جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
اعتصاب و اعتراض بزرگ کارکنان و بازنشستگان بانک سپه
خبرنگار ایلنا در گفتوگو با مرتضی افقه، از وی درباره فازهای زیاندهی صنایع و واگذاری زنجیرهای این واحدها به بخش خصوصی پرسید:
یک تناقض بزرگ اینجا وجود دارد: ذوبآهن با همه این دستاندازها، در سال ۱۳۹۵ خط تولید ریل راهآهن را راه انداخت که دستاورد فنی بینظیری بود. چطور کارخانهای با این توانایی، ناگهان دوباره زیانده میشود و بابت بدهی به بانکی (بانک رفاه) واگذار میشود که اصلاً تخصصی در متالورژی و فولاد ندارد؟ (اتفاقی مشابه واگذاری گروه ملی فولاد به بانک ملت). در این شرایط، چه راهکار عملیای پیش پای کارگران و تشکلهای کارگری است تا جلوی نابودی کامل این صنعت مادر را بگیرند؟
مرتضی افقه اقتصاددان و استاد دانشگاه چمران پاسخ داد:
اینکه یک کارخانه بزرگ مدام بین سودآوری و زیاندهی زیگزاگ میزند، به وضوح نشان میدهد که در کشور ما پایداری تولید، قائم به سیستم و ساختار نیست، بلکه کاملاً تصادفی و قائم به شخص است. یعنی بستگی دارد که در یک مقطع خاص، آیا تصادفاً یک مدیر متخصص و توسعهگرا سر کار آمده یا نه.
پاسخ من به این تناقض، بیش از آنکه صرفاً اقتصادی باشد، ساختاری است. اقتصاددانان کلاسیک دوست دارند مسائل را در خلأ و با فرمولهای ریاضی تحلیل کنند، اما من معتقدم مشکلاتی که ما امروز میبینیم مثل همین زیانده شدنهای ناگهانی، تورم افسارگسیخته یا بیکاری فقط نمودِ اقتصادی دارند، ولی ریشههایشان کاملاً غیراقتصادی و گاه، سیاسی است.
افقه توضیح داد:
وقتی اولویتها رشد اقتصادی نباشد و معیار انتخاب مدیران، نزدیکی و وفاداری باشد، از این دست مسائل بسیار اتفاق میافتد؛ ما در خوزستان بارها دیدهایم که چطور برنامههای عادی تولید به خاطر مسائل حاشیهای یا قطع برق در گرمای ۵۴ درجه متوقف میشود، چون تولید در اولویت تصمیمگیران نیست.
اما در خصوص راهکار عملی برای کارگران؛ واقعیت این است که در دلِ این ساختار معیوب، از دست کارگران به تنهایی معجزه اقتصادی برنمیآید، مگر اینکه مطالبهگری خودشان را بسیار هوشمندانه روی یک نقطه حساس متمرکز کنند.
اکنون که ذوبآهن اصفهان به زیرمجموعه بانک رفاه منتقل شده، تنها راهکارِ نجات این صنعت از تباهی، اِعمال فشار سنگین، یکپارچه و هدفمندِ تشکلهای کارگری و رسانهها بر روی مسئلهی «انتصاب مدیرعامل» است.
و در رسانهها باید این موضوع پوشش داده شود و همچنین اتحادیههای کارگریِ داخل ذوبآهن، باید بالاترین سطح حساسیت را روی انتخاب تیم مدیریتی جدید به کار ببندند. مطالبه سازشناپذیر کارگران باید این باشد که شایستهترین و توانمندترین مدیرِ صنعتی که الفبای فولاد و تولید را میفهمد، سکان هدایت ذوبآهن را در دست بگیرد.
تشکلها باید نظارت کنند، رسانهها باید با تمام قوا پای کار بمانند و ما دانشگاهیان هم از مجاری علمی خودمان فشار میآوریم تا شاید با تحمیل یک مدیریت شایسته، بتوانیم این صنعت مادر و حیاتی را دوباره به روزهای اوج خود بازگردانیم.
از کانال تلگرام داوطلب