بنفشه پورناجی
جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵
تنهایی سالمندان از آثار زندگی مدرن در اکثر کشورهای دنیاست. بر اساس گزارش جدید سازمان جهانی بهداشت، حدود یکچهارم سالمندان دچار انزوای اجتماعیاند.
مینو زنی ۷۸ ساله است که تنها زندگی می کند. شوهرش ۱۰ سال پیش فوت کرده و فرزندانش هم سالهاست که خارج از کشور زندگی میکنند. او که بهشدت احساس تنهایی میکند فقط یک دلخوشی دارد: تماس با فرزندانش، که قطعیهای مکرر اینترنت و سرعت پایین آن پس از اتصال این دلخوشی را هم مدام از او میگیرد. او میگوید: «دیگر هیچ چیز مثل گذشته نیست. خیلی دلم میخواهد کاری کنم تا از تنهایی دربیایم، اما انگیزهای ندارم. تنهایی مثل زهری است که آرامآرام انسان را میکُشد.»
تنهایی سالمندان از آثار زندگی مدرن در اکثر کشورهای دنیاست. بر اساس گزارش جدید سازمان جهانی بهداشت، حدود یکچهارم سالمندان دچار انزوای اجتماعیاند. انزوای فردی و اجتماعی سالمندان فقط نتیجهٔ کهولت سن نیست، بلکه محصول تغییرات اجتماعی و خانوادگی در چند دههٔ اخیر است، تغییراتی همچون کاهش بُعد خانوار، کاهش نرخ باروری، افزایش امید به زندگی، و افزایش جمعیت سالمندان.
خبرگزاری ایسنا چندی پیش گزارش داد: «میانگین تعداد افراد هر خانوار که در سال ۱۳۶۵ حدود ۵٫۲ نفر بود در سرشماریهای اخیر به حدود ۳٫۳ نفر کاهش یافته است. این تغییر به معنای کوچکتر شدن خانوادهها، افزایش خانوارهای تکنفره و دونفره، و کاهش تعداد فرزندان در هر خانواده است. پژوهشهای جمعیتی نشان میدهد که این روند عمدتاً ناشی از کاهش تعداد فرزندان بوده و نه کاهش تعداد بزرگسالان حاضر در خانواده.»
شبکهٔ حمایتی سالمندان کوچکتر شده است
خانوادههای ایرانی در گذشته اغلب به صورت «خانوادهٔ گسترده» بودند. اعضای این خانوادهها شامل بیش از دو نسل از قبیل پدربزرگها و مادربزرگها، عمهها و خالهها ، عموها و داییها، و فرزندان آنها میشد که همگی در نزدیکی هم یا در یک خانواده زندگی میکردند. اما امروز شاهدیم که «خانوادهٔ گسترده» جایش را به «خانوادهٔ هستهیی» شامل پدر و مادر و فرزندان داده است. هرچند همین خانوادهٔ هستهیی هم هر روز در حال کوچکتر شدن است، به دلایلی همچون کاهش تعداد تعداد فرزندان، طلاق والدین، یا مهاجرت فرزندان به شهرهای دیگر یا خارج از کشور. کاهش تعداد فرزندان باعث شده سالمندان از شبکهٔ حمایتی کوچکتری برخوردار باشند.
نسیبه زنجری، دانشیار مرکز تحقیقات سالمندی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران و رئیس پژوهشکده سلامت اجتماعی، در این باره میگوید: «اقتصاد یکی از مهمترین عوامل اجتماعی تعیینکنندهٔ انزوای سالمندان است؛ بهخصوص اشتغال تماموقت فرزندان که امروزه فرزندان دختر هم با آن مواجهاند. فرزندانی که یا در همان شهر مشغول به کارند و نمیتوانند زمان زیادی را با والدین سالمندشان سپری کنند یا اینکه برای تأمین هزینههای زندگی بهخصوص هزینهٔ مسکن ناگزیر به مهاجرت میشوند. حال این مهاجرتها ممکن است از روستاها به شهرها باشد یا از کشوری به کشور دیگر.»
او ادامه میدهد: «همین مهاجرتها تماسهای روزانه بین نسلها را کمتر و در عوض انزوای اجتماعی سالمندان را افزایش داده تا جایی که انزوای اجتماعی در مسئلهٔ مهاجرت در روستاها امروزه بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.» زنجری با اشاره به اینکه در ایران روستاهایی وجود دارند که بهعلت مهاجرت جوانان اکثریت جمعیت آنها را سالمندان تشکیل میدهند، میگوید: «در شهرستان تفت استان یزد روستاهایی وجود دارد که بهعلت مهاجرت فرزندان به شهر برای کار شاخص سالخوردگی در آنها بالاست. در این مناطق سالمندان ترجیح دادهاند که همراه فرزندان مهاجرت نکنند و در مکان زندگی خود بمانند که همین مسئله تنهازیستی را در بین سالمندان روستایی افزایش داده است.»
دگرگونیهای اقتصادی و اجتماعی سالمندان را به حاشیه راند
در گذشته سالمندان معمولاً مرجع تصمیمگیری بودند؛ اما امروز بسیاری از آنان احساس میکنند، دیگر کسی از تجربه آنان استفاده نمیکند و در تصمیمهای خانوادگی نقشی ندارند. سیمین ۶۳ ساله است و با همسر، فرزندان و نوهها همگی در یک ساختمان پنج طبقه زندگی میکنند. چهار فرزند سیمین همگی شاغلاند و او از نوههایش نگهداری میکند. ظاهرا همه چیز خوب به نظر میرسد. شبیه یک خانواده گسترده که مادربزرگ و پدربزرگ با فرزندان و نوهها همگی با هم زندگی میکنند. اما سیمین از اینکه در تصمیمگیریهای خانوادگی نقشی برای او قائل نیستند، گلایه داشته، میگوید: «این روزها بچهها (فرزندانش) فقط برای نگه داشتن نوهها از من کمک میخواهند، نه برای مشورت گرفتن یا همصحبتی.»
بسیاری از سالمندان با وجود آنکه تنها زندگی نمیکنند، اما شدیداً احساس تنهایی میکنند. برای مثال، با وجود حضور همهٔ اعضای خانواده در خانه، از آنجا که هر یک با تلفن همراه مشغول است، فضایی ایجاد میشود که سالمند احساس طردشدگی میکند. همچنین، گفتوگو با سالمندان به چند جمله دربارهٔ دارو یا غذا محدود شده است. در چنین فضایی سالمند احساس میکند که کسی با او صحبت نمیکند، نظرش را نمیپرسد، و به او اهمیت نمیدهد. هر چند از منظر جامعهشناختی، این تغییرات لزوماً بهدلیل بیعاطفگی نیست، بلکه نتیجهٔ تغییر نقش سالمند در خانواده و دگرگونیهای اقتصادی و اجتماعی است.
خطر انزوا چه افرادی را تهدید میکند؟
پژوهشهای متعددی نشان دادهاند که تنهایی با افزایش خطر افسردگی، زوال شناختی، بیماریهای قلبی- عروقی و حتی مرگ زودرس ارتباط دارد. تحقیقات بینالمللی انجام شده با عنوان «تنهایی و اجتماعگریزی» که نتایج آن در سال ۲۰۲۲ در مجله Psychosomatic Medicine به چاپ رسید، نشان داد: مرگ زودرس در افراد مبتلا به بیماریهای قلبی- عروقی که سطوح بالاتری از تنهایی و انزوای اجتماعی را تجربه کرده و تنها زندگی میکنند، بیشتر است.
از سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ سهم سالمندانی که در کشور تنها زندگی میکردهاند از ۱۲درصد به ۱۵درصد افزایش پیدا کرده است. پرسش اینجاست که آیا اغلب این افراد احساس انزوا میکنند؟
زنجری، رئیس پژوهشکدهٔ سلامت اجتماعی، در پاسخ به این پرسش میگوید: «فراموش نکنیم بحث احساس تنهایی با تنها زیستن تفاوت دارد، این دو مفهوم کاملاً از یکدیگر جدا هستند. به عبارت دیگر، اینکه تصور کنیم هر کسی که تنها زندگی میکند لزوماً به انزوا دچار است صحیح نیست. بسیاری از افراد، هرچند که تنها زندگی میکنند، اما بهدلیل حضور در یک شبکهٔ اجتماعی مانند فعالیت در انجمنها یا کارهای داوطلبانه اجتماعی احساس تنهایی نمیکنند. برعکس، ممکن است سالمندانی با وجود زندگی کردن با خانواده، بهدلیل بیتوجهی به آنان و نداشتن ارتباطات عاطفی، شدیداً احساس تنهایی کنند.»
حل معضل انزوای سالمندان نیازمند سیاستگذاری عمومی است
۳۸ کشور عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، که معمولاً دموکراتیک هم هستند و برای بحث و توسعه سیاستهای اقتصادی و اجتماعی با یکدیگر همکاری میکنند، در سالهای اخیر و همزمان با کاهش ارتباطات حضوری خانوادهها و دوستان، سرمایهگذاری بیشتری روی خدمات اجتماعی و برنامههای کاهش انزوای سالمندان کردهاند. تجربه آنان نشان میدهد که انزوای سالمندان فقط مسئلهٔ خانوادگی نیست، بلکه مسئلهای در حوزهٔ سیاستگذاری عمومی است. دولتها برای حل کردن این معضل معمولاً در چند حوزه مداخله میکنند: ایجاد مراکز روزانهٔ سالمندان؛ طراحی شهرهای دوستدار سالمند؛ خدمات مراقبت در منزل؛ برنامههای بیننسلی مانند حضور دانشآموزان یا دانشجویان در مراکز سالمندان، اجرای پروژههای داوطلبانه برای دیدار با سالمندان، و فعالیتهای مشترک کودکان و سالمندان در کتابخانهها، مدرسهها، یا مراکز فرهنگی، مرخصی مراقبت از سالمندان برای کارکنان؛ کمکهزینهٔ مراقبت از سالمند؛ آموزش مهارتهای مراقبتی به اعضای خانواده؛ مقابله با انزوای دیجیتال از طریق ارائه دورههای رایگان آموزش تلفن هوشمند، اینترنت، و تماس تصویری برای سالمندان؛ و در نهایت انجام غربالگری تنهایی از طریق نظام سلامت.
دانشیار مرکز تحقیقات سالمندی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران میگوید: «باید امکانات مشارکت اجتماعی سالمندان را فراهم کرد. حضور سالمندان در مراکز فرهنگی و فعالیتهای داوطلبانه ارتباطات اجتماعی آنان را گسترده میکند که این امر در کاهش انزوای اجتماعی نقش بسیار پُررنگ و مؤثری دارند.»
او ادامه میدهد: «مطالعات نشان میدهدکه انزوای اجتماعی سالمندان صرفاً با تماس افراد خانواده کاهش پیدا نمیکند، بلکه باید محیطی فراهم شود که ظرفیت حضور سالمندان در جامعه ایجاد شود تا سالمندان بتوانند در آن مشارکت اجتماعی داشته باشند. به عبارت دیگر، نگاه ما در سیاستگذاری باید از مراقبت صرف سالمند بهسمت حضور فعال سالمند در جامعه تغییر پیدا کند.»
از آتیه آنلاین