ترجمه و تنظیم از مهگان فرهنگ، کانون زنان ایرانی
سهشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵
پناهندگان بخشی از واقعیت ساختاری جهان معاصر هستند؛ نتیجهی پیوند پیچیدهای از جنگ، خشونت، دولتهای ناکارآمد، نابرابریهای جهانی و بحرانهای حقوق بشری که افراد را ناگزیر به ترک خانه، کشور و شبکههای اجتماعیشان میکند. در این معنا، پناهندگی صرفاً یک وضعیت فردی یا استثنایی نیست، بلکه یک پدیده اجتماعی-سیاسی است که در بستر نظم جهانی تولید و بازتولید میشود و پیامدهای آن در سطوح مختلف اجتماعی، فرهنگی و نهادی قابل مشاهده است.
روز جهانی پناهندگان
۷۵ سال پیش، پس از جنگ جهانی دوم، جهان یک وعده برای منفعت همه داد: افرادی که مجبور به فرار میشوند حق دارند در امنیت پناه بگیرند و زندگی کنند. این حق هرگز برای عدهای محدود در نظر گرفته نشده بود؛ بلکه برای همه ما بود.
اما امنیت فقط نبودِ خشونت نیست. امنیت یعنی حمایت قانونی، سرپناه، مراقبتهای بهداشتی، آموزش، حق کار و فرصت بازسازی زندگی با کرامت.
هیچکس تا زمانی که آسیبپذیرترین افراد در میان ما در امنیت نباشند، واقعاً امن نیست.
وقتی مردم مجبور به ترک خانههایشان میشوند، همه ما مسئولیتی داریم. حمایت از پناهندگان به شکوفایی جوامع کمک میکند، ثبات ایجاد میکند و جان انسانها را نجات میدهد.
درباره UNHCR
کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان و پروتکل ۱۹۶۷ آن، اسناد حقوقی کلیدی هستند که مبنای کار کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) را تشکیل میدهند.
این اسناد، اصطلاح «پناهنده» را تعریف میکنند و حقوق آنان و استانداردهای بینالمللی رفتار برای حمایت از آنان را مشخص میسازند.
پناهندگان در شرایطی بسیار آسیبپذیر قرار دارند؛ زیرا از حمایت کشور خود محروم شدهاند و با چالشهای عظیمی در زمینه امنیت و رفاه خود روبهرو هستند. کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان، که پروتکل ۱۹۶۷ آن را تکمیل کرده است، به حفاظت از آنان کمک میکند.
این اسناد، ستون اصلی حمایت از پناهندگان هستند و پایه حقوقی کار UNHCR را تشکیل میدهند.
کنوانسیون ۱۹۵۱ تعریف بینالمللی شناختهشدهای از پناهنده ارائه میدهد و مشخص میکند چه حمایتهای قانونی، حقوق و کمکهایی باید به پناهندگان ارائه شود.
UNHCR بهعنوان «نگهبان» این اسناد عمل میکند و به دولتها کمک میکند آنها را در قوانین ملی اجرا کنند تا پناهندگان بتوانند از حقوق خود بهرهمند شوند.
اصول اصلی کنوانسیون ۱۹۵۱
اصل بنیادین کنوانسیون، «عدم بازگرداندن اجباری» (Non-refoulement) است؛ یعنی هیچ پناهندهای نباید به کشوری بازگردانده شود که در آن با تهدید جدی علیه جان یا آزادی خود مواجه است.
این سند همچنین حداقل استانداردهای اساسی برای رفتار با پناهندگان را تعیین میکند؛ از جمله:
حق مسکن
حق کار
حق آموزش
زندگی با کرامت در دوران آوارگی
همچنین تعهدات پناهندگان نسبت به کشورهای میزبان را مشخص میکند و برخی افراد مانند جنایتکاران جنگی را از حمایت پناهندگی مستثنا میداند.
تاریخچه کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان
پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸)، میلیونها نفر آواره شدند و دولتها برای اولین بار اسناد سفر و چارچوبهای اولیه حمایت بینالمللی را ایجاد کردند.
در جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹–۱۹۴۵)، موج بسیار گستردهتری از آوارگی رخ داد. در پاسخ، جامعه بینالمللی مجموعهای از قوانین و کنوانسیونها را برای حفاظت از حقوق انسانهای مجبور به فرار از جنگ و آزار ایجاد کرد.
این روند از سال ۱۹۲۱ تحت جامعه ملل آغاز شد و در نهایت به کنوانسیون ۱۹۵۱ منتهی گردید؛ مهمترین سند حقوقی در حوزه پناهندگان.
تعریف پناهنده (ماده ۱ کنوانسیون ۱۹۵۱)
پناهنده کسی است که:
به دلیل ترس موجه از آزار و اذیت به علت نژاد، مذهب، ملیت، عضویت در یک گروه اجتماعی خاص یا دیدگاه سیاسی، خارج از کشور خود قرار دارد و نمیتواند یا نمیخواهد به آن کشور بازگردد؛
یا فردی که فاقد تابعیت است و خارج از کشور محل اقامت قبلی خود قرار دارد و نمیتواند یا نمیخواهد بازگردد.
- اسناد منطقهای تکمیلی
اسناد منطقهای تعریف پناهنده را گسترش دادهاند:
کنوانسیون ۱۹۶۹ سازمان وحدت آفریقا (OAU): شامل جنگ، اشغال، سلطه خارجی یا اختلال شدید نظم عمومی
اعلامیه کارتاخنا ۱۹۸۴: شامل خشونت گسترده، جنگ داخلی، نقض گسترده حقوق بشر یا شرایط بیثباتی شدید
- چرا پناهندگان به حمایت نیاز دارند؟
دولتها مسئول حفاظت از شهروندان خود هستند.
اما زمانی که دولتها ناتوان یا غیرمایل باشند، افراد با خطر جدی روبهرو میشوند و مجبور به ترک خانههایشان میشوند.
از آنجا که پناهندگان تحت حمایت دولت خود نیستند، جامعه بینالمللی برای حمایت از آنان وارد عمل میشود.
کشورهای عضو کنوانسیون موظفاند از پناهندگان حمایت کنند و با آنان مطابق استانداردهای بینالمللی رفتار کنند.
- آیا کنوانسیون ۱۹۵۱ هنوز معتبر است؟
بله. این کنوانسیون همچنان یکی از مهمترین ابزارهای حقوق بینالملل است.
همراه با پروتکل ۱۹۶۷ و چارچوبهای منطقهای، همچنان اساس حقوقی حفاظت از پناهندگان را تشکیل میدهد.
همچنین با تفسیرهای بهروز، در برابر چالشهای جدید مانند جنگهای معاصر، تغییرات اقلیمی و بلایای طبیعی نیز کاربرد دارد.
- آیا کشور غیرعضو میتواند پناهنده را رد کند؟
هیچ پناهندهای نباید از ورود منع شود و هیچ پناهندهای نباید به کشوری بازگردانده شود که در آن در معرض خطر قرار دارد.
اصل «عدم بازگرداندن اجباری» (Non-refoulement) یک قاعده عرفی حقوق بینالملل است و برای همه کشورها الزامآور است، حتی اگر عضو کنوانسیون نباشند.
- چگونه کشورها به کنوانسیون میپیوندند؟
کشورها میتوانند در هر زمان با ارائه «سند الحاق» به دبیرکل سازمان ملل متحد به کنوانسیون ۱۹۵۱ بپیوندند.
این سند باید توسط وزیر امور خارجه یا رئیس دولت یا رئیس کشور امضا شود.
برای پروتکل ۱۹۶۷ نیز همین روند طی میشود.
کشورها میتوانند همزمان به هر دو بپیوندند و بیشتر کشورها همین کار را انجام میدهند.به دبیرکل
جمعبندی
پدیده پناهندگی در جهان معاصر تنها یک وضعیت اضطراری یا پیامد مقطعی جنگ و بحران نیست، بلکه بخشی از ساختار پیچیده نظم جهانی است که در آن مرزها، دولتها، نابرابریهای اقتصادی و سیاسی، و نظام حقوق بینالملل بهطور همزمان در تولید و مدیریت جابهجایی انسانها نقش دارند. در این چارچوب، پناهنده نه صرفاً یک «موضوع کمک بشردوستانه»، بلکه سوژهای است که در تقاطع حقوق، قدرت، اخلاق و تاریخ قرار میگیرد.
بررسی پناهندگان نشان میدهد که مسئله جابهجایی اجباری انسانها بهطور مستقیم با پرسشهای بنیادین درباره شهروندی، تعلق، امنیت و کرامت انسانی گره خورده است. از این رو، مواجهه با پناهندگی نیازمند نگاهی چندبعدی است که همزمان ابعاد حقوقی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی این پدیده را در نظر بگیرد.
در نهایت، روز جهانی پناهندگان یادآور این واقعیت است که مسئولیت حمایت از انسانهای مجبور به فرار، صرفاً وظیفه دولتها یا نهادهای بینالمللی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت جمعی جامعه جهانی در قبال حفظ کرامت انسانی و تضمین امکان زندگی در امنیت و آزادی برای همه انسانهاست.