Skip to content
ژوئن 16, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • معماری جدید بریکس: چهار اقدامی که به محوریت اقتصادی غرب پایان می‌دهند
  • جهان
  • نوار متحرک

معماری جدید بریکس: چهار اقدامی که به محوریت اقتصادی غرب پایان می‌دهند

تفسیری از تینک بریکس

ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو

سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵

چکیده
آنچه امروز در بریکس رخ می‌دهد صرفاً گسترش یک ائتلاف سیاسی نیست، بلکه فرایند تبدیل شدن آن به یک ساختار پایدار ‏قدرت در نظم جهانی است. این گروه‌بندی، که اکنون نزدیک به نیمی از جمعیت جهان، بیش از یک‌سوم تولید ناخالص جهانی، و ‏حدود یک‌چهارم تجارت بین‌المللی را در بر می‌گیرد، در حال ایجاد نهادها، زیرساخت‌ها، و شبکه‌هایی است که وابستگی ‏کشورهای در حال توسعه یا به‌اصطلاح «جنوب جهانی» به مراکز سنّتی قدرت غربی را کاهش می‌دهد.

از گسترش بانک توسعهٔ جدید و تعمیق همکاری‌های ‏جنوب–جنوب گرفته تا ایجاد مراکز هوشواره (هوش مصنوعی) در سیبری، شبکهٔ شهرهای هوشمند، سازوکارهای مشترک مدیریت ‏بحران‌های آب‌وهوایی/اقلیمی، و همکاری در زنجیره‌های تأمین مواد معدنی و انرژی، بریکس در حال ساختن ستون فقرات نظم چند‏قطبی جدیدی است. ویژگی مهم این روند آن است که کشورهای عضو می‌کوشند توسعهٔ صنعتی، امنیت منابع، حاکمیت ملی، و ‏گذار به انرژی‌های سبز و تجدیدپذیر را بر اساس اولویت‌های خودشان و نه نسخه‌های تجویزشدهٔ غرب مدیریت کنند.

از این منظر، بریکس دیگر صرفاً ‏مجموعه‌ای از «اقتصادهای نوظهور» نیست، بلکه به‌تدریج به یکی از مراکز اصلی شکل‌دهندهٔ توازن قدرت در قرن ‏بیست‌ و یکم تبدیل می‌شود.‏

*****

احتمالاً تا حالا این تیتر را دیده‌اید: بریکس در حال گسترش است، بریکس بیش از پیش در معرض دید قرار گرفته است، و ‏دیگر نمی‌توان بریکس را نادیده گرفت. این بخش آشناست. اما روایت آشنای این داستان، نکتهٔ اصلی را از قلم می‌اندازد. زیرا ‏آنچه اکنون در حال وقوع است، یک گذار است؛ یک فرایند تثبیت و تحکیم. ساختار. دامنهٔ نفوذ. اهرم‌های قدرت.‏
در حالی که غرب همچنان از بلوکی سخن می‌گوید که با تناقض‌های درونی کنار هم نگه داشته شده است، اعداد و ارقام ‏داستانی به‌مراتب جدی‌تر را روایت می‌کنند: تقریباً نیمی از جمعیت جهان. بیش از یک‌سوم تولید ناخالص داخلی جهان. ‏‏۲۶درصد تجارت جهانی. این یک مرکز قدرتی است که در حال شکل‌گیری است.‏
و در همین هفته، از اودیشا تا سیبری، بریکس به شیوه‌هایی عمل کرد که نشان می‌دهد این تغییر اکنون به‌طور کامل عملیاتی ‏شده است.‏

از هیاهوی رسانه‌ای فراتر می‌رویم و بر سازوکارهای پنهان در پسِ آن تمرکز می‌کنیم؛ پول، انرژی، نهادها و تصمیم‌هایی ‏که پیش از آنکه به روایت‌های رایج راه پیدا کنند، توازن قدرت را شکل می‌دهند، نه چارچوب‌بندی‌های ایدئولوژیک و ‏واکنشی؛ نه اظهارنظرهای سطحی و بی‌حاصل. فقط واقعیت‌های راهبردی، آن‌گونه که هستند و با زبانی روشن. امروز دستور ‏کار بریکس در سال ۲۰۲۶ را از دریچهٔ چهار تحول در هفتهٔ گذشته بررسی می‌کنیم.‏
نخست: دیپلماسی چندقطبی — اینکه چگونه گسترش بریکس به ۱۱ کشور و ریاست هند بر این گروه، جنوب جهانی را در ‏مرکز توجه قرار داده است.‏
دوم: انقلاب صنعتی جدید — مراکز هوشواره (هوش مصنوعی) در سیبری و ظهور شهرهای هوشمندِ شریک.‏
سوم: معماری جنوب–جنوب — تلاش هماهنگ برای افزایش تاب‌آوری در برابر بلایا و توسعهٔ زیرساخت‌ها در جهانی که ‏تحت فشار قرار دارد.‏
و چهارم: امنیت منابع — گذار انرژی، رقابت بر سر مواد معدنی، و نبرد برای کنترل دورهٔ بعدی رشد اقتصادی.‏
بیایید از جایی آغاز کنیم که این تغییر واقعی آشکار می‌شود.‏
در دوران ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶، این عبارت محوری است: «انسانیت در اولویت» است. اما راهبردی که در ‏پس این عبارت قرار دارد، کاملاً ژئوپلیتیکی است. آنچه شاهدش هستیم، تلاشی برای تبدیل بریکس از قالبی سست و رویداد ‏محور به بلوکی است که واقعاً نهادینه شده باشد. این همان تفاوت میان نمادگرایی و ساختار است. و ساختار همان جایی است ‏که قدرت واقعی در آن قرار دارد.‏

اکنون به زیمبابوه نگاه کنید.‏
این کشور رسماً چراغ سبز را برای آغاز مذاکرات رسمی جهت پیوستن به بانک توسعهٔ جدید ‏دریافت کرده است. این ممکن ‏است فنی و حتی تا حدی بوروکراتیک به نظر برسد. اما چنین نیست. برای کشوری که دهه‌ها تحت انزوای اقتصادی قرار ‏داشته، این یک دروازهٔ ورود به نظام مالی‌ای است که به‌جای شرط‌گذاری‌های غربی، بر همکاری جنوب–جنوب بنا شده ‏است. این موضوع گزینه‌های پیشِ روی یک دولت را تغییر می‌دهد. و هنگامی که یک کشور گزینه‌های بیشتری به دست ‏می‌آورد، اهرم‌های قدرت بیشتری نیز کسب می‌کند.‏

سپس نوبت به پکن می‌رسد.‏
چین به چیزی شبیه اتاق پذیرایی جامعهٔ بین‌المللی تبدیل شده است. تنها در نیمهٔ نخست سال ۲۰۲۶، این کشور میزبان ۲۶ ‏رهبر از ۲۳ کشور بوده است؛ از جمله دیدارهای مهم مقاماتی از آمریکا، روسیه و کانادا. هم‌زمان، امسال هفتادمین سالگرد ‏آغاز روابط دیپلماتیک چین با کشورهای آفریقایی گرامی داشته می‌شود.‏
چین اکنون همهٔ تعرفه‌ها (عوارض گمرکی) بر کالاهای وارداتی از ۵۳ کشور آفریقایی را حذف کرده است. این بدان ‏معناست که مرکبات آفریقای جنوبی، فلفل چیلی رواندا و فهرست بلندبالایی از محصولات دیگر، اکنون بدون پرداخت ‏عوارض گمرکی وارد بنادر چین می‌شوند. این یک اقدام نمادین نیست؛ بلکه نوعی بازتنظیم و بازآرایی است.‏
اما نکته‌ای که جریان اصلی رسانه‌ای همچنان از درک آن بازمی‌ماند این است که موضوع فقط تجارت نیست. موضوع، ‏حاکمیت ملی است. واشنگتن به زبان تحریم‌ها سخن می‌گوید. بریکس به زبان عدم مداخله. و این تفاوت اهمیت دارد.‏
این موضوع زمانی به‌وضوح آشکار شد که چین در حمایت از برزیل موضع گرفت؛ آن هم پس از آنکه آمریکا برخی ‏گروه‌های جنایی برزیل را تروریستی اعلام کرد، اقدامی که برازیلیا آن را دخالت در امور داخلی کشور می‌دانست.‏
پس این موضوع دربارهٔ لایهٔ بعدی اهرم‌های قدرت چه چیزی به ما می‌گوید؟
پاسخ در زیرساخت‌ها پنهان شده است. در پشتِ دست دادن‌ها و تیترهای خبری، بریکس در حال ساختن یک ستون فقرات ‏دیجیتال است.‏

این هفته در شیامن، «مجمع بریکس برای مشارکت در انقلاب صنعتی جدید» شبکهٔ شهرهای همکار (Network of Partner Cities) را راه‌اندازی کرد. ‏یازده شهر، از جمله دوربان، لاگوس، ووهان و بلگراد، اکنون در قالب همکاری‌هایی در زمینهٔ توسعهٔ سبز و تحول دیجیتال ‏به یکدیگر متصل شده‌اند.‏
این هم ممکن است فنی به نظر برسد. و واقعاً هم فنی است. اما بازی واقعی دقیقاً از همین حوزه‌های فنی آغاز می‌شود. با این ‏حال، تحول جالب‌تر در سیبری در حال رخ دادن است.‏
روسیه در حال تبدیل کردن سیبری به قطب جهانی محاسبات هوشواره (هوش مصنوعی) است و چین نیز از هم‌اکنون به‌عنوان ‏مشتری اصلی این پروژه وارد میدان شده است. منطق این طرح به‌شدت ساده است. هوش مصنوعی به ظرفیت عظیم ‏خنک‌سازی و مقدار عظیمی انرژی نیاز دارد. سیبری هر دو را در اختیار دارد. اقلیم این منطقه در نه ماه از سال نیمی از ‏کار خنک‌سازی را رایگان انجام می‌دهد و سدهای برق‌آبی به‌جامانده از دوران شوروی نیز برق را با هزینه‌ای بسیار کمتر از ‏شانگهای یا کشورهای غربی تأمین می‌کنند.‏
هزینهٔ ماهانهٔ راه‌اندازی یک مزرعهٔ سرور ۱۰ مگاواتی در سیبری حدود ۴۷۵ هزار دلار است. همین مجموعه در شانگهای ‏بیش از ۱٫۱ میلیون دلار در ماه هزینه دارد. این تفاوت ناچیز نیست. این یک مزیت راهبردی است. و این فقط یک ایدهٔ ‏روسی نیست. بلکه یک ضرورت برای چین نیز هست. خودروسازان چینی تولیدکنندهٔ خودروهای برقی، مانند هاوال و ‏جیلی، هم‌زمان با گسترش فعالیت در بازار روسیه، استفاده از خدمات ابری روسیه را سیزده‌برابر افزایش داده‌اند. آنچه آنها ‏واقعاً در حال ساختنش هستند صرفاً ظرفیت رایانش ابری نیست. آنها زیرساخت‌های لازم برای انطباق با مقررات را برای ‏جهانی می‌سازند که در آن بومی‌سازی داده‌ها دیگر یک استثنا نیست، بلکه به قاعده تبدیل شده است.‏
بنابراین، بار دیگر پرسش اصلی این نیست که چه چیزی را می‌بینیم. پرسش این است که چه نهادهایی در حال ساختن نظامی ‏هستند که زیر این تحولات قرار دارد.‏

اکنون به موضوعی بپردازیم که به‌ندرت به تیترهای اصلی راه پیدا می‌کند، اما تقریباً بر نیمی از جمعیت بشر تأثیر می‌گذارد: ‏کاهش خطر بلاهای طبیعی.‏
در حال حاضر، از سوم تا پنجم ژوئن، نمایندگان هر یازده کشور عضو بریکس در پوریِ ایالت اودیشا گرد هم آمده‌اند. و ‏انتخاب این محل تصادفی نیست.‏
اودیشا به یکی از الگوهای جهانی در مدیریت طوفان‌های حاره‌ای و سامانه‌های هشدار زودهنگام تبدیل شده است. بنابراین، ‏این یک نشست نمادین نیست؛ بلکه نشستی عملیاتی است. آنچه در اینجا در حال شکل‌گیری است، چیزی است که از آن با ‏عنوان «معماری جنوب–جنوب برای تاب‌آوری در برابر بلاهای طبیعی»‏‏ یاد می‌کنند.‏
یکی از اجزای این طرح، پیمان پیشنهادی بریکس برای پایش یخ‌کرهٔ هیمالیا است؛ چارچوبی برای تبادل داده‌های بلادرنگ ‏به‌منظور رصد عقب‌نشینی یخچال‌های طبیعی در هند، چین و روسیه. این یک نمایش ظاهریِ زیست‌محیطی نیست. این مسئله ‏به بقا مربوط می‌شود.‏
سواحل اقیانوس اطلس برزیل، نوار ساحلی اقیانوس هند در آفریقای جنوبی، و دلتای رود مروارید در چین، همگی از ‏کانون‌های آسیب‌پذیر در برابر تغییرات نامطلوب آب‌وهوایی/اقلیمی به شمار می‌روند. کشورهای بریکس اکنون این واقعیت را ‏درک کرده‌اند.‏

بنابراین، به‌جای آنکه منتظر نهادهای غربی بمانند، نهادهایی که سال‌ها دربارهٔ تأمین مالی خسارت‌ها و آسیب‌های ناشی از ‏تغییرات آب‌وهوایی سخن گفته‌اند، اما دستاورد اندکی داشته‌اند، در حال ایجاد یک مجموعهٔ مشترک دانش و اطلاعات هستند. ‏این یک تغییر مهم است. در شرایط بحران، هر کس داده‌ها را کنترل کند، پاسخ به بحران را نیز کنترل خواهد کرد.‏
و این ما را به پرسش سخت‌تری می‌رساند:‏
وقتی «تاب‌آوری» (‏resilience‏) خودش به بخشی از راهبرد منابع تبدیل می‌شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ این ما را به ‏متناقض‌ترین و در عین حال روشن کننده‌ترین بخش کل ماجرا می‌رساند: انرژی.‏
در سال ۲۰۲۵، کشورهای بریکس رکوردهای انرژی‌های تجدیدپذیر را شکستند و ۴۹۷ گیگاوات ظرفیت خورشیدی و بادی ‏جدید اضافه کردند‏. این جهش تقریباً به‌طور کامل توسط چین و هند هدایت شد. روی کاغذ، این یک نقطه‌عطف در انرژی ‏پاک است. و همین‌طور هم هست. اما در عین حال، یک گذار دو تکه نیز هست.‏
در همان دوره، این بلوک بیشترین افزایش خالص ظرفیت سوخت‌های فسیلی را نیز ثبت کرد: ۱۱۵ گیگاوات. این تناقض یک ‏نکتهٔ مهم را آشکار می‌کند. جنوب جهانی قصد ندارد برای رسیدن به هدف‌های آب‌وهوایی/اقلیمی‌ای که در جای دیگری تعریف ‏شده‌ است رشد صنعتی‌اش را قربانی کند.‏
در ایالت‌هایی مانند گجرات، تولید برق از زغال‌سنگ رو به کاهش است، در حالی که ظرفیت کلی تولید برق همچنان در حال ‏افزایش است. این نشان می‌دهد که گذار در حال وقوع است، اما خطی و ساده نیست. این گذار بر اساس شرایط و منطق خودش ‏مدیریت می‌شود.‏

و سپس به لایهٔ مواد معدنی می‌رسیم.‏
نهادهایی در هند و آفریقای جنوبی در حوزهٔ پژوهش پیشرفته دربارهٔ لیتیوم، کُبالت و عناصر خاکی کمیاب با یکدیگر ‏همکاری کرده‌اند‏. اما نکتهٔ اصلی فقط استخراج نیست. بلکه فرآوری است. این یعنی بازیافت است. این یعنی کنترل بر ‏زنجیرهٔ تأمین باتری از ابتدا تا انتها است. این همان جایی است که ارزش واقعی قرار دارد.‏

حتی اقیانوس‌ها نیز اکنون بخشی از این تغییرند.‏
کشورهای بریکس بیش از ۶۰درصد تولید جهانی ماهی را در اختیار دارند. این کشورها از طریق برنامهٔ «تحول آبی» در ‏حال نوسازی شیلات سنتی برای تأمین امنیت غذایی ۳٫۵میلیارد نفرند. این امنیت منابع در گسترده‌ترین معنای آن است: نه‌فقط ‏انرژی؛ نه‌فقط مواد معدنی، بلکه غذا، آب، و نظام‌هایی که جوامع را سرپا نگه می‌دارند.‏

پس چه کسی واقعاً از همهٔ اینها سود می‌برد؟
اگر این مسیر ادامه پیدا کند، در ۱۲ تا ۲۴ ماه آینده اصطلاح «اقتصادهای در حال ظهور» دیگر معنایش را از دست خواهد ‏داد. دیگر شاهد «ظهور» این کشورها نیستیم. شاهد رهبری آنها هستیم.‏
از مراکز هوشواره (هوش مصنوعی) در سیبری تا پیمان‌های تاب‌آوری امضا شده در پوری، جنوب جهانی در حال ساختن ‏یک سیستم موازی است، سیستمی که در آن تجارت، فناوری و امنیت دیگر مشروط به تایید غرب نیست.‏
و این بخش مهمی است که باید به خاطر سپرد: بریکس در حال تبدیل تناقض‌ها به قدرت است. انرژی‌های تجدیدپذیر در کنار ‏سوخت‌های فسیلی در سطح رکورد. دیپلماسی در کنار زیرساخت. حاکمیت در کنار وابستگی متقابل.‏
این وضعیت ممکن است از بیرون آشفته و متناقض به نظر برسد، اما نظم چند قطبی واقعی هنگام شکل‌گیری دقیقاً همین‌گونه ‏به نظر می‌رسد.‏
این ماجرا دربارهٔ جایگزین کردن نهادهای قدیمی نیست. بلکه دربارهٔ وادار کردن آنها به مواجهه با واقعیتی است که دیگر ‏نمی‌توانند آن را موقتی فرض کنند.‏

پس وقتی به هفتهٔ پیش رو نگاه می‌کنید، یک سؤال از خودتان بپرسید: آیا شاهد جهانی پراکنده‌تر هستیم، یا جهانی که سرانجام ‏در حال رسیدن به نوعی تعادل است؟

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: رسیدن به صلح، ماندن در بحران
Next: پیچیدگی‌های بودجهٔ نظامی و ساختار چندلایهٔ تأمین مالی نیروهای مسلح در ایران
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved