Skip to content
سپتامبر 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • رؤیای رهایی با حملهٔ خارجی و ریشه‌های روانی و اجتماعی آن
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

رؤیای رهایی با حملهٔ خارجی و ریشه‌های روانی و اجتماعی آن

دیدگاه

عزیز قاسم‌زاده

یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵

چرا بخشی از مردم در شرایط استبدادی و انسداد سیاسی حملهٔ خارجی را نه تهدیدی برای زندگی و استقلال خود، بلکه روزنه‌ای برای رهایی می‌بینند؟ چرا در چنین شرایطی این تصور شکل می‌گیرد که «دشمنِ دشمن ما دوست ماست»؟ آیا این نگاه صرفاً محصول ناآگاهی سیاسی است یا ریشه‌هایی عمیق‌تر در تجربهٔ روانی و اجتماعی جامعه دارد؟

این پرسش‌ها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که جامعه‌ای سال‌ها با احساس بی‌قدرتی، سرکوب، بی‌عدالتی، و بسته بودن مسیرهای اصلاح و تغییر مواجه شده باشد. در چنین وضعی، بخشی از جامعه ممکن است به‌جای جست‌وجوی راه‌های دشوار و زمان‌بر تغییر از درون، به عامل بیرونی به‌عنوان نیروی نجات‌بخش و کاتالیزور امید ببندند.

خستگی از کنش و جست‌وجوی ناجی
از منظر روان‌شناختی، یکی از ریشه‌های این پدیده را می‌توان در فرسودگی روانی ناشی از تجربهٔ طولانی مبارزات بدون حصول نتیجه جست‌وجو کرد. انسانی که بارها تلاش کرده و با شکست، سرکوب، یا بی‌نتیجه ماندن کوشش‌هایش روبه‌رو شده ممکن است به‌تدریج احساس کند که توان تغییر شرایط را ندارد. در این وضع، ذهن برای کاهش فشار روانی راهی را انتخاب می‌کند که در آن مسئولیت کنش از دوش فرد برداشته شود.

بر این اساس، گاه تصور حملهٔ خارجی به‌عنوان راه نجات نوعی سازوکار دفاعی در برابر دشواری مبارزه واقعی با استبداد است. مبارزه با استبداد نیازمند صبر، حوصله، سازمان‌یابی، پرداخت هزینه، تحمل فشار، و در بیشتر اوقات بر هم خوردن زندگی عادی است. افراد ممکن است به‌صورت خودآگاه و گاه نیمه‌‌خودآگاه راهی برای انفعال بیابند، زیرا قرار نیست خودشان کاری بکنند، بلکه قرار است کاری برایشان انجام شود و آزادی در طبق برایشان گذاشته شود.

این نگاه آزادی را نه محصول رشد آگاهی، مشارکت، و قدرت اجتماعی مردم، بلکه هدیه‌ای از سوی نیرویی بیرونی تصور می‌کند. در نتیجه، جامعه به‌جای تبدیل شدن به عامل تغییر در جایگاه انتظار و تماشاگری می‌نشیند.

مسئلهٔ «دشمن دشمن ما دوست ماست»

این یکی از بارزترین خطاهای رایج به‌ستوه‌آمدگان مستأصل است. وقتی حکومت داخلی به‌عنوان منبع اصلی رنج و سرکوب تجربه می‌شود، هر نیروی مخالف آن ممکن است به‌صورت ناخودآگاه در جایگاه مُنجی قرار گیرد. اما این تصور که «دشمنِ یک دشمن لزوماً دوست ماست» از نظر تاریخی و سیاسی قابل دفاع نیست. منافع دولت‌ها و قدرت‌های خارجی بر اساس منافع خودشان تعریف می‌شود، نه آرمان‌های آزادی‌خواهانهٔ ملت‌ها. نیرویی خارجی که با یک حکومت در تضاد است، لزوماً دغدغهٔ دموکراسی، حقوق بشر، یا آزادی مردم آن کشور را ندارد.

در اینجا نوعی جابه‌جایی روانی رخ می‌دهد. خشم علیه عامل داخلی ستم باعث می‌شود ارزیابی واقع‌بینانه از عامل خارجی کنار گذاشته شود. جامعه‌ای که از قدرت داخلی ناامید شده، ممکن است قدرت بیرونی را با تصویری آرمانی ببیند. همان‌گونه که انسان گرفتار ممکن است در جست‌وجوی رهایی نخستین نشانه را نجات ببیند، حال آنکه ممکن است واقعیت چیز دیگری باشد.

تجربهٔ استبداد طولانی و انسداد سیاسی و مقاومت مستمر در برابر اصلاحات زمینه‌های اصلی نارضایتی‌های گسترده و یأسی عمیق است. هنگامی که حکومتی در دوره‌های مختلف حتی به احکام صادرشدهٔ قاضیان خودش هم وفادار نمانده باشد، بر اعتماد عمومی خدشهٔ جدّی وارد می‌آورد.

فایل صوتی منتشرشده از آیت‌الله منتظری و حاضران در سال ۱۳۶۷، که در آن هیئت حاضر اصرار بر کشتن کسانی داشتند که دوران محکومیتشان با رأی قاضیان نظام جمهوری اسلامی رو به اتمام بود، در حالی که آیت‌الله منتظری زیر بار آن نمی‌رفت، یا اعدام کردن زودهنگام معترضان در زمانی کوتاه پس از اعتراض‌های دی‌ماه و اعدام برخی افراد دستگیرشده قبل از این اعتراض‌ها، به‌رغم وجود ایراد و نقص در پرونده، به‌رغم رأی و نظر دیوان، نشان‌دهندهٔ شکاف میان عدالت قضایی و عملکرد قدرت است.

چنین تجربه‌هایی طبیعی است که احساس بی‌پناهی و بی‌اعتمادی را در جامعه افزایش دهد. اما مسئلهٔ اساسی این است که فقدان عدالت در حکومت به‌خودی‌خود مشروعیت‌بخش هر نیروی خارجی برای مداخله یا نجات نیست. نقد هر نظام ناعادلانه باید همراه با حفظ قدرت تشخیص دربارهٔ همهٔ نیروهای سیاسی باشد.

نگاه اجتماعی نجات‌بخشی مداخلهٔ خارجی و انتظار رهایی از بیرون پیامدهایی منفی برای جامعه دارد:

نخست اینکه روحیهٔ کنشگری اجتماعی را ضعیف می‌کند. جامعه‌ای که منتظر نیرویی بیرونی است کمتر به ساختن نهادهای مستقل، شبکه‌های همبستگی، تشکل‌های مدنی، و فرهنگ گفت‌وگو می‌پردازد.

دوم اینکه می‌تواند جامعه را دچار دو قطبی‌های خطرناک کند. بخشی از مردم ممکن است هر مخالفتی با حملهٔ خارجی را دفاع از حکومت تلقی کنند و بخشی دیگر هر مخالفتی با حکومت را همراهی با بیگانگان بدانند. در چنین فضایی، امکان شکل‌گیری جنبش مستقل و فراگیر کاهش می‌یابد.

سوم اینکه تجربهٔ تاریخی نشان داده است تغییراتی که بدون حضور فعال جامعه و بدون شکل‌گیری نهادهای دموکراتیک رخ دهد لزوماً به آزادی پایدار منجر نمی‌شود. سقوط حکومت ممکن است با خلأ قدرت، بی‌ثباتی، و حتی شکل‌های تازه‌ای از اقتدارگرایی همراه شود.

مقاومت مدنی و جامعهٔ سازمان‌یافته مسیری دشوار اما پایدار در برابر این نگاه است. راهی که اگرچه دشوارتر و کُندتر است، اما ظرفیت بیشتری برای ساختن آینده‌ای پایدار دارد.

جامعهٔ مدنی قدرتمند یعنی شهروندانی که یاد می‌گیرند مستقل از دولت و قدرت‌های خارجی شبکهٔ اعتماد و همکاری و مطالبه‌گری ایجاد کنند. اتحادیه‌ها، انجمن‌ها، گروه‌های حرفه‌یی، نهادهای فرهنگی، و شبکه‌های اجتماعی مستقل پایه‌های قدرت اجتماعی‌اند.

مقاومت مدنی به معنای بی‌عملی یا انتظار نیست، بلکه به معنای تبدیل کردن نارضایتی پراکنده به نیرویی سازمان‌یافته است. تفاوت اساسی میان جامعه‌ای که چشم به نجات بیرونی دارد و جامعه‌ای که برای تغییر تلاش می‌کند در همین نقطه است. اولی خودش را موضوع و تماشاگر حوادث می‌بیند، دومی خودش را عامل و بازیگر تغییر در تاریخ می‌داند.

تا زمانی که برنامه، سازمان‌دهی، و شبکهٔ اجتماعی لازم برای تغییر مناسبات ناعادلانهٔ کشور به‌صورت درست شکل نگرفته باشد، طبیعی است که حکومت دست بالا را داشته باشد و بخشی از مخالفان توده‌یی حکومت چشم به حملهٔ خارجی بدوزند.

اما وظیفهٔ مبارزان و فعالان اجتماعی صرفاً محکوم کردن این گرایش نیست. بلکه ساختن بدیل است. باید نشان داد که آزادی نه هدیهٔ قدرت‌های خارجی، بلکه نتیجهٔ رشد آگاهی، همبستگی، سازمان‌یافتگی، و حضور فعال شهروندان است.

مبارزه با استبداد فقط با نفی قدرت سیاسی پایان نمی‌یابد، بلکه نیازمند ساختن فرهنگی است که در آن مردم خودشان را صاحب سرنوشت خویش بدانند. جامعه‌ای که قدرت اجتماعی‌اش را ساخته باشد کمتر نیازمند ناجی بیرونی خواهد بود و کمتر در دام وعده‌های نجات‌بخش موهوم و مبهم گرفتار می‌شود.

از کانال تلگرام تحکیم ملت

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: امپراتوری خاموش آل نهیان؛ ماشین تولید ثروت حاکم امارات چگونه کار می‌کند؟
Next: اشتغال فقط ۳۴هزار نفر در سال ۱۴۰۴
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved