Skip to content
ژوئن 16, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • چهار مسئلهٔ کلیدی ایران در مذاکرات ۶۰روزه
  • ایران
  • دیدگاه‌ها

چهار مسئلهٔ کلیدی ایران در مذاکرات ۶۰روزه

عرفان علمشاهی

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵

تفاهم‌نامهٔ اولیه را صرفاً باید یک قدم رو به جلو برای پایان یافتن مسائل مورد مناقشه با آمریکا دانست، نه چیزی بیشتر. خواست‌های دو طرف در مقایسه با دو مذاکرات پیشین (اردیبهشت و اسفند ۱۴۰۴) به یکدیگر نزدیک شده، اما موانع بسیاری وجود دارد که موفقیت نهایی مذاکرات را دشوار می‌کند.

تفاهم‌نامهٔ اولیه برای پایان جنگ رمضان میان ایران و آمریکا به‌زودی امضا خواهد شد. رسیدن به چنین مرحله‌ای به معنای آن است که دو طرف بیش از گذشته خواهان اتمام درگیری نظامی هستند. مطابق گزارش‌ها، این تفاهم‌نامه شامل آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شدهٔ ایران، تعلیق برخی تحریم‌ها، پایان محاصرهٔ دریایی، بازگشایی تنگهٔ هرمز، پایان جنگ در تمام جبهه‌ها، تعهد ایران به پرهیز از دستیابی به سلاح هسته‌ای، و از همه مهم‌تر آغاز دو ماه مذاکره برای انعقاد توافق هسته‌ای نهایی است. این ۶۰ روز چالش‌های بسیاری به همراه خواهد داشت و ایران باید چند مسئلهٔ کلیدی را در نظر داشته باشد.

۱. عقب‌نشینی هسته‌‎ای ترامپ شاید دوام نداشته باشد

ترامپ اعلام کرده که ایران حق غنی‌سازی در سطوح پایین و رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم با غنای بالا در خاک خودش را خواهد داشت. این مهم‌ترین چرخشی است که ترامپ از زمان آغاز جنگ ۱۲روزه در قبال مسئلهٔ هسته‌ای داشته است. با وجود این، شخصیت ناپایدار ترامپ می‌تواند به تغییر مجدد در مواضع بینجامد. افزون بر این، حزب جمهوری‌خواه تا کنون غنی‌سازی را خط قرمزش اعلام کرده است و به ترامپ فشار می‌آورد تا موضع سختگیرانهٔ پیشین را مجدداً اتخاذ کند. در مجموع، هنوز تکلیف برنامهٔ هسته‌ای تعیین نشده است.

۲. بازگشت‌پذیری بیش از سایر مسائل هسته‌ای اهمیت دارد

آمریکا خواستار پذیرش تعهدهای هسته‌ای فراتر از برجام از جانب ایران است، از جمله تعلیق موقت غنی‌سازی (به ادعای ترامپ ۲۰ یا در نهایت ۱۵ سال)، کاهش سقف ذخایر اورانیوم با غنای پایین (۵ و زیر ۵درصد)، افزایش نظارت‌ها، محدودیت بیشتر در تحقیق و توسعه، کاهش تعداد سانتریفیوژها، و کاستن از تعداد تأسیسات هسته‌ای فعال. این محدودیت‌ها- که پذیرش اغلبشان اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد- فاصلهٔ ایران را با وضعیت هسته‌ای پیش از جنگ ۱۲روزه افزایش خواهد داد، اما این فاصله نباید به قدری باشد که با برچیدن (Dismantlement) هسته‌ای تفاوت چندانی نکند. ایران باید بتواند به فاصلهٔ زمانی بهینه در بحث بازگشت‌پذیری دست یابد.

مهم‌ترین علت ضرورت این موضوع در ناپایدار بودن هرگونه توافق سیاسی با آمریکا است. احتمال قابل توجهی وجود دارد که این توافق در کنگره به تصویب نرسد، زیرا بخش قابل توجهی از جمهوری‌خواهان و حتی برخی دموکرات‌ها (به‌دلیل رقابت سیاسی با جمهوری‌خواهان بر سر پروندهٔ ایران یا صرفاً ضدیت با ایران) آن را به تصویب نرسانند. همچنین، تجربهٔ دولت نخست ترامپ نشان داد که سرنوشت توافق‌های سیاسی به اینکه چه کسی در کاخ سفید باشد وابسته است. ایران در صورت مخالفت کنگره و بدون بازگشت‌پذیری نمی‌تواند تضمینی دریافت کند که رؤسای جمهور آینده آمریکا نیز این توافق را خواهند پذیرفت.

۳. مذاکرات ۶۰روزه نباید مقدمهٔ ترامپ برای خرید زمان باشد

پایان دائمی جنگ به‌عنوان انگیزه و هدف نهایی ترامپ از تفاهم‌نامه صرفاً یکی از سناریوها است. ممکن است ترامپ مذاکرات ۶۰روزه و بازگشایی تنگهٔ هرمز را صرفاً ابزاری برای کنترل بازارها تا انتخابات میان‌دوره‌ای ببیند. به عبارت بهتر، ترامپ شاید بخواهد مذاکرات ۶۰روزه را (که تا ۲۵ شهریور خواهد بود) طولانی‌تر کند تا از پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای (آبان‌) اطمینان حاصل کند. فاصلهٔ پایان مذاکرات تا آغاز انتخابات میان‌دوره‌ای اندک است. به همین خاطر، ایران باید از هرگونه تمدید زمان مذاکرات اجتناب کند.

۴. پرونده لبنان باز و ترامپ در مهار نتانیاهو ناتوان بوده است

اگر برنامهٔ هسته‌ای مهم‌ترین چالش مذاکرات پیشین میان ایران و آمریکا بود، در مذاکرات ۶۰روزه لبنان به چالش جدّی‌تری تبدیل شده است. نتانیاهو ملاحظات امنیتی و سیاست داخلی (نزدیکی به انتخابات پارلمانی) دارد که به او اجازهٔ پایان دادن به جنگ و عقب‌نشینی نیروها از جنوب لبنان را نمی‌‎دهد. چنین کاری هزینهٔ سیاسی زیادی برای او خواهد داشت. تجربهٔ دو حملهٔ اخیر به بیروت و حمله‌های مداوم به رهبران حماس از زمان آتش‌بس در غزه نشان می‌دهد آمریکا توان یا میل چندانی برای فشار آوردن به اسرائیل ندارد. این در حالی است که بقای حزب‌الله و امنیت شیعیان لبنان خط قرمز ایران است. اگر ترامپ نتواند نتانیاهو را متقاعد به عقب‌نشینی کند، ایران یا باید از مذاکرات خارج شود یا به طریق دیگری مستقیماً اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی کند.

نکات مطرح‌شده به معنای آن است که تفاهم‌نامهٔ اولیه را صرفاً باید یک قدم رو به جلو برای پایان یافتن مسائل مورد مناقشه با آمریکا دانست، نه چیزی بیشتر. خواست‌های دو طرف در مقایسه با دو مذاکرات پیشین (اردیبهشت و اسفند ۱۴۰۴) به یکدیگر نزدیک شده، اما موانع بسیاری وجود دارد که موفقیت نهایی مذاکرات را دشوار می‌کند.

از وبگاه اندیشکده تهران

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: کودکی در شیفتِ کاری: بررسی جنبه‌های پنهان کار کودک در ایران در نشست «کارت قرمز به کار کودک»
Next: ولکر تورک: دست‌کم ۴۰ نفر با اتهام‌های امنیتی در ایران اعدام شده‌اند
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved