیزههای حاصل از نارضایتی اقتصادی، جنبش جوانان فراطبقاتی است و سالهاست برای اعتراض به تحمیل سبک زندگی مبارزه میکند و از این منظر هم نقش مهمی در جنبش مهسا داشت. همان طور که نوشته بودید، طبقهی متوسط فقیرشده هم انگیزههای زیادی برای اعتراض داشته و در واقع برای بقای خود جنگیده است. بنا بر برخی برآوردها در حالی که طبقهی متوسط در دههی ۱۳۸۰ دوسوم جمعیت را تشکیل میداد، این نسبت در دههی ۱۴۰۰ به حدود یکسوم جمعیت کاهش یافته است. میانگین هزینهی خانوارهای ایرانی در فاصلهی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ حدود ۱۰ درصد کاهش یافته که بیشترین کاهش به دهکهای یکم تا پنجم و پس از آن ششم تا نهم اختصاص داشته است. ازاینرو، به قول آقای امین بزرگیان «نقشهی اعتراضات در ایران نقشهی فقر است.» نکتهی نگرانکننده آن است که این تضعیف روزافزون طبقهی متوسط از نقش متعادلسازی و خشونتپرهیزی و مقاومتمدنی آن در جنبشها بکاهد و به این ترتیب امکان پدیدآیی شورشهای کور را در ایران افزایش دهد؛ پدیدهای که میتواند به تقویت اقتدار حاکم منجر شود، سرکوب را تشدید کند و به جنبش دموکراتیک ایران ضرباتی وارد کند. برای مثال به نظرم اگر حضور طبقهی متوسط در جنبش زن، زندگی، آزادی نبود، شاید جنبش چنین دستاوردهای تحسینبراگیزی به همراه نمیآورد، زیرا احتمال تداوم و شکوفاییاش کمتر میشد.
#ایران_فردا
#نامه_چهارم
#آصف_بیات #سعید_مدنی
