(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵
هر قدرتی روزی در برابر آینهای قرار میگیرد که دیگر نمیتواند تصویر خویش را در آن وارونه کند. لحظهای فرا میرسد که پردهها کنار میرود و آنچه در زبان از قانون، نظم، و مصلحت سخن میگفت، در عمل با منطق دیگری آشکار میشود: منطق حذف، خاموشی، و فراموشاندن. ۱۸ تیر (۱۳۷۸) یکی از همان لحظهها بود، لحظهای که دانشگاه، این مکان دیرپای پرسش و اندیشه، نه در برابر دشمنی بیرونی، که در برابر سایهٔ سنگین قدرتی قرار گرفت که تاب شنیدن صدای دیگری را نداشت.
دانشگاه همواره بیش از آنکه مجموعهای از ساختمانها و کلاسها باشد قلمروی برای حضور پرسش است، جایی که حقیقت نه در سکوت، که در گفتوگو و منازعهٔ اندیشهها زاده میشود. اما هنگامی که قدرت پرسش را تهدید تلقی کند، نخستین چیزی که به خطر میافتد خودِ امکان اندیشیدن است. ۱۸ تیر دقیقاً در چنین شکافی رخ داد: شکاف میان قدرتی که خودش را بینیاز از پاسخگویی میدید و نسلی که هنوز حق پرسیدن را از خود سلب نکرده بود.
دانشجویان آن روز نه با زبان خشونت سخن گفتند و نه با ابزار قدرت. سرمایهٔ آنان چیزی جز صدا، پرسش، و امتناع از پذیرفتن دروغ نبود. جرم آنان نه شورش، که نپذیرفتن سکوت بود. در برابر آنان ساختاری قرار گرفت که هر صدای مستقل را نه بهعنوان بخشی از جامعه، بلکه همچون تهدیدی علیه خودش میدید. از همینجا بود که خشونت آغاز شد، زیرا قدرتی که توان گفتوگو را از دست میدهد سرانجام زبانش را در ضربه و سرکوب پیدا میکند.
اما ۱۸ تیر را نباید تنها در قاب یک حادثهٔ تلخ تاریخی دید. این روز نشانهٔ مسئلهای عمیقتر است: مسئلهٔ رابطهٔ قدرت با حقیقت. قدرتهای بسته همواره با حقیقت مسئله دارند، زیرا حقیقت چیزی است که در برابر تملک مقاومت میکند. میتوان کتاب را بست، میتوان صدا را خاموش کرد، میتوان بدن را زخمی کرد، اما اندیشه همچون رخنهای در دیوارهای قدرت باقی میماند و بازمیگردد.
در این معنا، ۱۸ تیر فقط روایت سرکوب نیست، روایت ایستادگی در برابر فراموشی است. روایت نسلی است که دریافت آزادی پیش از آنکه امتیازی سیاسی باشد، وضعیت وجودی است؛ توانایی انسان است برای پرسیدن، مخالفت کردن، و به چالش کشیدن آنچه خودش را حقیقت مطلق مینمایاند.
قدرت شاید بتواند زمانهای را وادار به سکوت کند، اما نمیتواند حافظه را برای همیشه از میان ببرد. هر سرکوبی در دل خود شاهدی بر وجود مقاومتی است که خواستهاند آن را نابود کنند. ۱۸ تیر از همین جنس حافظههاست؛ حافظهای است که نهفقط گذشته را به یاد میآورد، بلکه اکنون را نیز مورد پرسش قرار میدهد. زیرا مسئلهٔ اصلی ۱۸ تیر تنها آنچه در گذشته رخ داد نیست؛ مسئله این است که چه چیزی هنوز در اکنون ما باقی مانده است.
تا زمانی که دانشگاه از استقلال تهی باشد، تا زمانی که پرسش بهجای آنکه آغاز گفتوگو باشد جرم تلقی شود، و تا زمانی که قدرت خودش را فراتر از نقد بداند، آن شکاف تاریخی همچنان پابرجاست.
۱۸ تیر ما را به یک حقیقت ساده اما دشوار بازمیگرداند: جامعهای که پرسش را از دست بدهد پیش از آنکه آزادیاش را از دست بدهد امکان فهمیدن آزادی را از دست داده است. از این رو، زنده نگه داشتن یاد ۱۸ تیر تنها یادآوری یک واقعه نیست، بلکه پاسداری از همان لحظهای است که انسان در برابر فراموشی ایستاد و گفت: حقیقت را نمیتوان برای همیشه خاموش کرد.
از کانال تلگرامی ما آن راه سوم هستیم

