Skip to content
آگوست 8, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • لغو نشست روز جمعه ایران و آمریکا؛ آغاز «جنگِ اخلالگرانِ توافق»
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

لغو نشست روز جمعه ایران و آمریکا؛ آغاز «جنگِ اخلالگرانِ توافق»

وقتی اسرائیل میز مذاکره را هدف می‌گیرد؛ پشت‌پردهٔ لغو نشست روز جمعهٔ ایران و آمریکا.

(تصویر ساختهٔ هوشواره و افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)

حمید آصفی

جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

هر توافق سیاسی پیش از آنکه در متن اسناد حقوقی سنجیده شود در «میدانِ تعارضِ منافع» آزموده می‌شود. اگر خبر لغو نشست ایران و امریکا در سوئیس را مبنا قرار دهیم، نخستین چالش تفاهم ایران و آمریکا نه بر سر پروندهٔ هسته‌ای، بلکه بر سر «هندسهٔ امنیتی منطقه» شکل گرفته است.
تعویق مذاکرات بیش از آنکه یک شکست دیپلماتیک باشد، نشانهٔ ورود توافق به مرحله‌ای است که می‌توان آن را «فازِ اصطکاکِ راهبردی» نامید، مرحله‌ای که در آن بازیگران مختلف می‌کوشند پیش از تثبیت قواعد جدید موازنهٔ مطلوب خود را بر میز مذاکره تحمیل کنند.
اگر چنین باشد، حمله‌های اسرائیل به لبنان دیگر صرفاً یک رخداد نظامی نیست، بلکه به بخشی از «دیپلماسیِ میدان» تبدیل می‌شود، دیپلماسی‌ای که با ابزار نظامی تلاش می‌کند بر محاسبات سیاسی اثر بگذارد. در مقابل، تعویق اعزام هیئت ایرانی نیز نشان می‌دهد تهران [جمهوری اسلامی] می‌خواهد میان اجرای توافق و تحولات میدانی «پیوند راهبردی» برقرار کند و اجازه ندهد این دو مسیر از یکدیگر جدا شوند.
نکته مهم‌تر تغییر ماهیت مذاکرات است. اگر در گذشته پرونده هسته‌ای تقریباً تمام گفت‌وگوها را در خود خلاصه می‌کرد، اکنون با نوعی «دیپلماسیِ چندلایه» روبه‌رو هستیم، جایی که امنیت دریایی، وضعیت لبنان، توازن منطقه‌ای، اقتصاد انرژی، و برنامهٔ هسته‌ای همگی به اجزای یک معادله واحد تبدیل شده‌اند.
این همان «درهم‌تنیدگیِ ژئوپلیتیک» است، وضعیتی که موفقیت یا شکست هر پرونده مستقیماً بر پرونده‌های دیگر اثر می‌گذارد.
در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین تهدید برای هر تفاهمی اختلاف‌های حقوقی نیست، بلکه «فرسایشِ اعتماد» است. هر حمله نظامی، هر تأخیر سیاسی، و هر اقدام یک‌جانبه می‌تواند سرعت اجرای توافق را کاهش دهد و هزینهٔ بازگشت به میز مذاکره را افزایش دهد.
با این حال، تعویق مذاکرات لزوماً به معنای فروپاشی روند گفت‌وگوها نیست. در بسیاری از مذاکرات پیچیده، توقف‌های مقطعی بخشی از فرایند تثبیت توافق محسوب می‌شود. آنچه اهمیت دارد این است که آیا طرفین همچنان ارادهٔ سیاسی لازم برای ادامهٔ مسیر را حفظ می‌کنند یا خیر.
اکنون مذاکرات ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده که می‌توان آن را «سیاستِ پس از امضا» نامید، مرحله‌ای که دیگر متن تفاهم‌نامه تعیین‌کننده نیست، بلکه میزان توان بازیگران در مدیریت بحران‌های هم‌زمان سرنوشت توافق را مشخص خواهد کرد.
از این منظر، آزمون اصلی تازه آغاز شده است، زیرا پایداری یک توافق را امضاها تضمین نمی‌کند، بلکه ظرفیت مهارِ بحران‌ها تضمین می‌کند. اگر این ظرفیت وجود داشته باشد، تعویق مذاکرات فقط یک مکث تاکتیکی خواهد بود. اما اگر بازیگران نتوانند میدان و دیپلماسی را هم‌زمان مدیریت کنند، حتی مستحکم‌ترین تفاهم‌ها نیز در «فرسایشِ مداومِ بحران» گرفتار خواهند شد.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: یک پرونده، دو تلقی از اقتدار
Next: تفاهم ایران و آمریکا: «جامعهٔ مدنی ایران میان بیم و امید ایستاده است»
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved