هدا هاشمی
یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵
برای تهیه گزارشی دیشب وارد خارک شدم و امشب همزمان با تهدیدهای ترامپ علیه ایران و خارک، به ما توصیه کردند جزیره را ترک کنیم.
امروز چند ساعتی بعد از انتشار اظهارات تهدیدآمیز ترامپ، رفتم بین مردم جزیره، پرسیدم که میترسند؟ آمادهاند که بروند؟
تقریباً خیلیها از دختر و پسرهای جوان گرفته تا پیرمرد میگفتند: «کجا بریم؟ کجا را داریم که بریم؟ چرا بریم؟ اینجا خونهماست. کی از خونه میره.» همین جملات، خلاصه تمام خارک بود. زندگی در خارک و در تمام خلیج فارس زیر سایه رد و بدل شدن موشکهای شبانه همچنان پررنگ ادامه دارد.
راستش برای مردم اینجا، خارک فقط یک جزیره نیست، خودِ خودِ خانه است.
در گرمای نزدیک به ۴۰ درجه، بچهها در پارک بازی میکنند. صیادان با قایقهای قدیمی، دل به دریا میزنند. کافهها پر از جوانانی بود که با موسیقی بندری، زندگی را زندگی میکنند.
درست است بعضی از کارکنانی که از شهرهای دیگر برای کار به خارک آمدهاند، خانوادههایشان را به نقاط امنتر فرستادهاند. اما بومیهای جزیره، حرف دیگری میزنند:
«خارک وطن ماست و خاک این وطن را ترک نمیکنیم.»
هنگام برگشت به این فکر میکردم که اینجا تکهای از ایران است که با هیچ تهدیدی خالی نمیشود. خارک برای مردمانش یک پایانه نفتی نیست، خانهای است که با وجود جنگ و تهدید، چراغ زندگی در آن خاموش نشده است. اینجا خارک ایران است، اینجا وطن است.
منبع: توییتر نویسنده