Skip to content
جولای 7, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • توهّم تغییر در اسرائیل؛ اشغالگری سیاست مشترک همهٔ جریان‌های صهیونیستی است
  • جهان
  • دیدگاه‌ها

توهّم تغییر در اسرائیل؛ اشغالگری سیاست مشترک همهٔ جریان‌های صهیونیستی است

مصطفی برغوثی

سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵

تحولات سیاسی در رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که مسئلهٔ اصلی فلسطین فقط به شخص بنیامین نتانیاهو یا ترکیب کنونی کابینهٔ او محدود نیست، بلکه جریان‌های اصلی صهیونیستی، چه در قدرت و چه در صف مخالفان، در اصول بنیادی‌شان بر تداوم اشغالگری، مخالفت با تشکیل کشور مستقل فلسطین، و حفظ برتری امنیتی و سیاسی بر ملت فلسطین اتفاق‌نظر دارند.

نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی که زمانی در ائتلاف با یائیر لاپید در صف مخالفان نتانیاهو قرار داشت، آشکارا اعلام کرده است طرح سیاسی او شامل الحاق ۶۰درصد از کرانهٔ باختری، یعنی مناطق موسوم به «ج»، و محدود کردن خودگردانی فلسطینیان به مناطق «الف» و «ب» است، آن‌هم در چارچوبی که همچنان زیر سلطهٔ اشغالگران و حاکمیت امنیتی رژیم صهیونیستی باقی بماند. او به‌‌صراحت [نشان می‌دهد که] جایی برای تشکیل کشور مستقل فلسطین قائل نیست.

در سوی دیگر، گادی آیزنکوت، از چهره‌های رو به رشد جریان مخالفان رژیم صهیونیستی، نیز اعلام کرده است اکنون جایی برای تشکیل کشور فلسطین وجود ندارد و خواستار تداوم کنترل امنیتی اسرائیل بر کرانهٔ باختری، به‌ویژه منطقهٔ راهبردی غور اردن شده است. یائیر گولان و حزب دموکرات‌ها نیز خواستار پایان دادن به کامل اشغالگری یا برچیدن شهرک‌سازی نیستند و هرگونه راهکار سیاسی آینده را فقط به نیازهای امنیتی اسرائیل گره می‌زنند.

آویگدور لیبرمن، دیگر چهرهٔ مخالف نتانیاهو، بازگشت به مرزهای سال ۱۹۶۷ را رد می‌کند، موضعی که در عمل به معنای مخالفت با پایان اشغالگری است. او خواستار سلب‌تابعیت از شهروندان عرب، حفظ بخش عمدهٔ شهرک‌های صهیونیستی، و الحاق آنها به اراضی اشغالی است. لیبرمن همچنین با تقسیم قدس [اورشلیم] مخالف است و بر باقی ماندن این شهر تحت حاکمیت رژیم صهیونیستی اصرار دارد و هم‌زمان خواستار تشدید حمله‌های نظامی به غزه و نابودی کامل جنبش حماس است.

مواضع نتانیاهو نیز روشن‌تر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد. او پیش از هفتم اکتبر، در سخنرانی‌اش در سازمان ملل متحد در سپتامبر ۲۰۲۳، نقشه‌ای ارائه کرد که در آن کل کرانهٔ باختری، نوار غزه، قدس [اورشلیم]، و جولان اشغالی زیر سیطرهٔ رژیم صهیونیستی نشان داده می‌شد. نتانیاهو بارها هدف اصلی‌اش را جلوگیری از تشکیل کشور فلسطین اعلام کرده و کابینه‌اش همچنان در مسیر «پاک‌سازی» قومی در غزه و گسترش طرح‌های الحاق و شهرک‌سازی حرکت می‌کند.

بتسلئیل اسموتریچ نیز با صراحت بیشتری نیّت واقعی جریان صهیونیستی را آشکار کرده و گفته است برنامهٔ کابینهٔ آینده باید شامل الحاق کرانهٔ باختری، کوچاندن اجباری فلسطینیان، و لغو توافق اسلو باشد.

در حالی که بسیاری از سیاستمداران غربی از راه‌حل دو کشور سخن می‌گویند، تحقق چنین راهکاری در عمل مستلزم پذیرش تشکیل کشوری واقعی و دارای حاکمیت برای فلسطینیان است، کشوری که فقط یک ساختار خودگردان ناقص و بی‌اختیار در سرزمینی تکه‌تکه‌ شده نباشد. این راهکار همچنین مستلزم پایان یافتن کامل اشغالگری در کرانهٔ باختری و نوار غزه، برچیدن شهرک‌ها و کانون‌های شهرک‌سازی، پایان دادن به الحاق غیرقانونی قدس [اورشلیم]، و پذیرش آن به‌عنوان پایتخت کشور فلسطین است.

کشور فلسطین حتی اگر طبق برخی طرح‌های غربی غیرنظامی باشد، باید بر زمین، مرزها، منابع طبیعی، حریم هوایی، و حوزهٔ ارتباطات خودش حاکمیت داشته باشد و از مرزهای آزاد و مستقل با جهان خارج برخوردار شود. اما بررسی مواضع حزب‌های صهیونیستی، چه در کابینه و چه در جریان مخالفان، نشان می‌دهد هیچ‌یک آمادهٔ پذیرش پایان دادن کامل به اشغالگری، برچیدن شهرک‌ها، تقسیم قدس [اورشلیم]، یا حتی گفت‌وگو دربارهٔ حقوق آوارگان فلسطینی نیست.

از دموکرات‌ها و آیزنکوت گرفته تا لیبرمن و لاپید و نفتالی بنت، هیچ‌یک حاکمیت واقعی فلسطینیان بر کرانهٔ باختری و نوار غزه را نمی‌پذیرد. در همهٔ این مواضع، بهانهٔ «امنیت اسرائیل» همواره برای انکار حقوق ملت فلسطین، حتی در ۲۲درصد از سرزمین تاریخی فلسطین، آماده است؛ حقوقی که محروم کردن فلسطینیان از آن ادامه دادن به همان ستم تاریخی علیه این ملت است.

بحران امروز فقط به مواضع حزب‌های صهیونیستی محدود نمی‌شود، بلکه جامعهٔ صهیونیستی نیز پس از جنگ نسل‌کشی علیه غزه و جنگ شهرک‌سازی و کوچاندن در کرانهٔ باختری بیش از پیش به‌سوی گرایش‌های نژادپرستانه و فاشیستی حرکت کرده است. قدرت گرفتن جریان صهیونیسم دینی افراطی به رهبری بن‌گویر و اسموتریچ، پیوند آن با نژادپرستی لیکود، و نقش‌آفرینی حدود ۸۵۰هزار شهرک‌نشین در کرانهٔ باختری واقعیتی است که نمی‌توان نادیده گرفت.

نظرسنجی مرکز «آکورد» وابسته به دانشگاه عبری نیز نشان می‌دهد ۷۶درصد از یهودیان صهیونیست معتقدند در نوار غزه حتی در میان کودکان نیز بی‌گناه وجود ندارد. این داده عمق سقوط اخلاقی و اجتماعی جامعهٔ صهیونیستی را نشان می‌دهد و تأکید می‌کند که سیاست‌های نژادپرستانه، اشغالگرانه، و طرح استعماری جایگزین‌سازی، صرف‌نظر از پیروز انتخابات آینده، ادامه خواهد یافت.

بر این اساس، راه تغییر واقعیت نه امید بستن به دگرگونی درونی در ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی، بلکه تغییر توازن قوا با این رژیم است، به‌گونه‌ای که هزینهٔ ادامهٔ اشغالگری، جنگ، و سرکوب برای آن غیرقابل تحمل شود.

دو پایهٔ اصلی این راهبرد نخست پایداری ملت فلسطین و ماندن آنان بر سرزمین خودش در کرانهٔ باختری، قدس [اورشلیم]، نوار غزه، و سرزمین‌های اشغالی ۱۹۴۸ و شکست طرح‌های کوچاندن، تبعید، و «پاک‌سازی» قومی است. پایهٔ دوم نیز اقدام یکپارچه برای گسترش تحریم‌ها، فشارهای سیاسی، انزوای بین‌المللی، و تحریم رژیم صهیونیستی است، روندی که نشانه‌های اثرگذاری آن بر ساختار اسرائیل آشکار شده است.

کسانی که خواهان صلح عادلانه در خاورمیانه و پایان یافتن دوران جنگ‌ها هستند، باید از حق ملت فلسطین در تعیین سرنوشت حمایت کنند و بر عاملان محروم کردن این ملت از آزادی و استقلال تحریم و فشار واقعی وارد سازند، نه اینکه بار دیگر در چرخهٔ ترویج توهّم سازش با افراط‌گرایی صهیونیستی گرفتار شوند.

از وبگاه مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: بانک جهانی: برابری جنسیتی در هیچ کشوری از جهان به‌طور کامل محقق نشده است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved