سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵
دولت ترامپ با افزودن شرطهای سیاسی جدید، از جمله پیوند دادن توافق هستهیی با عربستان به امضای «پیمان ابراهیم»، بار دیگر توجهها را به مسئلهٔ «پیمانشکنی» آمریکا جلب کرده است.
همزمان، تازهترین نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو (Pew) نکتهای قابل تأمل را نشان میدهد: در نظرسنجی سال ۲۰۲۶ در میان ۳۶ کشور و منطقه، برای نخستین بار میزان محبوبیت چین از آمریکا پیشی گرفته است و پاسخدهندگان «نااطمینانی» و «غیرقابل اعتماد بودن» را از مهمترین دلایل نگاه منفیشان به آمریکا عنوان کردهاند که میتواند تصویری از علت واقعی کاهش اعتبار آمریکا حتی در میان متحدانش ارائه دهد.
وزارت انرژی آمریکا و مقامهای عربستان سعودی اخیراً در بیانیههایی جداگانه اعلام کردند که دو کشور توافقی ۳۰ ساله به ارزش دهها میلیارد دلار برای «همکاری صلحآمیز هستهیی» امضا کردهاند. اما تنها یک روز پس از امضای این توافق دونالد ترامپ با انتشار پیامی در یکی از شبکههای اجتماعی شرط تازهای را به اجرای آن اضافه کرد و گفت این توافق باید به پیوستن عربستان به «پیمان ابراهیم» و عادیسازی روابط با اسرائیل مشروط شود. کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، نیز بهصراحت اعلام کرد که در صورتی که عربستان این شرط را نپذیرد، توافق امضاشده لغو خواهد شد.
به این ترتیب، توافقی که حتی «تاریخی» توصیف شده بود، فقط ظرف ۲۴ ساعت با مطرح شدن شروط سیاسی جدید در معرض خطر لغو شدن قرار گرفت. این رخداد را نمیتوان صرفاً اشتباه لفظی یا موضعی اتفاقی دانست، بلکه بازتابی از رویکردی دیرینه در دیپلماسی آمریکا است: پیوند دادن همکاریهای اقتصادی و فنی با هدفها و خواستهای سیاسی.
خواست عربستان روشن است: دستیابی به انرژی هستهیی. این کشور که در مسیر گذار از منابع انرژی سنّتی به راهبردهای جدید انرژی حرکت میکند به فناوری هستهیی برای نیازهای داخلیاش نیاز دارد. با این حال، آمریکا این موضوع را از زاویهای متفاوت بررسی میکند.
دولت ترامپ تلاش میکند از نیاز هستهیی عربستان بهعنوان اهرمی برای وادار کردن عربستان سعودی به پیوستن به «پیمان ابراهیم» و عادیسازی روابط با اسرائیل استفاده کند. دولت آمریکا حتی برای رسیدن به این هدف به اتهام احتمالی «استاندارد دوگانه» بیاعتنا مانده است، زیرا از یک سو به عربستان اجازه میدهد دربارهٔ فعالیتهای غنیسازی اورانیوم و بازفراوری پلوتونیم در خاک خودش، بدون پیوستن به پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اقدام کند، اما از سوی دیگر به بهانهٔ جلوگیری از اشاعهٔ هستهیی ایران را زیر تحریم و فشار قرار میدهد.
از ویتنام تا افغانستان، از عراق تا خاورمیانهٔ امروز، آمریکا بارها همکاریهای اقتصادی، کمکهای فنی، و حتی کمکهای انساندوستانه را به ابزار فشار تبدیل کرده و آنها را به شروط سیاسی گره زده است. اما هزینهٔ این رویکرد بهتدریج آشکار میشود: اعتماد جهان حتی در میان متحدان آمریکا در حال کاهش است و قدرت نرم آن کشور با چالشی جدّی روبهرو شده است.
نظرسنجی سالانهٔ مرکز تحقیقات پیو که در ژوئیه ۲۰۲۶ (مرداد ۱۴۰۵) منتشر شد نکتهای شایان توجه را نشان میدهد. در میان ۳۶ کشور و منطقهٔ مورد بررسی، برای نخستین بار در بیشتر موارد نگاه مثبت به چین از آمریکا پیشی گرفته است. در ۲۰ کشوری که دادههای قابل مقایسه وجود دارد، میزان نگاه مثبت به آمریکا از ۵۸درصد در سال ۲۰۲۳ به ۳۶درصد کاهش یافته، در حالی که این رقم برای چین به ۴۶درصد رسیده است. این تغییر در میان متحدان سنّتی آمریکا مانند کانادا، استرالیا، فرانسه، و آلمان نیز چشمگیر بوده است.
این گزارش نشان میدهد که کاهش محبوبیت آمریکا با عواملی مانند جنگ با ایران، افزایش تعرفههای گمرکی و تجاری، و کاهش کمکهای خارجی ارتباط دارد. در مقابل، چین را بسیاری از پاسخدهندگان نیرویی برای ثبات میبینند که در مناطق مختلف جهان، از جمله جنوب شرق اروپا، جنوب آسیا، و آفریقا، از طریق سرمایهگذاری در زیرساختها و همکاریهای بدون شرط سیاسی تصویرش را بهبود بخشیده و تقویت کرده است. دلیل عمیقتر این روند آن است که چین بهطور مستمر همکاری و کمکهایش را بدون پیوند زدن آنها به شروط سیاسی ارائه میکند، در حالی که «نااطمینانی» و «غیرقابل اعتماد بودن» آمریکا بهتدریج قدرت نرم انباشتهشدهٔ آن کشور را ضعیف میکند.
بحران شرطگذاری در توافق هستهیی آمریکا و عربستان نمونهٔ کوچکی از روندی گستردهتر است. وقتی یک توافق همکاری هستهیی غیرنظامی را رئیسجمهوری آمریکا میتواند فقط ظرف ۲۴ ساعت به شروط سیاسی جدید وابسته کند و توافق با تهدید لغو شدن روبهرو میشود، این پرسش مطرح میشود که چه کسی همچنان میتواند به وعدههای آمریکا اعتماد کند؟ محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، آبانماه سال گذشته بهروشنی اعلام کرده بود که جنگ غزه باعث افزایش احساسات ضدّاسرائیلی در میان مردم عربستان شده و آن کشور در چنین شرایطی آمادهٔ عادیسازی روابط با اسرائیل نیست. ترامپ نیز پس از مطرح کردن شرط جدید، حتی گفتوگویی با ولیعهد عربستان نداشته است. رویکرد «امضای توافق و سپس افزودن شرطهای جدید» را نمیتوان دیپلماسی دانست، بلکه بیشتر به اعمال فشار و زورگویی شباهت دارد.
تجربهٔ تاریخی نشان داده است که دیپلماسی مبتنی بر منطق سلطه (هژمونیک) را سرانجام بیاعتباری ذاتیاش خواهد بلعید.
برگرفته از گزارش وبگاه خبرگزاری سیجیتیان فارسی