Skip to content
آگوست 8, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • زنگ خطر صریح پزشکیان: می‌ترسم که مردم به خیابان بیایند و اعتراض کنند
  • اجتماعی
  • زحمتکشان
  • نوار متحرک

زنگ خطر صریح پزشکیان: می‌ترسم که مردم به خیابان بیایند و اعتراض کنند

یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

«من از این می‌ترسم که نتوانیم مردم را راضی کنیم و به خیابان بیایند و اعتراض کنند.»
این جملهٔ مسعود پزشکیان را می‌توان صریح‌ترین اعتراف یک مقام ارشد دولتی به عمق بحران رضایت عمومی در ماه‌های اخیر دانست، اعترافی که در پس آن نگرانی از فشار فزایندهٔ معیشتی، فرسایش اعتماد عمومی، و شکنندگی انسجام اجتماعی دیده می‌شود.

به گزارش رویداد۲۴، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در مراسم سالگرد شهادت مصطفی چمران پرده از واهمه‌ای عمیق برداشت که این روز‌ها نه در پستو‌های سیاست، بلکه در بطن جامعه جریان دارد: «من از این می‌ترسم که نتوانیم مردم را راضی کنیم و به خیابان بیایند و اعتراض کنند.» او همین چند روز قبل در سخنرانی دیگری تأکید کرده بود که رخدادهای دی‌ماه قابل پیشگیری بود. این اعتراف، فراتر از یک موضع‌گیری معمولی، نشان از درک گسست عمیقی است که میان حکومت و ملت ایجاد شده، ترسی واقع‌بینانه از دولتمردی که می‌داند سرمایهٔ اجتماعی به مویی بند است. 

رئیس‌جمهور در همین سخنرانی تأکید کرد که «دشمن باور نمی‌کرد انسجام و وحدت بین مردم ایجاد شود» و «مهم‌ترین قدرت ما وحدت مردم ماست». اما پرسش اینجاست که آیا با دست‌های خالی، سفره‌های بی‌نان، و چشم‌های اشک‌آلود و دل‌های داغ‌دار می‌توان از این «وحدت» پاسداری کرد؟

سایه سنگین دی‌ماه گذشته و مُسکن موقت جنگ

جامعهٔ ایران هنوز از شوک اعتراض‌های گسترده و خونین دی‌ماه سال گذشته (۱۴۰۴) کمر راست نکرده است، بحرانی سراسری که با برخورد شدید به خون کشیده شد و خانواده‌های بی‌شماری را در سوگ و ماتم نشاند. پس از آن روز‌های تلخ، بروز درگیری‌ها و تشدید سایهٔ جنگ اگرچه مایهٔ نگرانی فزاینده شد، اما به‌طور موقت نوعی انسجام ملی و همگرایی ناشی از هراس مشترک برای حفظ میهن ایجاد کرد. رئیس‌جمهور نیز با اشاره به همان مدل همبستگی می‌گوید: «جنگ را مردم و بسیج اداره کردند.» 

اما تاریخ تحولات اجتماعی ثابت کرده است که حس ناامنی خارجی نمی‌تواند برای همیشه به‌عنوان چسب اجتماعی عمل کند. حالا با فروکش کردن نسبی آتش نظامی و در شرایطی که سایهٔ جنگ علی‌رغم تفاهم‌های اخیر همچنان بر سر کشور سنگینی می‌کند، جامعه دوباره به درون چشم دوخته است؛ به زخم‌های عمیق دی‌ماه گذشته و به وضع رو به زوال معیشت.

فروپاشی طبقهٔ متوسط و مردمی که در تنگنا نفس می‌کشند

واقعیت امروز ایران وضعیتی اقتصادی است که روز به روز بدتر می‌شود. تورم لجام‌گسیخته، گرانی کالا‌ها، و جراحی‌های اقتصادی بی‌موقع کمر نه‌فقط دهک‌های پایین، بلکه طبقهٔ متوسط را شکسته‌ است. طبقه‌ای که موتور محرک توسعه، فرهنگ، و عقلانیت سیاسی کشور بود حالا در حال حذف شدن کامل از چرخهٔ حیات اجتماعی است و جایش را به جمعیتی معترض و زیر خط فقر می‌دهد.

مردم وقتی می‌بینند که در تأمین بدیهی‌ترین نیاز‌های روزمره، از لبنیات گرفته تا مسکن، له می‌شوند و از سوی دیگر افق روشنی برای گشایش دیپلماتیک و اقتصادی پایدار نمی‌بینند، احساس بی‌بازگشت طردشدگی می‌کنند. در چنین بستر ملتهبی، هر جرقهٔ تنش‌زایی می‌تواند انبار باروت جامعه را فعال کند.

ضرورت اصلاح ساختار حکمرانی، فراتر از وعده‌ها

اعتراف رئیس‌جمهور به این ترس اگر با «تغییر جهت واقعی در نحوهٔ حکمرانی» همراه نشود، تنها به مرثیه‌خوانی سیاسی بدل خواهد شد. پزشکیان می‌گوید: «باید کاری کنم که مردم دچار مشکل نشوند»، اما این کار مستلزم عبور از تصلب‌های ساختاری و شنیدن صدای کارشناسان و منتقدان است.

در روز‌های گذشته بسیاری از چهره‌های سیاسی و رسانه‌ها هم‌صدا با این دغدغه بر لزوم تغییر رویکرد‌ها پافشاری کرده‌اند. برای نمونه، روزنامهٔ شرق در تحلیلی با اشاره به ضرورت بازسازی اعتماد عمومی نوشت: «حفظ انسجام اجتماعی دیگر با گفتاردرمانی ممکن نیست؛ حکمرانی باید بپذیرد که بدون به رسمیت شناختن تکثر جامعه و ترمیم گسست‌های پس از بحران‌های اخیر هیچ سیاستی پیش نخواهد رفت.» همچنین، خبرگزاری ایلنا در گزارشی پیرامون تنگنای معیشتی هشدار داد که «سرکوب مداوم توان خرید طبقهٔ کارگر و متوسط فضای مدنی را به‌سمتی سوق می‌دهد که اعتراض به تنها زبان مفاهمه میان مردم و دولت تبدیل شود.»

حقیقت تلخ آن است که مردم از وعده، جراحی‌های اقتصادی بدون مزد عادلانه، و تهدید‌های مداوم خسته‌اند. اگر حکومت و دولت مستقر نتوانند رضایت عینی، ملموس، و اقتصادی مردم را جلب کنند، خیابان بار دیگر میزبان کسانی خواهد بود که چیزی برای از دست دادن ندارند. ترس امروز پزشکیان آینهٔ تمام‌نمای آینده‌ای است که اگر امروز برای اصلاحش اقدام نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود.

از وبگاه توسعهٔ ایرانی

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: وقتی شکاف طبقاتی لباس‌ فُرم مدرسه به تن می‌کند
Next: میلیونر راست افراطی در انتخابات ریاست‌جمهوری کلمبیا پیروز شد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved