Skip to content
آگوست 18, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • خواست‌اندیشی: وقتی آرزو جای واقعیت را می‌گیرد
  • علوم اجتماعی
  • نوار متحرک

خواست‌اندیشی: وقتی آرزو جای واقعیت را می‌گیرد

الف. هوش‌یار

جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵

ذهن انسان ممکن است بارها و بارها با خودش فکر کند: «اگر فقط بیشتر بخواهیم، شاید جهان هم همان‌طور که ما می‌خواهیم ‏پیش برود.» روان‌شناسان به این گرایش می‌گویند خواست‌اندیشی‎ (Wishful Thinking‏)، تمایل به اینکه جهان را نه ‏آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه ببینیم که دوست داریم باشد. آیا باور به امکان به رهایی‌بخشی تجاوز نظامی به کشورمان یکی ‏از جلوه‌های همین گرایش نبوده است و نیست؟

خواست‌اندیشی لزوماً به معنای ناآگاهی یا کم‌هوشی نیست. اتفاقاً بسیاری از آدم‌های باهوش نیز گرفتارش می‌شوند. تفاوت در ‏این است که باهوش‌ها معمولاً دلایل پیچیده‌تر و قانع‌کننده‌تری برای دفاع از خواست‌هایشان پیدا می‌کنند.

یکی از آزمایش‌های جالبی که سال‌ها پیش توجه روان‌شناسان را جلب کرد به‌ظاهر هیچ ارتباطی با سیاست نداشت. ‏پژوهشگران از کودکان خواستند اندازهٔ چند سکه را با دایره‌های متفاوتی که روی کاغذ کشیده شده بود مقایسه کنند. نتیجه ‏عجیب بود. بسیاری از کودکان، به‌ویژه کودکانی که از خانواده‌های فقیرتر بودند، سکه‌ها را بزرگ‌تر از اندازهٔ واقعی‌شان ‏می‌دیدند.‏

البته سکه‌ها واقعاً بزرگ‌تر نشده بودند؛ آنچه تغییر کرده بود ادراک کودکان بود. کسی که پول ارزش و اهمیت بیشتری برایش ‏دارد ذهنش نیز آن را «بزرگ‌تر» می‌بیند. این آزمایش نشان داد که حتی ادراک سادهٔ ما از جهان کاملاً خنثی و بی‌طرف ‏نیست؛ خواست‌ها و نیازهای ما نیز در آن دخالت می‌کنند.‏

وقتی این اتفاق دربارهٔ چند سکه رخ می‌دهد، تصور کنید در سیاست، جایی که پای قدرت، هویت، آرمان، ترس، و امید در میان ‏است، ذهن انسان چه اندازه می‌تواند از خواست‌هایش تأثیر بپذیرد.‏

خواست‌اندیشی در سیاست معمولاً به‌شکل دیگری ظاهر می‌شود. هر گروه نشانه‌هایی را که به سود روایت خودش باشد ‏بزرگ می‌کند و نشانه‌های مخالف را کوچک می‌بیند یا نادیده می‌گیرد.‏

هواداران یک حزب ممکن است با دیدن یک نظرسنجی بگویند:‏ ‏«این آغاز پیروزی قطعی ماست.»‏
در همان لحظه، طرف مقابل همان نظرسنجی را شاهدی بر ساختگی بودن کل نظرسنجی برای کتمان شکست رقیب بداند.

داده‌ها یکی است، اما دو ذهن دو برداشت متفاوت از آن دارند.‏

این همان جایی است که روان‌شناسان از «استدلال انگیخته» سخن می‌گویند. ذهن انسان ابتدا نتیجه‌ای را که دوست دارد برمی‌گزیند و مال خود می‌کند و سپس به دنبال استدلال‌هایی برای دفاع از آن می‌گردد. ما معمولاً خیال می‌کنیم ابتدا شواهد را می‌بینیم و بعد ‏نتیجه می‌گیریم، اما در بسیاری از موضوع‌های سیاسی این ترتیب وارونه است: نخست نتیجهٔ مطلوب برگزیده می‌شود و بعد ‏شواهد برای تأیید آن جست‌وجو می‌شود.‏

به همین دلیل است که گاهی دو نفر یک سخنرانی، یک انتخابات، یا حتی یک جنگ را می‌بینند، و هر کدام با اطمینان می‌گوید که ‏‏«واقعیت کاملاً روشن است». در حقیقت، آنچه روشن است نه خود واقعیت، بلکه تصویری است که آرزوها و نگرانی‌های ‏هر کدام از آن واقعیت ساخته‌ است.

شبکه‌های اجتماعی این گرایش طبیعی ذهن را چندبرابر کرده‌اند. الگوریتم‌ها به‌تدریج یاد می‌گیرند چه چیزهایی را دوست ‏داریم و همان‌ها را بیشتر به ما نشان می‌دهند. نتیجه این است که هر کس بیشتر و بیشتر در جهانی زندگی می‌کند که باورهای ‏خودش را تأیید می‌کند. کم‌کم این احساس به وجود می‌آید که «همهٔ شواهد» به سود ما است، در حالی که شاید تنها بخشی از شواهد ‏را دیده باشیم.‏

نکتهٔ مهم اینجاست که خواست‌اندیشی مختص یک جناح یا یک ایدئولوژی نیست. همهٔ ما، در هر موقعیتی، ممکن است گرفتارش شویم.‏

فرد انقلابی ممکن است هر اعتراض کوچکی را نشانهٔ سقوط قریب‌الوقوع حکومت بداند.‏
مدافعان نظام حاکم ممکن است هر نارضایتی گسترده را صرفاً توطئهٔ خارجی تفسیر کنند.‏
مردم عاصی‌شده از سرکوبگری‌ها و غارت رژیم ممکن است تجاوز خارجی فاجعه‌بار را امیدی برای رهایی ببینند.‏

همهٔ اینها شکل‌های متفاوت سازوکاری مشترک‌اند: آرزو یا ترس جای مشاهدهٔ بی‌طرفانه را می‌گیرد.‏

مهم‌ترین درس روان‌شناسی این است که خواست‌اندیشی بیماری این یا آن جناح نیست، بلکه بخشی از شیوهٔ کار ذهن انسان است. و ‏به همین دلیل است که سیاست دشوار می‌شود. اختلاف‌ها همیشه بر سر «واقعیت» نیست؛ بسیاری از اوقات اختلاف بر سر آن چیزی ‏است که هر کس دوست دارد واقعیت باشد. و تا وقتی نتوانیم این فاصله را تشخیص و تمییز دهیم، هر رویداد تازه بیش از آنکه ‏پنجره‌ای به جهان باشد آینه‌ای خواهد بود که آرزوهای خودمان را در آن تماشا می‌کنیم.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ‏ نان، جنگ، و اقتصاد سیاسی بحران – بخش سوم
Next: هشدار جدی  کارگران گروه ملی فولاد و فراخوان اعتصاب و تجمع
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved