یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
وزیر آموزشوپرورش دورهٔ استفاده از لباس فُرم مدرسهها را سهساله کرد. او علت این تصمیمگیری را «رعایت معیشت خانوادهها و ترویج فرهنگ قناعت» عنوان کرد.
این تصمیم جز فرار رسمی و قانونی از مسئولیت چیزی نیست. نه کوچکترین ربطی به قناعت دارد، و نه رعایت معیشت خانوادههاست.
سالهاست کودکان و مادران با ترفندهای مختلف، لباس فُرم را جوری استفاده میکنند که بیشتر از یک سال تحصیلی دوام بیاورد.
مثلا سرزانوها را «سرزانویی» میزنند،
لباس را میشکافند و پشتورو میکنند و میدوزند،
سرآستینی را که ماهها به نیمکت کشیده شده و دیگر با هزارجور لکهبر و وایتکس هم تمیز نمیشود، قیچی میکنند و میاندازند دور و بهجایش با رنگی که به بقیهی لباس بیاید، «آستین مچی» میدوزند،
مقنعهی چانهداری را که توی جانماز مادربزرگ بوده برمیدارند و میشکافندش و طبق الگوی مقنعهی مدرسه میدوزند،
و هزار جور ترفند دیگر که شاید به ذهن ما نرسد.
همین حالا هم بسیاری از دانشآموزان چند سال تحصیلی را با همان لباس فُرم قدیمی سر میکنند، در حالی که
۰ جثهٔ کودکان و نوجوانان به سرعت رشد میکند و بدیهی است که باید لباس فرم جدید بخرند.
۰ منطقی که نگاه کنیم، دانشآموزان، مخصوصاً دبستانیها و راهنماییها، باید برای یک سال تحصیلی دو دست لباس فرم داشته باشند.
۰ کودک دبستانی که قرار است به مدت یک سال هر روز یک لباس را بپوشد و با آن فعالیتهای آموزشی و ورزشی و بازیهای مختلف بکند بارها لباس را پاره و کثیف خواهد کرد و این طبیعت کودکی است. غیر از این باشد عجیب است. در فرهنگ مردسالار غالب در جامعهٔ ما، مادر چه خانهدار باشد چه شاغل، برایش بسیار دشوار خواهد بود که دستتنها شستوشو و خشککردن و اتو کردن و وصلهپینه کردن لباس فرم بچهها را مدیریت کند و ضروری است که بچه لباس فرم زاپاس و کمکی هم داشته باشد.
۰ دانشآموز راهنمایی که در اوج زمان بلوغ و تحرک و تعریق زیاد است، چه مسئولیت مدیریت لباس فرم با خودش باشد، چه با خانواده (که آنهم در اکثر موارد بر دوش مادر است)، باز شستوشو و خشککردن و اتو کردن هرروزهٔ آن عملی نیست. علاوه بر این، دانشآموزان در این سن فعالیت ورزشیشان جدیتر و حرفهایتر میشود. دانشآموزان دختر هم احتمالا حدود همین سالها یا اواخر دبستان است که پریود میشوند و ممکن است لباسفُرمشان خونی شود و لک بگیرد بعضی از زنان به دلایل مختلف ترجیح میدهند یک دست لباس جدا برای روزهای پریود داشته باشند و این انتخاب باید برای دانشآموزانی که پریود میشوند نیز وجود داشته باشد. همهٔ این مسائل برای دانشآموزان دبیرستانی هم مطرح است اما فرض میگیریم که آنها بهخاطر سن بالاتر و تجربهٔ بیشتر شاید بتوانند با یک لباس فرم در سال سر کنند.
رعایت معیشت خانوادهها یعنی آموزش و پرورش هزینهٔ تهیهٔ دو دست لباس فرم را برای همهٔ دانشآموزان بر عهده بگیرد، نه اینکه دورهٔ لباس فرم را به سه سال افزایش دهد، آنهم وقتی بدیهی است خانوادهٔ کودک با بزرگ شدن جثهٔ او یا کهنه و پاره شدن لباس فُرمش باز مجبور است قبل از تکمیل دورهٔ سهساله لباس فُرم جدید تهیه کند.
تنها دلیلی که باعث میشود جناب وزیر به این «قناعت اجباری از روی فقر» لباس ابلاغیه و قانون بپوشاند این است که او وزیر آموزش و پرورش حکومتی سرمایهدار است و وظیفهاش کمک به حفظ ساختار سرمایه و مشروع جلوه دادن آن در چشم به قول خودش «مردم» است.
رعایت معیشت کدام «مردم»؟
ترویج فرهنگ قناعت بین کدام «مردم»؟
طبقهٔ سرمایهدار اگر اراده کند میتواند هر چند دست لباس فرم که بخواهد برای یک سالِ فرزندش تهیه کند. طبقهٔ سرمایهدار نه برای لباس فرم، نه لوازمتحریر، نه کتاب کمکآموزشی، مشکل و چالشی ندارد.
زنجیر شکاف طبقاتی فقط بر پای فرزند طبقهٔ کارگر سنگینی میکند:
۰ وقتی موقع ثبتنام در مدرسهٔ دولتی از او پول طلب میکنند و او نمیتواند پرداخت کند و در روند ثبتنام تحقیر میشود.
۰ وقتی مدرسه خرید کتاب کمکآموزشی را اجباری میکند و او قدرت خرید ندارد.
۰ وقتی نوجوان یا حتی کودک از مدرسه مستقیم رفته سر کار و تازه هشت شب رسیده خانه و تا تکالیفش را انجام بدهد و بخوابد حسابی دیروقت شده است و انضباطش بهخاطر تأخیر، خوابیدن سر کلاس، یا غیبت میافتد.
۰ وقتی زنگ تفریح اول را که همه خوراکی میخورند یا از بوفه خرید میکنند گرسنه میگذراند.
۰ وقتی پوشیدن شلوار ورزشی در زنگ ورزش اجباری است و او بعد از کلی فکر کردن و چارهجویی، شلوار بیرونیاش را که کنارههایش خط دارد بهجای شلوار ورزشی میپوشد، اما معلم قبول نمیکند و دعوایش میکند و برایش منفی میگذارد.
۰ وقتی حواسش نبوده و بخاری روی لباس فرمش حفرهای بزرگ ایجاد کرده و فردایش با مانتو یا پیراهن تقریباً همرنگ لباس فرم مدرسه رفته و دعوایش کردهاند که «فکر کردی اینجا خونهٔ خاله است؟» و حالا باید یا یک لباسِ خیلی شبیه به لباس فرم پیدا کند یا برود تولیدی فرم مدرسهشان و یک مانتو یا پیراهن دیگر بخرد و توی راه هزار بار خودش را بابت چیزی به کماهمیتی و سادگی سوختن لباس با بخاری سرزنش کند.
زنجیر شکاف طبقاتی تا اینجا شاید دانشآموز طبقهٔ کارگر را فقط کمی عقب بیندازد، اما در رقابت کنکور و قبولی دانشگاه و رقابتهای طبقاتیِ پس از آن او را از پا در خواهد آورد.
کودک هفتساله از همان اولین روزی که بر نیمکت مدرسهٔ طبقاتیشده تکیه میزند درس مشروعیت سرمایهسالاری، استثمار، نابرابری، و تبعیض را میآموزد؛ کتاب درسی به او میگوید همهچیز همانطوری است که باید باشد و اگر موفق نشدی، تنبل و بیکفایت یا بیاراده بودی. در و دیوار نمکشیدهٔ مدرسه و کولر خراب و نیمکتهای شکسته به او میآموزند که حرف اول را در زندگی فقط پول میزند. کنکور و تأثیر معدل و آزمونهای نهایی به او میآموزد که این زندگی فقط رقابت جیبهاست. به این ترتیب، وزارت آموزش و پرورش در طول این سالیان تمام تلاشش را کرده که مسئولیت حقیقیاش را به نحو احسن انجام دهد و دِین خودش را به بهترین نحو به درگاه سرمایه ادا کند.
از کانال تلگرام سرخط